دايي و خواهرزاده همزمان از همسران شان جدا شدند
اعتماد , چهارشنبه 24 تير 1388 - ساعت 12:05

اختلافات يک تازه عروس با همسرش پاي دايي او را نيز به ميان کشيد و باعث شد دايي و خواهرزاده در يک روز و با حکم يک دادگاه از همسران شان جدا شوند.

 

اختلافات يک تازه عروس با همسرش پاي دايي او را نيز به ميان کشيد و باعث شد دايي و خواهرزاده در يک روز و با حکم يک دادگاه از همسران شان جدا شوند.
تازه عروسي که با برادر همسر دايي خود ازدواج کرده بود، به خاطر اختلافات خانوادگي تصميم به طلاق گرفت و دايي او نيز به حمايت از خواهرزاده اش از همسر خود جدا شد.
چهار سال پيش مسعود که مردي 36 ساله، بود پس از ديدن مريم که تا 28 سالگي ازدواج نکرده بود به وي علاقه مند شد و تصميم گرفت با او ازدواج کند.
مذاکرات اوليه بين خانواده اين دو نفر به خوبي پيش رفت و سرانجام آنها با مهريه 114 سکه پاي سفره عقد نشستند و زندگي مشترک شان را آغاز کردند. زندگي مسعود و مريم در سال هاي اول به خوبي پيش مي رفت و اين زوج در بين هر دو فاميل زبانزد بودند. اين موضوع باعث شد بزرگ ترهاي فاميل به محکم تر کردن پيوندهاي خانوادگي شان فکر کنند. از اين رو زمينه هاي عقد فرشته که خواهرزاده مسعود است، با برادر مريم که همايون نام دارد، فراهم شد.
فرشته بارها وقتي به خانه دايي اش رفته بود همايون را ديده بود و از سوي ديگر همايون نيز علاقه اش را به فرشته پنهان نمي کرد و از مدت ها پيش اين ماجرا را با خواهرش در ميان گذاشته و از او خواسته بود به خواستگاري فرشته برود. به اين ترتيب بزرگ ترهاي فاميل گرد هم آمدند تا دومين وصلت بين دو خانواده سر بگيرد.
اين ماجرا در حالي اتفاق افتاد که چهار سال از ازدواج مسعود و مريم مي گذشت و همچنان رابطه خوبي بين آنها حاکم بود.
در مراسم خواستگاري مهريه فرشته مثل زن دايي اش 114 سکه بهار آزادي تعيين شد و چند روز بعد و پس از برگزاري مراسمي مفصل زندگي مشترک فرشته و همايون آغاز شد.
همه گمان مي کردند دومين وصلت هم مثل ازدواج اول به زندگي خوب و پايداري منجر مي شود اما در همان هفته هاي اول بارقه هاي اختلاف در زندگي زوج جوان به خوبي قابل مشاهده بود.
مسعود که از اين ماجرا سخت نگران شده بود، با خواهرزاده اش چند مرتبه گفت وگو کرد تا از مشکلات او و شوهرش باخبر شود اما حرف هاي فرشته تلخ و نگران کننده بود.
او از رازي که همايون تا آن زمان آن را پنهان کرده بود، مطلع شده بود و نمي توانست شرايط را تحمل کند. فرشته به دايي اش گفت تازه داماد به مواد مخدر اعتياد دارد و او حاضر نيست با شوهر معتادش زندگي کند.مسعود فوراً اين موضوع را با همسرش در ميان گذاشت.
باور اين مشکل براي مريم سخت بود و باعث شد او اين ماجرا را انکار کند. مريم به همسرش گفت برادرش جوان پاکي است و حرف هاي فرشته درباره اعتياد او دروغ است.
اينچنين بود که مسعود و مريم پس از چهار سال زندگي با هم دچار اختلاف شدند. يکي از خواهرزاده اش طرفداري مي کرد و ديگري از برادرش.
به تدريج کار بالا گرفت و مريم هم مثل فرشته خانه شوهرش را ترک کرد و به حالت قهر به منزل پدرش رفت.
در چنين شرايطي باز هم بزرگان فاميل دور هم جمع شدند اما اين اختلافات بين آنها نيز به خوبي مشهود بود.
بنابراين هر دو طرف آخرين راه را انتخاب کردند و تصميم گرفتند در يک روز به دادگاه خانواده بروند و از هم جدا شوند.
پس از انجام مقدمات قانوني صبح ديروز مسعود و خواهرزاده اش همراه با مريم و برادرش براي جدايي به شعبه 268 دادگاه خانواده رفتند و در جلسه يي مشترک مشکلات شان را براي قاضي حسن عمو زادي بازگو کردند.
مسعود از زندگي چهارساله اش با مريم گفت و از اينکه چطور ازدواج خواهرزاده اش با برادر زنش زندگي آنها را دچار کشمکش کرده است.
همچنين فرشته نيز در مورد اعتياد همسرش صحبت کرد و گفت اين موضوع همه روياهايش را به باد داده است.
فرشته از علاقه اش به همايون گفت و اعلام کرد او را دوست دارد اما حاضر نيست اعتيادش را تحمل کند.
از سوي ديگر مريم و برادرش ماجراي اعتياد را انکار کردند و گفتند خانواده مسعود به دنبال بهانه جويي هستند.
در چنين شرايطي قاضي عمو زادي سعي کرد با آرام کردن طرفين آنها را به صلح و سازش دعوت کند اما آتش اختلافات آنچنان شعله ور بود که هيچ يک حاضر به کوتاه آمدن از خواسته شان نبودند.
بنابراين با پافشاري اين دو زوج براي جدايي از هم، سرانجام حکم طلاق صادر شد و به اين ترتيب دايي و خواهرزاده در يک روز و با حکم يک قاضي از همسران شان جدا شدند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news135543.html