پسر جواني که با همدستي سه نفر، مرد کارخانه داري را به قتل رسانده بود به قصاص محکوم شد.
در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم اللهيار شکاري نماينده دادستان تهران خطاب به قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ پويا پسر جواني که به عنوان متهم رديف اول در برابر قضات نشسته است سال گذشته به اتفاق سه متهم ديگر که حسين، محمد و فرهاد نام دارند سراغ کارخانه دار 54ساله يي رفت و بعد از به قتل رساندن وي با ضربات چاقو سوار بر يک پيکان سفيدرنگ از محل متواري شد.
پليس بعد از اينکه تلفن همراه مقتول را مورد بررسي قرار داد متوجه شد از يک موبايل دو بار با تلفن مقتول که غلامحسين نام داشت تماس گرفته شده و آنها مکالمه يي کوتاه با هم داشتند.
در ادامه فاش شد صاحب آن موبايل با يک تلفن ديگر که متعلق به خانه يي اطراف همان کارخانه است مرتب تماس مي گيرد.
احب خانه مورد نظر به نام ليلا شناسايي شد و در بازجويي ها گفت؛ موبايلي که شما دنبال آن هستيد متعلق به زني به نام درخشنده است. اين زن چند بار براي خواستگاري به خانه ما آمد و براي اينکه جواب بگيرد با من تماس گرفت. آن زن پسري به نام پويا دارد و به من پيشنهاد داده است با او ازدواج کنم. اين دختر به ماموران قول همکاري داد و گفت به محض اينکه درخشنده با او تماس گرفت خبر مي دهد.
نماينده دادستان افزود؛ «چند روز بعد از اين حادثه ليلا با ماموران تماس گرفت و گفت درخشنده براي گرفتن جواب به خانه آنها آمده است. دقايقي بعد ماموران وارد خانه ليلا شدند و درخشنده را بازداشت کردند. اين زن بدون اينکه از ماجرا باخبر باشد اعتراف کرد شماره تماسي که پليس به دنبال صاحب آن است متعلق به اوست. وي در مورد پيکان سفيدرنگي که شاهدان گفته بودند آن را هنگام خروج از کارخانه ديده اند، گفت آن پيکان متعلق به من است اما پسرم پويا از تلفن همراه و خودرو استفاده مي کند. به اين ترتيب پويا توسط پليس دستگير شد و به قتل اعتراف کرد. ماموران همچنين موفق شدند علاوه بر روشن کردن جزييات پرونده سه متهم ديگري را که با او همدستي کرده بودند شناسايي و دستگير کنند.»
شکاري در ادامه توضيح داد؛ «متهمان به قصد سرقت وارد کارخانه غلامحسين شدند اما از آنجايي که موفق به سرقت نشدند او را به قتل رساندند. البته متهم رديف اول ادعاهاي ديگري نيز مطرح کرده که با توجه به تحقيقي که دادسرا انجام داده است اين ادعا صحت ندارد و اکنون من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را براي هر چهار متهم پرونده دارم.»
در ادامه اولياي دم غلامحسين در جايگاه حاضر شدند و براي متهم رديف اول تقاضاي صدور حکم قصاص کردند و خواستار محکوميت سه همدست او به حبس شدند. سپس پويا به دفاع از خود پرداخت.
او اتهامش را قبول کرد و گفت؛ يک روز قبل از اين حادثه من غلامحسين را به عنوان مسافر دربستي سوار ماشينم کردم و به سمت شهريار رفتم. از حرف هايش فهميدم او مردي ثروتمند است که در اطراف شهريار کارخانه يي دارد. او را مقابل کارخانه اش پياده کردم. البته قبل از آن در طول راه کارهايي را هم که داشت انجام داد. وقتي به محل رسيدم مرا داخل کارخانه اش برد و آنجا را نشانم داد. او حتي به من هشت هزار تومان هم کرايه داد. مي خواستم از کارخانه خارج شوم که او مرا مورد تعرض قرار داد. از اين کارش خيلي ناراحت شدم. تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. قرار بود فرداي آن روز شخص ديگري را پيش او ببرم. به همين خاطر هم شماره تماسش را گرفتم. روز حادثه به او زنگ زدم و قرار گذاشتم. دو نفر را در صندوق عقب و يک نفر را هم در صندلي جلو جا داده بودم. ابتدا من و سپس فرهاد دوستم پياده شد. ما به سمت او رفتيم و در يک لحظه فرهاد چند ضربه چاقو و چوب به غلامحسين زد و بعد هم من او را به قتل رساندم.
متهم ادامه داد؛ حسين و محمد دو همدست ديگرم که از صندوق عقب بيرون آمده و به ما پيوسته بودند براي اينکه موضوع را سرقت جلوه دهند آن اطراف را به هم ريختند.
ما زماني که مطمئن شديم غلامحسين مرده است از محل فرار کرديم. در ادامه سه متهم ديگر در جايگاه حاضر شدند.
آنها هم اتهامات خود را قبول کردند. به اين ترتيب هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي دادگاه وارد شور شد و پويا را به جرم قتل به قصاص، فرهاد را به جرم معاونت در قتل به 15 سال زندان و دو متهم ديگر را به جرم معاونت در قتل به 10 سال حبس محکوم کرد.
|