هر رسانهاي براي ارتباط با مخاطبانش از قالبهاي مختلفي استفاده ميكند. اما به نظر ميرسد رسانه تلويزيون در بين ساير رسانهها از امكانات و انعطاف بيشتري برخوردار است.
گذشته از فيلم، سريال و قالبهاي نمايشي مختلف، مستندها، برنامههاي گزارشي و خبري، ميزگردها و گفت وگوها و... قالبهاي مختلفي هستند كه مديران و برنامه سازان ميتوانند بسته به پيامي كه ميخواهند منتقل كنند، از آنها استفاده كنند.
طبيعي است كه برنامههاي نمايشي در ميان اين قالبها از پتانسيل بيش تري براي جذب مخاطب برخوردارند. ولي غير از آنها، كدام يك از بقيه قالبها بر ديگري ارجحيت دارد؟ بررسي دلايل اين ارجحيت را ميتوان از منظر افراد مختلفي مثل سياستگزاران و برنامهريزان رسانه، برنامهسازان و همچنين مخاطبان به عنوان آخرين حلقه اين زنجيره مورد بررسي قرار داد.
چنان كه فضلالله شريعتپناهي، مدير گروه اجتماعي شبكه سه سيما چندي پيش در گفتگو با يك خبرگزاري براي اعلام برنامه از فعاليت بيشتر گروه اجتماعي براي مستندسازي و پخش كمتر برنامههاي زنده گفتگو خبر داد. اين گزارش ميخواهد ضمن بررسي ارجحيت اين دو قالب نسبت به هم، جايگاه برنامههاي گفتگو محور را بيشتر روشنتر كند.
سرمايهگذاري بيشتر براي مستند
محمدرضا شهيديفر اين طبقهبندي و ارزشگذاري را خيلي مناسب و خوشايند ارزيابي نميكند. به عقيده او هركدام از اين دوقالب ضرورتها و كاركرد خودشان را دارند و انتخاب هركدام به تحليل موضوع و برآورد شرايط با توجه به بودجه و موضوع و زمان پخش و مخاطب نياز دارد.
اين تهيه كننده و مجري موفق راديو و تلويزيون ميگويد: مستندسازي در ايران خيلي سخت است و چون امكانات و ملزوماتش هم در تلويزيون فراهم نبوده، خيلي جا نيفتاده. براي همين در برنامههاي گفتگو محور ورزيدهتر شدهايم.
او ادامه ميدهد: مستند هم از نظر محتوايي و هم از نظر زاويه ديد و تكنيك قابليتهاي زياد و غريبي دارد. اما عدم شناخت ما از اين موضوع باعث ميشود هزينه و نيروي انساني مورد نياز را برايش صرف نكنيم و در نتيجه جواب دلخواهمان را هم نگيريم. اگر با وجود تعدد شبكهها، سياست و برنامهريزي مديران تغيير كند، نتيجه بهتري در انتظار ما خواهد بود.
شهيديفر كه با تهيه و اجراي برنامه صبحگاهي «مردم ايران سلام» در طول 2 سال به نوعي توقعها را از تاك شوهاي زنده بالا برد، در ادامه با تاكيد بر اين كه مقايسه برنامههاي گفتگومحور با مستند نوعي قياس معالفارق است، ادامه ميدهد: ترجيح برنامه مستند به برنامه گفتگومحور هم كلامي است و در عمل اتفاق نميافتد. براي همين گذشته از حمايتي كه درست و به اندازه انجام نميشود، اگر فقط و فقط فاكتور تعداد مخاطب را در نظر بگيريم، گفتگومحورها موفق تر نشان ميدهند و نسبتا بيننده بيشتري دارند. در همه جاي دنيا هم همين جور است و تاك شوها محبوبترين و پربينندهترين برنامهها هستند.
او توضيح ميدهد: شايد يكي از دلايل توليد زياد تاك شوها توليد سادهتر و ارزانتر آنها باشد و يا اين كه به عبارت ديگر ما آنها را ساده و ارزان ميسازيم در حالي كه الزاما اين طور نيست و حتي ميتواند گرانتر هم دربيايد. ولي تلويزيون حاضر نيست از اين مزيت نسبي يعني ارزاني صرف نظر كند و برنامههايي خاص با هزينههاي بالاتر توليد كند. اين ارزاني در كنار محدوديتي كه ايجاد ميكند، نوعي قابليتهاي ويژه و خلاقيت را هم ايجاد كرده ولي در كل برآيند منفياش بيشتر است.
شهيدي فر طراحي نسنجيده، عدم انتخاب دقيق موضوع و همچنين نسنجيدن مختصات فرهنگي و تاثيرات اجتماعي را عواملي ميداند كه باعث ميشود يك برنامه از حداقلهاي ژورناليستي هم بيبهره باشد و اين در درازمدت به كليت رسانه هم لطمههاي زيادي ميزند: قبل از هرچيز بايد همه از مدير و سياستگذار و برنامهساز گرفته تا مخاطب، رسانه تلويزيون را درست تعريف كنيم و در موردش به تعريف درستي برسيم. در غير اين صورت مثل چيزي كه از اول تا حالا بوده خوبيها و بديهايش را تصادفي ميشناسيم و قابليتهايش را با آزمون و خطا و تصادفي پيدا ميكنيم.
جايگاه غيرقابل انكار گفتگو محورها
يكي از تهيهكنندگان برنامه «اين شبها» هم عقيده دارد كه بنا به تجربه اگر اين برنامهها ساختار خوبي داشته باشند و نكات مورد نياز مخاطب را به او منتقل كنند، ميتوانند خيلي خوب با او ارتباط برقرار كنند: برنامههاي گفتگو محور به عنوان يكي از زيرمجموعههاي تاك شوها هميشه نه تنها در تلويزيون ما بلكه در همه دنيا جايگاه ويژه و غير قابل انكاري داشتهاند. همين حالا خود ما هم اين اثرگذاري را در برنامه خودمان كه در حوزه مسائل ديني و مذهبي است ميبينيم و برايمان جالب است كه علاوه بر مخاطب عام بخش زيادي از نخبگان جامعه هم آن را ميبينند و ارتباط برقرار ميكنند.
مجيد نادري ادامه ميدهد: اين اتفاق ثابت ميكند كه چطور ميشود از يك برنامه با ظاهر و ساختار ساده بيشترين بهره را گرفت. اگر سوالات و موضوعات خوب و ارزشمند را در بسته بندي خوب به بيننده منتقل كنيم و اطلاعات خوب و درست را به او منتقل كنيم و درست رصد كنيم و مسائل را صادقانه با او در ميان بگذاريم، نتيجه هم مورد توجه او قرار ميگيرد و به خوبي با آن ارتباط برقرار ميكند.
تهيه كننده «اين شبها» با حدود 12 سال تجربه تهيهكنندگي در گروه معارف، به نقش انتخاب درست عواملي مثل دكور، مهمان و مجري تاكيد ميكند و تجربه زنده بودن يك برنامه را هم خيلي خوب ارزيابي ميكند: در يك برنامه زنده كارشناس حرفش را بدون ملاحظاتي كه ممكن است در يك برنامه توليدي با آن روبهرو باشيم روي آنتن ميبرد و اين ارتباط مستقيم و بيواسطه با مخاطب، محاسن خيلي زيادي دارد. البته خيلي از اين چيزي كه با عنوان حسن يا عيب از آن نام ميبريم، سليقهاي است. ولي به هر حال برنامه زنده با شرايط روز تناسب بيشتري دارد.
|