میرحسین موسوی دیروز در پیامی خطاب به ملت شریف و حامیان «تغییر سبز» ضمن انتشار بیانیه ای اعلام کرد: «خشونت ورزی و زیاده روی شیوه زورگویان متعصب است، ما رنگ سبز را برگزیده ایم تا صلح را به یادمان آورد؛ سبز رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است.»
پیام میرحسین موسوی به حامیان خود به این شرح است: «بسمه تعالی
مشارکت در فعالیت ها و رقابت های انتخاباتی امری است خجسته و کارساز، و تمرینی است به سوی مردم سالاری که این روزها ایرانیان به شیوه هایی خلاق و خودجوش بدان تمایل و اشتیاق یافته اند. این موج که اکنون خود را به رخ می کشد کار امروز و این چند روز نیست، سال هاست که جریان دارد و ادامه خواهد یافت. گاه به بهانه چیزی یا کسی سر بر می کشد و گاه دیگر فرود می آید تا وقت وقتش دوباره برخیزد. گونا گونی مردم، جلوه های حضور آنان در عرصه عمومی و فعالیت های اجتماعی و سیاسی را نیز گوناگون و رنگ رنگ کرده است؛ رنگ هایی هماهنگ یا در ستیز که اگر دستانی هنرمند، به فراوانی همه ایرانیان، آنها را به کار برند، حاصل کار، هرچه باشد، مایه امید است و اگر به دست کسانی ناشی و بی هنر افتند، نتیجه، نامطبوع و زننده می شود و هدف اصلی که همان آزمودن زندگی عقلانی و گسترش روح بردباری است، بر باد خواهد داد.
خشونت ورزی و زیاده روی شیوه زورگویان متعصب است، ما رنگ سبز را برگزیده ایم تا صلح را به یادمان آورد؛ سبز رنگ رشد است، رنگ اخلاق و معنویت است، رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است. ما سرباز آزادی و اخلاق و عدالتیم، مراقب باشیم که قواعد بازی خشونت و زیاده روی را بر ما تحمیل نکنند. این بازی را به شیوه آزادگان و صالحان باید پیش برد و برد. از همه کسانی که زیر رنگ سبز گرد آمده اند، انتظار می رود از خشونت و خشونت طلبان کناره گیری کنند، حقوق مخالفان را پاس دارند و قانون، اخلاق و قواعد اجتماعی را محترم شمارند تا رفتارشان الگویی برای آزادگی و بردباری به دست دهد و زمینه ای فراهم آورد تا رویای مردم برای ایرانی آزاد و آباد، به واقعیت نزدیک تر شود؛ ایرانی که در آن کارگر غصه نان شب فرزندانش را نداشته باشد، کشاورز همه دارایی و سرمایه اش را همیشه در خطر تندبادی ناگهانی نبیند، زنان احساس ناامنی و بی پناهی نکنند و مجبور نباشند برای برخورداری از کمترین حقوق خود به هر ستمی تمکین کنند، کودکان در امان باشند، آزار نبینند و در آغوش مادران شان و اگر ممکن نشد در آغوش اجتماع بیاسایند و ببالند؛ منزلت سالمندان، بزرگمردان و شیرزنانی که عمر خود را صرف خدمت به این سرزمین کرده اند، محفوظ بماند و سفره های شان گسترده و دستان زحمت کشیده شان پربرکت باشد و عاطفه تقسیم کند؛ پدران و مادران نگران آینده فرزندشان نباشند؛ دختران و پسران شایسته، دوشادوش و برابر در حقوق و فرصت ها، با چشم اندازی روشن در پیش رو و امیدوار به زندگی، از اینکه در ایران زاده شده اند به خود ببالند و آزاد از موانع مزاحم و ناروا، برای ساختن آینده خود و میهن شان بکوشند؛ معلمان، ولی نعمتان جامعه باشند و فارغ از گرفتاری معاش، بکوشند کودکان مان را فرزند زمان خویش و شهروندانی آگاه و مسوول بار آورند و به فرزندان مان گذشت و دوستی و احترام عقاید مخالف و ایستادگی در برابر ستم بیاموزند تا نسلی پرورده شوند که در صلح زندگی کنند و خودکامگی را تاب نیاورند؛ نویسندگان و هنرمندان و دانشمندان مان آزاد باشند تا تخیلات، خلاقیت ها و ابتکارات خود را بدون ترس از محدودیت های ناروا بروز دهند؛ پیروان ادیان و مذاهب و فرقه های مختلف، در کنار هم با دوستی و آرامش زندگی کنند و هیچ کس به خاطر عقاید خود مورد سرزنش و عتاب قرار نگیرد و متحمل محرومیت های اجتماعی نشود؛ بیان عقاید آزاد باشد و کسی به خاطر ابراز عقیده، شکنجه و آزار نبیند؛ اقلیت های قومی و نژادی، ایران را از خود و خود را همواره ایرانی بدانند و در اداره امور کشور عادلانه سهیم شوند؛ فرصت طلبان مزور، شهدای پاک ایران و اسلام را سرمایه زر و زور خود قرار ندهند؛ میهن دوستی، آزادگی و فداکاری به فراموشی سپرده نشود و جانبازان، سرافراز بمانند و خود را زیان دیده نپندارند؛ مفسدان کیسه خود را از اموال عمومی انباشته نکنند و امکانات عمومی را به نفع خود مورد سوءاستفاده قرار ندهند، فرصت طلبان از حلقوم ملت نبرند و بیت المال را که به فرموده امیر عدالت، علی (ع) حق بیوه زنان و یتیمان است عرصه تاراج خود و تبار خود نسازند و...
به امید آن روز و با اطمینان از موفقیت، سنجیده و مصمم دست به کار شویم و اجازه ندهیم آنان که از اوضاع آشفته سود می برند با تحمیل زیاده روی و خشونت و بداخلاقی، ابتکار عمل را به دست گیرند.
در خاتمه لازم می دانم از بذل عنایت و میزبانی محبت آمیز مردم ایران از جمله پیشه وران و صنعتگران، فرهیختگان و هنرمندان، فرهنگیان و ارباب رسانه و مطبوعات، کارگران و کشاورزان و کارمندان، مرزبانان و نظامیان، دانش آموزان و دانشجویان، نوباوگان و سالمندان، ورزشکاران و صنوف، اقوام و اقلیت ها، زنان و جوانان و به ویژه روستاییان زحمتکش و صبور تشکر نمایم و اطمینان دهم که همراهی و همنشینی من و مردم در صورت پیروزی در انتخابات نیز با اشتیاق ادامه خواهد یافت.
همچنین از همه آنان که توفیق دیدارشان را نداشتم عذر می خواهم و امیدوارم در موعدی مناسب افتخار و لذت دیدار حاصل گردد. این فرزند کوچک ملت، آرزویی جز تحقق آرمان های مردم ایران و یادآوری راه امام(ره) در سینه ندارد و امیدوار است فرصتی دست دهد تا به کمک مردم و میثاق وفاق عمومی، پرکاری و فداکاری و هم افزایی سرمایه های ارزنده اجتماعی، موانع رفاه و آزادی برطرف و نارسایی جبران گردد.» |