مهر تاييد قضات ديوان عالي کشور بر حکم قصاص يک سارق جنايتکار او را در آستانه مجازات قرار داد و اگر اولياي دم مرد جواهرفروش از خونخواهي گذشت نکنند متهم به زودي بايد با زندگي وداع کند.
اين متهم که عادل نام دارد از سال 82 در زندان به سر مي برد. او هنگامي که پاي ميز محاکمه رفت، سعي کرد با انکار اتهامش از مجازات فرار کند ولي هيات قضات شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس معتقد بودند عادل گناهکار است. اين عقيده يي بود که چند روز پيش شعبه 20 ديوان عالي کشور نيز با آن موافقت کرد.
سرقت مسلحانه
ظهر روز 22 ارديبهشت سال 82 مردي وارد يک جواهرفروشي در خرم بيد استان فارس شد.
او که صاحب مغازه را تنها مي ديد با برانداز کردن اطراف و اطمينان از خلوتي خيابان ناگهان سلاحي را به سوي طعمه اش نشانه گرفت و با تهديد از وي خواست طلاها را در يک کيسه بريزد و به او تحويل بدهد.
مرد مغازه دار که نمي خواست اموالش را از دست بدهد تصميم گرفت در برابر سارق مسلح مقاومت کند. براي همين به تهديدهاي او اعتنايي نکرد و لحظاتي به کشمکش گذشت تا اينکه صداي شليک يک گلوله در خيابان طنين انداخت و اهالي را سراسيمه به طرف طلافروشي کشاند. آنها وقتي مقابل مغازه رسيدند که سارق مسلح با کيسه يي در دست دوان دوان دور مي شد.
تعقيب و گريز فايده يي نداشت و متهم با پيچيدن در کوچه و پس کوچه ها خودش را از مهلکه نجات داد. در همان لحظات ماموران نيروي انتظامي خودشان را به محل حادثه رساندند و به دو گروه تقسيم شدند.
تيم اول که احتمال مي داد قاتل هنوز در همان حوالي است تمام منطقه را زير نظر گرفت. همکاران آنها نيز به تجسس در طلافروشي پرداختند. آنها جسد سيامک را در حالي مشاهده کردند که يک گلوله به سر او شليک شده بود.
دستگيري قاتل
ماموران که از زبان شاهدان عيني توصيف چهره و مشخصات قاتل مسلح را شنيده بودند پس از گذشت حدود يک ساعت از جنايت وقتي چنين مردي را در خيابان هاي اطراف طلافروشي مشاهده نکردند با علم به اينکه وي فرصت خروج از منطقه را نداشته است به جست وجوي خانه به خانه پرداختند و براي دستگيري متهم از مردم کمک گرفتند.
اين کار چند ساعت به طول انجاميد تا اينکه بالاخره وقتي گروه تجسس وارد مطب يک پزشک شد متهم خود را در مخمصه ديد و در حالي که در راهرو آنجا نشسته بود، سعي کرد راهي براي فرار خودش باز کند. اين تلاش راه به جايي نبرد و او دستگير و کلت کمري و طلاهاي مسروقه کشف شد.
در چنين شرايطي عادل هيچ راهي نداشت جز اينکه قتل را گردن بگيرد و جزييات حادثه را شرح دهد. او گفت؛ به خاطر مشکلات مالي تصميم گرفتم از يک طلافروشي سرقت کنم. بعد از تهيه سلاح و شناسايي مغازه مناسب دست به کار شدم ولي هر چه مرد جواهرفروش را تهديد کردم او تسليم نشد و در برابرم مقاومت کرد. من هم گلوله يي به طرفش شليک کردم و بعد از برداشتن مقداري طلا پا به فرار گذاشتم.
متهم ادامه داد؛ براي اينکه از دست مردم فرار کنم وارد کوچه هاي فرعي شدم تا اينکه در يک بن بست گير افتادم. اگر از آنجا بيرون مي آمدم اهالي دستگيرم مي کردند از طرفي همان جا هم نمي توانستم بايستم. مستاصل و سرگردان مانده بودم که ناگهان چشمم به تابلوي مطب يک پزشک افتاد. بلافاصله وارد ساختمان شدم و خودم را پنهان کردم ولي اين کار فايده يي نداشت.
بعد از اعترافات اين مرد، صحنه جنايت بازسازي و کيفرخواستي عليه عادل صادر شد و با تعيين وقت رسيدگي، سارق مسلح پاي ميز محاکمه رفت. در جلسه دادگاه نماينده دادستان با گناهکار خواندن عادل مجازات او را خواستار شد و اولياي دم مرد طلافروش نيز اعلام کردند خواسته يي غير از قصاص متهم ندارند.
اما عادل چنين مجازاتي را سزاوار خودش ندانست و ادعا کرد کاملاً بي گناه است. او قتل را گردن فرد ديگري انداخت ولي هيچ دليل قانع کننده يي براي اثبات ادعايش ارائه نداد.
سرانجام قضات بعد از شور، عادل را به قصاص محکوم کردند و اکنون پس از گذشت شش سال از وقوع جنايت با تاييد حکم صادره از سوي شعبه 20 ديوان عالي کشور متهم در آستانه اجراي حکم قرار گرفته است. |