پرونده دو مرد که مدعي هستند براي جلوگيري از تعرض مرتکب قتل شده اند به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
بنا به محتويات اولين پرونده که به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شده مردي که مدعي است افرادي قصد داشتند به دخترش تعرض کنند به ارتکاب قتل متهم شده است.
اين مرد که فرج نام دارد زماني که دستگير شد، توضيح داد مردي را که به زور وارد خانه اش شده بود به قتل رساند.
اولين برگ از اين پرونده پنج سال پيش با تلفن يکي از همسايه هاي فرج و زماني تنظيم شد که اين مرد به پليس خبر داد جواني با شليک گلوله به قتل رسيده است.
هنگامي که ماموران در محل حاضر شدند جسد غرق در خون مردي را پيدا کردند که در اولين پله از يک آپارتمان روي زمين افتاده بود.
جسد به دستور بازپرس دادسراي رباط کريم به پزشکي قانوني انتقال يافت و تحقيقات در اين خصوص آغاز شد.
فردي که از اين جنايت خبر داده بود، ادعا کرد مقتول ميرزا نام دارد و همان اطراف زندگي مي کرده است.
ماموران با راهنمايي وي خانواده قرباني را پيدا کردند و با تاييد هويت وي پليس براي پيدا کردن عامل قتل دست به کار شد.
جنايت در خانه فرج اتفاق افتاده بود و همسايه ها به پليس گفتند دقايقي بعد از اينکه صداي شليک گلوله ها شنيده شد فرج و خانواده اش فرار کردند.اما اين تمام گفته هاي شاهدان نبود.
يکي از آنها توضيح داد قبل از فرج و خانواده اش دو مرد سوار يک وانت پيکان سفيد رنگ شدند و از آنجا گريختند.
ماموران با رديابي هاي صورت گرفته مخفيگاه فرج را پيدا و او را در حالي که قصد داشت به همراه خانواده اش بار ديگر فرار کند، دستگير کردند.مرد 39 ساله در بازجويي ها مدعي شد مقتول قصد تعرض به دخترش را داشته است.
وي گفت؛ چند سالي مي شد که به همراه خانواده ام از لرستان به تهران آمده بوديم و در منطقه رباط کريم زندگي مي کرديم. من با گوسفند چراني زندگي ام را مي گذراندم. خانه يي اجاره کرده بودم و خانواده ام هم آنجا بودند. مدتي قبل از حادثه همسرم به من گفته بود مردي به نام ميرزا مزاحم دخترمان زهرا مي شود. من اهميت چنداني ندادم و فقط به همسرم گفتم بيشتر مراقب زهرا باشد و اجازه ندهد او تنها به جايي برود يا تنها در خانه بماند، تا اينکه شب حادثه حدود ساعت 11 از سر کار به خانه برگشتم. از مقابل در خانه صداي داد و فرياد همسر و جيغ دخترم را شنيدم. به سرعت وارد خانه شدم و ديدم ميرزا دست دخترم را گرفته و او را به سمت هال مي کشاند و همسرم هم فرياد مي زند. من با ميرزا درگير شدم.
متهم ادامه داد؛ ميرزا به سمت من چاقويي پرتاب کرد که به پهلويم اصابت کرد. خون زيادي جاري شد و ميرزا فکر مي کرد با اين کارش ديگر نمي توانم جلوي او را بگيرم و مي تواند دخترم را با خودش ببرد. اسلحه يي در کمد داشتم، آن را برداشتم و به سمت ميرزا حمله و گلوله يي شليک کردم. دو نفري که همراه ميرزا بودند با شنيدن صداي گلوله گريختند اما من همچنان با ميرزا درگير بودم. در راه پله دعواي ما اوج گرفت و هر دو به سمت پايين رفتيم. در اين ميان تير ديگري شليک کردم که البته نمي دانم به کجا برخورد کرد. زماني که ميرزا بي حال روي زمين افتاد، من او را رها کردم و بعد به اتفاق خانواده ام به خانه يکي از دوستانم پناه بردم. قصد داشتم به سمت شهرمان حرکت کنم که توسط پليس دستگير شدم. بعد از فرج همسرش بود که بازجويي شد.
او نيز ادعاي شوهرش را تاييد کرد و گفت؛ چند ماهي مي شد که ميرزا مزاحم زهرا مي شد. او چندين بار سراغ من آمد و گفت مي خواهد با زهرا رابطه داشته باشد. چون شوهرم اعتياد داشت ميرزا فکر مي کرد مي تواند هر کاري با دخترم بکند. من مي دانستم ميرزا ازدواج کرده و همسر دارد. به همين خاطر با او برخورد شديدي کردم و گفتم اجازه نمي دهم به دخترم نزديک شود. ميرزا دست بردار نبود، به همين خاطر هم موضوع را به شوهرم گفتم. تا اينکه شب حادثه زنگ در خانه به صدا درآمد. ما همه خواب بوديم. از پشت آيفون پرسيدم کيست و وقتي جواب داد، متوجه شدم ميرزا آمده است. از من خواست در را باز کنم. توجهي نکردم. تهديد کرد از پشت بام وارد خانه مي شود و از آنجايي که دو نفر ديگر هم همراه او بودند من ترسيدم. او گفت اگر در را باز نکنم به خانه مي آيد و دخترم را مي برد. به ناچار در را گشودم.
اين زن ادامه داد؛ ميرزا وارد خانه شد و به اتاق رفت و دست زهرا را کشيد. زهرا مقاومت مي کرد اما او توجهي نداشت و دخترم را به سمت هال مي کشيد. من فريادزنان التماس مي کردم و از او مي خواستم کاري به کار دخترم نداشته باشد اما توجهي نداشت. هر بار که مي خواستم به سمت او بروم دو مردي که همراه ميرزا بودند جلوي من را مي گرفتند. در اين هنگام شوهرم وارد خانه شد. ميرزا به طرفش حمله کرد و فرج براي اينکه بتواند زهرا و خودش را نجات دهد با اسلحه به سمت او شليک کرد.
بررسي صحنه جرم و گفته هاي شاهدان و متهم پرونده براي بازپرس ثابت کرد فرج واقعيت را گفته و قرار منع تعقيب از اتهام قتل عمد براي او صادر شد. اما اولياي دم ميرزا به اين قرار اعتراض کردند. آنها مدعي شدند فرج براي اينکه به ميرزا بدهکار بوده او را به خانه کشانده و به قتل رسانده است.بنابراين پرونده به دادگاه عمومي فرستاده شد و دادگاه راي به نفع اولياي دم صادر کرد و فرج را متهم به قتل عمد دانست
با اين حال فرج در دفاعيات خود گفت؛ من هيچ اختلافي با ميرزا نداشتم. او بود که با دو نفر ديگر وارد خانه من شد. هرچند آنها را از قبل نمي شناسم، اگر دوباره ببينم شان مي توانم شناسايي کنم.
به رغم ادعاي اين مرد کيفرخواست عليه وي صادر و پرونده به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. قاضي عزيزمحمدي بعد از بررسي پرونده آن را به دادسرا بازگرداند تا در مورد دو مردي که سوار وانت بودند، تحقيق شود. ماموران يک بار ديگر بررسي ها را آغاز کردند.
آنها موفق به شناسايي وانت پيکان شدند اما مرد ادعاي فرج و شاهدان را تاييد نکرد. با توجه به برطرف شدن ايراد وارده، اين بار پرونده در اختيار قاضي عزيزمحمدي قرار گرفت و فرج به زودي با توجه به کيفرخواست صادره محاکمه خواهد شد.
قتل با انگيزه تعرض
بنا به يک پرونده ديگر پسر نوجواني که مدعي است براي جلوگيري از تعرض دوستش را به قتل رسانده در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه خواهد شد.
اين پسر نوجوان که فرهاد نام دارد سال گذشته توسط پليس بازداشت شد. اين دستگيري در پي کشف جسد جواني به نام جواد اتفاق افتاد.
بعد از انتقال جسد جواد به پزشکي قانوني شاهد ماجرا براي بازجويي به اداره آگاهي منتقل شد.
وي به پليس گفت؛ به اتفاق جواد، فرهاد و يکي ديگر از دوستانم براي خوردن مشروب به آلونکي که جسد در آنجا کشف شد، رفتيم.همگي مشروب خورديم و در حالت مستي بوديم. يکدفعه جواد به فرهاد گفت مي خواهد به او تعرض کند. او حالت عادي نداشت.
فرهاد به او بي توجهي کرد اما جواد به خواسته خودش پافشاري کرد تا جايي که آنها با هم درگير شدند. جواد از من و فرهاد بزرگ تر بود و ما نمي توانستيم جلوي او را بگيريم.
وي گفت؛ زماني که فرهاد ديد نمي تواند در برابر جواد مقاومت کند. با چاقو به او ضربه يي زد که همين ضربه هم باعث مرگش شد. فرهاد آنقدر ترسيده بود که به سرعت فرار کرد.
ماموران با به دست آوردن آدرس خانه فرهاد به آنجا رفتند و موفق شدند اين جوان را بازداشت کنند.
فرهاد اتهامات خود را پذيرفت و مدعي شد براي دفاع از خودش مرتکب قتل شده است.
بعد از صدور کيفرخواست از سوي دادسراي ورامين براي اين نوجوان پرونده وي براي محاکمه به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و او به زودي محاکمه مي شود. |