در دنياي هنرهاي نمايشي، تلويزيون و سينما نقشها را به 3 دسته اصلي، مكمل و فرعي تقسيم كردهاند. نقشهاي اصلي را معمولا به بازيگران معروف ميدهند، بازيگراني كه سالها تجربه دارند و ميتوانند از عهده نقش بخوبي برآيند يا آنقدر جذابيت ظاهري دارند كه ميتوانند مخاطب را با خود همراه كنند.
برخي براين باورند كه نقشهاي بزرگ براي بازيگران بزرگ است و هر چه نقش كوتاهتر باشد، بازيگر آن هم از قدرت كمتري برخوردار ميشود يا معروفيت او براي تهيهكننده و كارگردان چندان اهميت ندارد. اما در چند سال اخير اتفاقاتي در سينما و تلويزيون ما رخ داده است كه تعريفهاي كلاسيك از بازيگري نقش اصلي و مكمل را شكسته است.حالا در ميان صحبتهاي بازيگران بزرگ هم ميتوان گاهي شنيد كه نقش بزرگ معنايي ندارد و مهم اين است كه بازيگر، نقش كوچك را مهم جلوه دهد و آن را خوب بازي كند. براي همين است كه گاهي ميبينيم بازيگر معروفي نقش دوم يك فيلم را بازي ميكند، چون چنين استنباط كرده است كه نقش مكمل درام هم اهميت خاص خود را دارد. در كنار بازيگران معروفي كه نقشهاي مكمل را با رغبت بازي ميكنند، ميتوان كساني را هم پيدا كرد كه معمولا عهدهدار نقشهاي فرعي ميشوند، اما در ارائه اين نقشها آنقدر خوب ظاهر شدهاند كه براي هميشه در ذهن مخاطب ماندهاند. از ميان اين بازيگران ميتوان به هوشنگ حريرچيان اشاره كرد كه با حضور در فيلم «گاهي به آسمان نگاه كن» به كارگرداني كمال تبريزي معروف شد. او در اين فيلم نقش يك مرد بازاري را بازي ميكرد كه بناگاه با مرگ روبهرو ميشد. او به واسطه كارهاي ناشايستي كه انجام داده بود در برزخ عذاب ميكشيد و جالب اينجاست كه شمايي از اين عذاب را بيننده هم ميديد. حريرچيان اين نقش را چنان با نمك بازي كرد كه محال است از ذهن مخاطب اين فيلم پاك شود. حريرچيان كه سالها در تئاتر كار كرده است از آن دست بازيگراني است كه نقش را بزرگ ميكنند هرچند بظاهر نقش آنها در فيلمنامه در حاشيه باشد. اين روش كار را ميتوان هنر بازيگر دانست. حريرچيان در فيلم «فرش باد» بازهم به كارگرداني تبريزي همين روش را پياده كرد و موفق هم شد. در اين فيلم رضا كيانيان نقش اصلي را بازي ميكرد اما كمتر كسي است كه پيرمرد دوست داشتني فرش باد را فراموش كند. البته رضا كيانيان هم از آن دست بازيگراني است كه ميتواند نقش را مهمتر از متني كه برايش نوشته شده، اجرا كند. او اين كار را در فيلمهاي «آژانس شيشهاي» و «روبان قرمز» انجام داد و موفق هم شد.
حريرچيان را اين روزها در سريال «آشپزباشي» در نقش پدر مينو ميبينيم. او شايد در ظاهر نقش مهمي نداشته باشد اما حضور اندك اما شيرين و بامزهاش ميتواند مانند يك ستون مخاطبان آشپزباشي را پاي اين سريال نگه دارد. اين را ميگويند زبدگي بازيگر در شناخت نقش و تمهيد كارگردان در زمينه استفاده بجا و درست از توانايي بازيگري كه بين مردم محبوبيت دارد.
|