رقابت هاي عشقي همچنان يکي از انگيزه هاي رايج در جرائم جنايي است.
در تازه ترين اين موارد دست دو جوان به خون رقيب عشقي شان آلوده شد و دو پرونده جنايي را پيش روي پليس قرار داد.
در اولين مورد جواني به نام حسين پس از آنکه از رسيدن به دختر مورد علاقه اش ناکام ماند، ترجيح داد به شکلي غيرمنطقي با سرنوشتش برخورد کند و در اقدامي تلافي جويانه رقيب عشقي اش را به قتل برساند.
حسين از مدت ها قبل به دختري به نام نسيم علاقه مند شده بود و قصد داشت به خواستگاري وي برود اما کمي پيش از اين کار فهميد پسرعمه نسيم به نام تقي نيز به او علاقه دارد و آنها در شرف ازدواج هستند. درک اين موضوع براي حسين سخت بود. به همين دليل او تصميم گرفت هرکاري که لازم باشد انجام دهد تا به خواسته اش برسد.
وي ابتدا از در مذاکره با تقي وارد شد اما تقي صراحتاً اعلام کرد تصميم نهايي اش را گرفته و قرار است با نسيم عروسي کند.
وقتي گفت وگوي دوستانه نتيجه يي نداد حسين روي ديگر سکه را نمايان کرد و نقشه قتل رقيب عشقي اش را طراحي کرد.
او چاقويي با خود برداشت و نزد تقي رفت و بار ديگر از وي خواست از ازدواج با نسيم صرف نظر کند اما تقي که سخت دلباخته دختردايي اش بود حرف آخرش را زد و از حسين خواست ديگر سراغ او نرود. اين حرف خشم حسين را برانگيخت و باعث شد براي تقي چاقو بکشد.
به اين ترتيب جنگي تن به تن ميان آنها درگرفت که پس از دقايقي به مرگ تقي منجر شد.
حسين که باور نداشت به خاطر ازدواج با نسيم دستش به خون آلوده شده است در حالي که به شدت ترسيده بود از آنجا فرار کرد اما تلاشش بيهوده بود و چند روز بعد توسط پليس شهرستان اسکو دستگير شد.
او در بازجويي هاي مقدماتي ضمن پذيرش اتهامش گفت؛ «من و مقتول هر دو قصد داشتيم با نسيم ازدواج کنيم اما تقي موفق شد دل دختردايي اش را به دست بياورد. من هم که خودم را شکست خورده مي ديدم تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم.» دومين جنايت پيچيده تر بود.
ماجرا زماني آغاز شد که مردي به کلانتري شهرستان شبستر در استان آذربايجان شرقي رفت و مدعي شد پسرش بايرام توسط چهار مرد ناشناس ربوده شده است.
اين مرد گفت؛ «بايرام و دوستش محمود سوار بر يک دستگاه خودروي پژو پرشيا از جاده شانجان عبور مي کردند که افراد ناشناس دوست پسرم را با چاقو مجروح کردند و پسرم را با خود بردند.»
به دنبال اين اظهارات تحقيقات گسترده يي از سوي پليس آغاز شد اما اين تجسس ها نشان مي داد اظهارات پدر بايرام چندان منطبق بر واقعيت نيست. به همين دليل بررسي ها با بازجويي از محمود ادامه يافت.
محمود ماجراي آدم ربايي را براي پليس بازگو کرد و گفت چهار مرد ناشناس در جاده بايرام را دزديدند و هنگامي که او خواست به وي کمک کند توسط آنان مجروح شد.
کارآگاهان در بررسي دقيق اطلاعات به دست آمده فرضيه آدم ربايي را منتفي دانستند و احتمال دادند بايرام قرباني انتقام جويي شده است.
اين فرضيه از آنجا قوت گرفت که با گذشت چندين روز از ناپديد شدن بايرام هيچ تماسي از سوي آدم ربايان با خانواده او گرفته نشده بود.
از سويي گروهي از ماموران که حرکات محمود را زير نظر گرفته بودند پي بردند او رفتار مرموزي دارد. به همين دليل محمود همراه همسرش بازداشت شدند.
هنگامي که محمود تحت بازجويي هاي فني قرار گرفت باز هم اظهارات قبلي اش را تکرار کرد اما همسر او در بازجويي ها کليد ماجرا را به پليس داد و از قتل بايرام توسط شوهرش خبر داد.
در ادامه خانه متهم به قتل بازرسي شد و شواهد بيشتري درباره قتل بايرام توسط محمود به دست آمد.
آثار خون در حمام و راهروها و برخي اتاق ها مشهود بود و اين شرايط محمود را نيز وادار به اعتراف کرد.
او گفت؛ «قبل از آنکه من و همسرم با هم ازدواج کنيم قرار بود بايرام با او ازدواج کند اما سرانجام من دختر مورد علاقه ام را راضي کردم تا به عقد من دربيايد. من و همسرم زندگي خوبي داشتيم و در عين حال من رابطه ام را با بايرام حفظ کرده بودم ولي به تدريج با هم دچار اختلاف شديم. شب حادثه بايرام به خانه ام آمد. نيمه هاي شب بود که در مورد اختلاف قديمي مان بر سر ازدواج بحث مان شد. اما کار بالا گرفت و ما با هم درگير شديم. من هم چاقويي برداشتم و بايرام را از ناحيه شکم و گردن مجروح کردم. سپس در حالي که او بي جان شده بود با کمک همسرم جنازه را داخل يک پتو پيچيديم و به روستاي دورافتاده يي در اطراف شهرستان خامنه منتقل کرديم.»
بنا به گفته سرهنگ رضا اميني فرمانده انتظامي شهرستان شبستر همسر متهم به قتل به خاطر پايبند نبودن به اصول اخلاقي با بايرام رابطه داشته و همين موضوع علت اصلي اين ماجرا است.
اين اظهارات حاکي از آن است که تجسس ها درخصوص افشاي زواياي پنهان اين ماجرا همچنان ادامه دارد. |