مردي که همسر نوجوانش را زخمي کرده و صاحبخانه را به قتل رسانده بود ديروز براي دومين بار محاکمه شد.
اوايل سال 84 ماموران پليس شهريار باخبر شدند درگيري خياباني بين دو مرد باعث مرگ يکي از آنها شده است.
ماموران لحظاتي بعد از دريافت اين گزارش در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند.آنها متوجه شدند زني نيز به شدت زخمي شده است.
با انتقال زن مجروح به بيمارستان و جسد مرد به پزشکي قانوني تحقيقات در اين زمينه آغاز و معلوم شد زن زخمي 15 سال بيشتر ندارد و ضارب فراري شوهر او است.ماموران براي بازجويي از اين زن به بيمارستان رفتند.
وي گفت؛ چند ماه قبل به صورت صيغه يي به عقد مردي به نام ناصر درآمدم. قرار بود با هم براي مدتي زندگي کنيم و اگر به تفاهم رسيديم ناصر من را به عقد دائم خود در آورد. خانه يي اجاره کرديم و آنجا ساکن شديم. بعد از مدتي ناصر به من گفت نمي خواهد من را به عقد خود درآورد و اگر مايل هستم مي توانم همچنان به صورت صيغه يي همسر او باشم. ناصر مرا خيلي اذيت مي کرد. او 46 سال داشت و بيش از 30 سال از من بزرگ تر بود. با اين حال من قبول کرده بودم با او زندگي کنم. کم کم روابط ما نسبت به هم سرد شد و در نهايت او به من شک کرد.
روز حادثه وقتي ديد من با مرد صاحبخانه در خيابان صحبت مي کنم به طرفم حمله و هر دوي ما را با چاقو زخمي کرد. اين زن نشاني هايي به پليس داد که سرانجام باعث دستگيري شوهرش شد.
زماني که ناصر مورد بازجويي قرار گرفت، گفت؛ من فاطمه را صيغه کردم. او 15 سال بيشتر نداشت و من فکر مي کردم به خاطر سن کمش مي توانم آن طور که دلم مي خواهد وي را تربيت کنم. خانه يي اجاره کردم و زندگي مشترک مان را آغاز کرديم اما بعد از مدتي فهميدم همسرم با مرد صاحبخانه رابطه دارد. چندين بار در مورد اين ماجرا با همسرم صحبت کردم اما او زير بار نمي رفت. مرد صاحبخانه حدوداً 50 سال داشت. من فکر نمي کردم او اين کار را بکند اما دست از سر همسرم برنمي داشت تا اينکه روز حادثه آنها را در خيابان ديدم و با چاقويي که به همراه داشتم به آنها حمله کردم. ابتدا همسرم و بعد مرد صاحبخانه را زدم.
بعد از انجام بازجويي ها و صدور کيفرخواست پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
اين مرد بعد از اينکه با تقاضاي صدور حکم قصاص اولياي دم رو به رو شد در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ من مي دانستم مرد صاحبخانه با زنم رابطه دارد البته قصد کشتن او را نداشتم اما زماني که ديدم همسرم با آن مرد در خيابان قدم مي زند از خود بيخود شدم و به سمت آنها حمله کردم. من همسرم را مقصر مي دانستم و مي خواستم چاقو را به بازوي مرد صاحبخانه بزنم که اشتباهي به سينه اش برخورد کرد.
هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران با اين استدلال که او با تصور مهدورالدم بودن مقتول را کشته است راي خود را صادر و متهم را به پرداخت ديه محکوم کردند.
اين راي مورد اعتراض اولياي دم قرار گرفت و در نهايت راي صادره در ديوان عالي کشور نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.ناصر روز گذشته براي دومين بار پاي ميز محاکمه رفت.
وي اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ باز هم مي گويم مقتول با همسرم رابطه داشت و من هم او را زدم. وي که معناي مهدورالدم را نمي دانست تاکيد کرد قصد قتل نداشت و مي خواست مقتول را زخمي کند.
با پايان يافتن جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند. |