مردي که بعد از به قتل رساندن همسر اولش و مجروح کردن فرزندانش متواري شده و دختر جواني را به عنوان سومين همسر به عقد خود درآورده بود توسط پليس دستگير شد.
پيگيري هاي پليس براي دستگيري اين مرد زماني آغاز شد که مسوولان حراست بيمارستاني در اراک خبر دادند امدادگران اورژانس مادري را به همراه دو فرزندش که نيمه جان هستند به بيمارستان انتقال داده اند.
در حالي که ماموران به سمت بيمارستان در حرکت بودند خبر رسيد مادر خانواده در اثر شدت جراحات جان باخته اما فرزندانش زنده هستند و به دليل آسيب شديد که به آنها وارد شده است بايد چند روزي در بيمارستان بمانند.
ماموران در گام بعدي تحقيقات خود نجات يافتگان را مورد بازجويي قرار دادند. آنها در تحقيقات خود متوجه شدند ضارب پدر62ساله خانواده است و بعد از اينکه با اسلحه به سوي اعضاي خانواده اش شليک کرده، متواري شده است.
يکي از مجروحان به پليس گفت؛ پدرم همسر ديگري به جز مادرم داشت و به همين خاطر آنها هميشه با هم اختلاف داشتند. او هميشه به همسر دومش بيشتر اهميت مي داد و بيشتر درآمدش را در اختيار او قرار مي داد و مادرم از او مي خواست اين کار را نکند. روز حادثه مطابق معمول آنها با هم بحث کردند و پدرم که به شدت عصباني شده بود يک سلاح برداشت و به طرف هر سه نفر ما شليک کرد و بعد متواري شد.
با توجه به اين گفته ها تحقيقات پليسي براي دستگيري اين مرد آغاز شد اما ماموران نتوانستند او را به دام بيندازند.
به همين خاطر تصوير متهم در اختيار ماموران سراسر کشور قرار گرفت تا اينکه مدتي پيش نيروي انتظامي شيراز اعلام کرد مردي را با مشخصات متهم فراري شناسايي کرده است.
زماني که ماموران اطمينان پيدا کردند اين مرد همان متهم تحت تعقيب است مخفيگاه او را محاصره و وي را در يک فرصت مناسب دستگير کردند.
مرد 62ساله که مي ديد چاره يي به جز اعتراف به قتل ندارد کشتن همسر اولش را گردن گرفت و گفت؛ از آنجايي که من دو همسر داشتم همسر اولم مرتب با من درگير مي شد. او فکر مي کرد من به همسر دومم بيشتر اهميت مي دهم، به همين خاطر از من ايراد مي گرفت و دعوا مي کرد. روز حادثه دوباره بر سر اينکه چرا به همسر دومم پول بيشتري مي دهم با من دعوا کرد. من که به شدت عصباني شده بودم و نمي توانستم بر خودم مسلط باشم سلاحي را که از مدت ها پيش تهيه کرده بودم، برداشتم و به سمت او شليک کردم. فرزندانم هم در آنجا بودند. آنها به سمت مادرشان رفتند تا جلوي شليک ها را بگيرند. من به فرزندانم هم تيراندازي کردم و در نهايت متواري شدم.
متهم ادامه داد؛ چند روزي خود را مخفي کرده بودم تا اينکه تلفني متوجه شدم همسرم فوت شده است و بعد از آن از اراک به شيراز آمدم. در شيراز با دختري که 30 سال بيشتر نداشت، آشنا شدم و تصميم گرفتم با او ازدواج کنم. به خواستگاري اش رفتم و زماني که موافقت خانواده اش را گرفتم او را به عقد خودم درآوردم و در مورد اينکه قبلاً دو بار ازدواج کرده و همسر اولم را به قتل رسانده ام، چيزي نگفتم. ما مدتي با هم زندگي کرديم. هيچ مشکلي با هم نداشتيم اما به خاطر عذاب وجداني که داشتم از زندگي ام لذت نمي بردم تا اينکه توسط پليس دستگير شدم.
بنا بر اين گزارش متهم در حال حاضر بازداشت است و تحقيقات از وي همچنان ادامه دارد. |