طلب 20 ميليوني، انگيزه يک جنايت
اعتماد , جمعه 23 مرداد 1388 - ساعت 10:57

بالاي سر جسد، روي تخت يک نامه از طرف قاتل يا قاتلان به چشم مي خورد که در آن نوشته شده بود؛ سزاي فرد خائن به ناموس ديگران، مرگ است...

 

مرد داروخانه دار پس از يک هفته بازداشت سکوتش را شکست و به کشتن يکي از دوستانش اقرار کرد. اين مرد 35ساله که کامران نام دارد اقرار کرد بعد از آنکه به عنوان مهمان به خانه دوست ميانسالش رفت او را به قتل رساند.
ساعت 21 شامگاه 24 تيرماه حسين اصغرزاده- بازپرس ويژه قتل تهران- در راس اکيپي از کارآگاهان و متخصصان بررسي صحنه جرم به خانه يي در حوالي ميدان هروي رفت. به او و همکارانش گزارش داده بودند صاحب اين خانه را که مردي 42ساله به نام يعقوب است، کشته اند.
جسد مقتول توسط همسرش پيدا شده بود و به احتمال زياد او گفتني هاي زيادي داشت اما پيش از آنکه بازجويي از اين زن آغاز شود کارآگاهان به بازرسي از قتلگاه پرداختند.
جنازه در اتاق خواب افتاده و يک چادر زنانه دور گردنش پپچيده شده بود ضمن اينکه اثر وارد شدن يک ضربه چاقو به جمجمه يعقوب مشاهده مي شد.
بالاي سر جسد، روي تخت يک نامه از طرف قاتل يا قاتلان به چشم مي خورد که در آن نوشته شده بود؛ سزاي فرد خائن به ناموس ديگران، مرگ است. آيا اين جنايت يک قتل ناموسي بود؟ اگرچه نامه به جا مانده پاسخ اين سوال را مثبت جلوه مي داد اما کارآگاهان نظر ديگري داشتند.
آنها با توجه به ساير شواهد و قرائن به اين نتيجه رسيدند که يعقوب با انگيزه ديگري قرباني شده و آن دست نوشته تلاش عامل يا عاملان جنايت را براي منحرف کردن مسير تحقيقات نشان مي دهد.
در چنين اوضاعي جنازه مرد ميانسال در کاور مخصوص پزشکي قانوني جاي گرفت و همسر يعقوب که از اين جنايت شوکه شده بود و نمي توانست به خوبي صحبت کند مورد پرس وجو قرار گرفت.
او توضيح داد ساعت 13 آن روز پسرش را به کلاس زبان برده و بعد از بازگشت به خانه از آنجا که يعقوب به وي گفته سه مهمان دارد به درخواست شوهرش منزل را ترک کرده بود.
همسر متوفي گفت؛ ساعت 30/20 بود که چند بار با خانه مان تماس گرفتم اما يعقوب جواب نداد. من هم نگران شدم. به منزل برگشتم و ديدم چه فاجعه يي رخ داده است. پليس بايد به اين سوال جواب مي داد که سه مهمان يعقوب چه کساني بوده و با او چه کار داشتند.
ظواهر امر گوياي آن بود که يکي از مهمانان زن بود اما کوشش اغراق آميز قاتل يا قاتلان براي پررنگ کردن حضور زن غريبه بار ديگر ظن کارآگاهان را برانگيخت و آنها را به اين نتيجه رساند که نبايد دنبال ردپاي يک زن بگردند و اين ماجرا فقط يک صحنه سازي است. در اين بين احتمال هاي تازه يي مطرح شد که بر خلافکار بودن مقتول دلالت مي کرد.
افسران جنايي با توجه به برخي ادله اين فرضيه را مطرح کردند که يعقوب در زمينه خريد و فروش مواد مخدر فعاليت داشته و قرباني تصفيه حساب با تبهکاران شده است.
اين گزينه فقط مدت کوتاهي ذهن کارآگاهان را مشغول کرد چرا که آنها در جريان تجسس هاي خود به مرد 37ساله يي به نام کامران مظنون شدند که با مقتول دوست بود و با وي مراوداتي داشت. به اين ترتيب داروساز جوان يک هفته پيش بازداشت شد اما ارتکاب قتل را انکار کرد.
او هيچ توضيحي درباره اينکه زمان قتل کجا بود، نداشت و بقيه شواهد و مدارکي را که عليه اش به دست آمده بود نمي توانست باطل کند.
با اين وجود زير بار اتهام کشتن دوستش نيز نمي رفت تا اينکه ديروز بعد از گذشت يک هفته بالاخره لب به اعتراف گشود.
وي ضمن اقرار به قتل يعقوب گفت؛ من مدتي قبل 20 ميليون تومان به يعقوب قرض داده بودم اما او پولم را پس نمي داد به همين خاطر هم با يکديگر اختلاف داشتيم تا اينکه روز حادثه به خانه اش رفتم و بعد از يک مشاجره عصبي شدم و او را کشتم.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news137657.html