واقعیت این است كه شعر كلاسیك ما با حافظ به اوج و قلهای دست نیافتنی میرسد، اگرچه پس از خواجه شیراز نمیتوان به آسانی از كنار نامی بزرگ مانند جامی كه آثار درخشانی آفریده گذشت؛ حتی شاعران سبك هندی یااصفهانی هم در برخی موارد به موفقیتهایی دست یافتهاند، با این حال دوره بازگشت ادبی - همان طور كه از نامش نمایان است یعنی در جا زدن و در این دوره، قطعا نمیتوان انتظار فرم و شكلی تازه را داشت.
به همین خاطر در جا زدن سبك بازگشت پیش از نیما هم كسانی كوشیدند مفهوم و قالبی تازه را بیافرینند. یكی از آنها یحیی دولت آبادی است كه در تركیه عثمانی با جریان مدرنیته آشنا شد و حتی در جایی خطاب به ملك الشعرای بهار گفت: «تابوت سعدی بر دوش شما سنگینی میكند.»
ابوالقاسم لاهوتی هم یكی دیگر از این شاعران است. برخی معتقدند نخستین شعر نو در ایران را لاهوتی سروده، اما مشكل اصلی لاهوتی این بود كه بیش از شعر به فعالیت سیاسی میپرداخت.
میرزاده عشقی هم دیگر شخصیتی است كه در این زمینه تلاشهایی كرد و منظومههایش به تجدد و مدرنیته نزدیك است.
اما نیما تمایز ویژهای با همه معاصران و متاخرانی دارد كه پیش از او در راه رسیدن به نگاه و شكل نو در ادبیات تلاش كرده بودند و این تمایز در چند مورد قابل بررسی است.
۱- نیما چه در هنر و ادبیات و چه در زمینه سیاست، انسان محتاطی بود و تقریبا تمام جوانب را برای انجام یك حركت نو مورد نظر قرار میداد.
۲- نیما معلم بود و همین داشتن روحیه آموزگاری و تدریس علم عروض، قافیه و بدیع و ... باعث شده بود كمكم محدودیتها و مشكلات شعر كلاسیك را شناسایی كند.
۳- آشنایی با زبان فرانسه به او كمك زیادی كرد تا بتواند حتی در دوره خفقان ۲۰ ساله رضا شاه، آشنایی مناسبی با فضای ادبیات مدرن و تحولات جهان داشته باشد.
۴- نیما روستا زاده بود و همین صفا و صمیمیت روستایی كه با گویش محلی و مازندرانی در آثارش همراه شده است، در برقراری ارتباط موفق با مخاطب بسیار تاثیرگذار است.
۵- نیما به یك تلفیق در شعر معتقد است كه برگرفته از موسیقی ایرانی است و نوع عروض و وزنی كه او برمیگزیند، كاملا براساس یك موسیقی آشناست.
۶- نیما اگرچه قواعد گذشته را مورد انتقاد قرار میدهد، اما قواعد جدیدی هم پیشنهاد میكند و تنها به زیر سوال بردن گذشته نمیپردازد. در واقع مهمترین تفاوت نیما با دیگران در همین نكته است كه مجبور بود در كنار شعر سرودن، نظریهپرداز هم باشد. به بیان دیگر او هم شاعر است، هم نویسنده و هم نظریهپرداز و من حتی معتقدم نثر نیما بویژه در «نامهها» و «تعریف و تبصره» بمراتب از شعرهایش قویتر است.
|