«سيدضياء هاشمي» گفت: پيشكشيدن بحث مافيا در سينماي ايران، از توقع آدمهايي ناشي ميشود كه نميتوانند فيلم شان را اكران كنند. آنها تصور ميكنند يك عده نشستهاند و به شكل مافيا در سينماي ايران عمل ميكنند! من اصلا مافيا را شوخي ميدانم. زيادهخواهي وجود دارد اما اين مافيا نيست.
بخش سنيمايي برنامه شب گذشته «دو قدم مانده به صبح» با موضوع «اكران فيلم فرهنگي»، در ادامه برنامه شنبه شب، با حضور فريدون جيراني، محمدحسين فرحبخش و سيدضياءهاشمي تهيهكنندگان سينماي ايران روي آنتن رفت.
در ابتداي اين برنامه، «فريدون جيراني» با اشاره به بازتابهاي برنامه اول در بين سينماگران گفت: وقتي ما با دوستان صحبت ميكرديم، عقيده بخشي از دوستان فيلمساز كه دغدغههاي فكري و فرهنگي خاصي دارند و سعي ميكنند سرمايهگذار پيدا كنند تا فيلمشان را بسازند، اين بود كه فيلمهاي آنها كه از روال سينماي گيشهپسند دور هستند، تحت شرايط تسلط مناسبات ناسالم تخريبي، نابود ميشوند.
در ادامه اين بحث، سيدضياء هاشمي گفت: بحث ما به اينجا رسيد كه مجموعه فيلمهاي توليد شده در سينماي ايران، همه زيرمجموعه فرهنگ هستند و بعد در تعريف مخاطب عام و خاص به اين ميرسيم كه اين فيلمها خوب، بد، مبتذل و انواع مختلف ديگر دارد. البته ابتذال هميشه مفسده نيست. حدي از تفكر پايين جامعه را ابتذال ميگويند.
وي گفت: من هم عقيده دارم كه آقاي فرحبخش رفته و نوعي از فيلمسازي را پيش گرفته كه ژانرمند است و يك ژانر خاص براي خودش دارد. تا به امروز هم از روال خودش تخطي نكرده... يك بار آمده ، يك گريز زده و يك فيلم فوقالعاده ساخته كه البته مرحوم سيفالله داد معاونت سينمايي وقت، او را مورد تشويق قرار داده اما انتظار ما از منتقدانمان هم اين بود كه آقاي فرحبخش را تشويق كند اما چه كسي اين كار را كرد؟ چرايش هم مشخص است؛ خيلي از حركات منتقدان در مجموعه سينماي ايران اثرگذار نيست. آنجايي كه ما قلم به دستمان ميگيريم و اين قلم براي خودش وقاري دارد، نميتواند جريانسازي كند.
جيراني در ادامه حرفهاي هاشمي گفت: يعني معتقديد منتقدان ميتوانستند آقاي فرحبخش را پس از توليد فيلم «آواز قو»، از روند سينماي خودش جدا كنند و به سمت ديگري بكشانند؟
سيدضياء هاشمي گفت: بله، اين اتفاق ميتوانست فراتر از معاونت سينمايي هم بيفتد، اما منتقدان اين كار را نكردند و البته بيشتر از اين هم نميتوانند. برخي از منتقدان سينمايي كه ميشناسيمشان و برايشان احترام قائليم، در سنيما و مطبوعات، فعاليت نميكنند و در عرصه نيستند. پيرهاي منتقدان در عرصه نيستند و يك مشت جوان هستند و گروهي از آنها هم در قالب يك تشكل صنفي فعاليت ميكنند كه به نظر من، اينها از انتقاد و منتقد بودن بويي نبردهاند. ما فيلمسازاني داريم كه در اين مملكت ماندهاند و به كار خود اعتقاد دارند و با همه تعلقاتشان دارند فيلم ميسازند. منتقدان ما با اينها بد برخورد ميكنند. در جشنواره امسال برخي منتقدان به خانم ميلاني حمله كردند. او كه امروز فيلمساز نشده و فيلمهاي فوقالعاده و اثرگذار دارد. اگر از يك فيلم وي خوشتان نيامده، چرا اينجور عربده ميكشيد؟ چرا توهين ميكنيد؟ حتي منتقدي كه دستي بر آتش دارد يعني دارد، شاهد بودم كه در يكي از اين جلسات انتقادي، عربدههايي كشيد كه بعدا معلوم شد قرار بوده دستخوش اين «مجريگري» را ببرد... تأسف بار است كه سطح انتقاد اينقدر پائين آورده شده...
در ادامه برنامه «دوقدم مانده به صبح»، جيراني درباره اين موضوع از «حسين فرحبخش» پرسيد كه وي گفت: من خيلي منتقدان را قبول ندارم.
وقتي جيراني به فرحبخش گفت: آنها هم شما را قبول ندارند، اين تهيهكننده گفت: اصلا براي من اهميتي ندارد. شايد روزي كه آنها مرا قبول داشته باشند، بايد فاتحه من را در سينما بخوانند! من اولين فيلمي كه تهيهكردم 29 سالم بود و از همانجا به اين نتيجه رسيدم كه منتقدان را از دايره ذهنيام بيرون كنم چرا كه اگر آنها در دايره ذهن من باشند، آن وقت بايد از مردم دور باشم...
در ادامه وقتي جيراني از فرحبخش خواست مسير بحث را تغيير ندهد و به او گفت: شما داريد عقدهگشايي ميكنيد، فرحبخش پاسخ داد: من دارم مقدمه ميچينم. نميشود فيالبداهه به سراغ اصل مطلب رفت. بايد ببينيم آيا منتقدان ما بيشتر از مردم ميفهمند كه به نظر من جز تعداد انگشتشماري كه آقاي هاشمي هم به آنها اشاره كردند و من هم به آنها ارادت دارم، بقيه براي اين كه وارد فضاي فيلمسازي شوند، آمدهاند منتقد شدهاند. يعني با خود گفتهاند دو تا فحش به فيلمها بدهيم و وارد اين حرفه شويم و جالب آن كه بعد كه خودشان وارد فضاي فيلمسازي شدهاند، نگاه ديگري پيدا كردهاند!
فرحبخش در ادامه گفت: امسال فيلمي روي پرده داشتهايم از يك كارگردان نامي كه يكي پس از ديگري، فيلمهايش پسرفت دارند و فروش خوبي هم ندارند. او وقتي فيلم ميسازد، از قبل و بعد اكران، هر مجلهاي كه ميبينيم، شش كيلو برايش تأييديه مينويسد... اما من از شما سئوال ميكنم، چرا همين منتقدان فيلم «عطش» را - كه من آن را از «آواز قو» هم بيشتر قبول دارم و در سطح استانداردهاي بالاست- تحويل نگرفتند؟ اگر كارگردانش «حسين فرحبخش» نبود و فرد ديگري بود (مثلا همان شخص كه كارگردانش امسال فيلم بدي ساخت و تحويلش گرفتند) فيلم را بالا ميبردند...
جيراني به فرحبخش گفت: خب واضح است كه شما منظورت كيميايي و «محاكمه در خيابان» است.
فرحبخش گفت: نه! شما منظورت اين است... من چنين جسارتي نكردم ... خلاصه اين كه من ميگويم ما خيلي نميتوانيم روي چنين منتقداني حساب باز كنيم. به ويژه آن كه منتقدان خوب ما هم كنار كشيدهاند.
جيراني به فرحبخش گفت: من جواب ميخواهم. اگر منتقدان از «آواز قو» و «عطش» تعريف ميكردند، جهت فيلمسازي شما تغيير ميكرد؟
فرحبخش در ادامه گفت: ممكن بود تغيير كند... البته نه خيلي، چون فرق نگاه من با شما اين است كه من مردم را از همه داناتر ميبينم و شما معتقديد منتقدان از مردم بيشتر ميدانند. اين را چه كسي ميگويد؟
جيراني گفت: البته من هم معتقدم اگر منتقدان از آقاي خاچيكيان سر فيلم «ضربت» حمايت ميكردند و آقاي خاچيكيان هم ميفهميد كه فرق اين فيلم با ساير فيلمهاي ايراني زمان خودش چيست، روي او هم تأثير ميگذاشتند.
فرحبخش گفت: من البته منتقدان آن زمان را بيشتر از منتقدهاي امروز قبول دارم. آنها هر كلامشان معنا داشت. اينها كه منتقد نيستند. اگر هم امروز مطلبي از منتقدان ميخوانيم، نوشتههاي همان چهار تا منتقد درست و حسابي است و اگر جريان نقد مقداري جلو ميرود، از قبل نوشتههاي همانهاست.
هاشمي در ادامه بحث گفت: من نميخواهم منتقدان سينما را تخريب كنم اما ميدانم كه اينان گرفتار نان شب هستند و با يك حركت مالي به جاهاي خوبي ميرسند.
فرحبخش در ادامه گفت: به خود من پيشنهاد كردهاند كه پول بده برايت خوب بنويسيم!
هاشمي گفت: بايد اين قضيه را بررسي كرد. يكي از دلايل روند امروز منتقدان سينمايي، طرز برخورد توليت سينما در 4 سال گذشته است. به نظر من آقاي جعفريجلوه منتقدان سينما را دربست در اختيار خودش گرفته بود و برايشان هزينه ميكرد ... البته من از برخوردهاي اين دوره هم به نظرم ميرسد كه اين كارها دارد دوباره اتفاق ميافتد همان طور كه در جشنواره امسال، منتقدان خردهپا رفتاري شنيع با سينماگران مطرح داشتند... من واقعا در صداقت آقاي شمقدري شك ندارم اما تعجب ميكنم كه معاونت سينمايي چرا در اين خصوص موضعگيري نكرد. مگر منتقد حق دارد قلمش را چماق كند و بر سر هر كسي بكوبد؟ البته بخشي از اين قضيه مربوط مي شود به بضاعت تجربه و سوادش. يك فيلمي كه در جريان ساختش بودم و تهيهكنندهاش همكار خوب من و آدم محترمي است، 37 صفحه بيشتر فيلمنامه نداشت. آن فيلم در اصل قرار بود در دوبخش و با دو نگاه به يك موضوع ساخته شود. يك موضوعش را گرفتند و يك موضوع ديگر فيلم را اصلا نگرفتند. يعني فرصت نشد و آن را منتفي كردند. بعد آمدند فيلم را سر هم كردند و به جشنواره رساندند. فيلم گرچه تدوين فوقالعادهاي داشت اما فيلم را كه نگاه ميكني، درنيامده... قصه ناقص است و سرنوشت آدمهاي قصه معلوم نميشود. داستان بچه معلوم نيست چگونه است اما منتقدان آمدند همين فيلم ناقص را مطرح كردند و گفتند اين بهترين فيلم است و...
جيراني در ادامه گفت: با اين وصف آيا منتقدان جهت ميدهند به سينما و ميتوانند اين كار را بكنند؟
سيدضياء هاشمي گفت: اين وظيفه منتقدان است...
جيراني گفت: يعني با اين كارها دارند آدرس غلط ميدهند به سينما؟
فرحبخش گفت: عقيده من اين است كه ما چون منتقد درست نداريم، منتقدان حاضر نميتوانند به ارتقاي سينما كمك كنند.
جيراني در ادامه گفت: من يك چيزي را نميفهمم. منتقد به فيلم شما فحش ميدهد و فيلم شما ميفروشد. پس او چه تأثيري ميتواند در اين سينما داشته باشد؟
سيدضياء هاشمي گفت: بعضيها باج گيري ميكنند. ميآيند سر گردنه ميايستند باجگيري ميكنند. از رفتار و منشهايشان معلوم است... و جشنواره امسال نمونه خوبي است براي بررسي رفتار منتقدان كه چگونه چماق برميدارند. من از معاونت سينمايي انتظار نداشتم كه شيوه «تفرقه بينداز و حكومت كن» را به كار ببندد. جالب آن كه «خانه سينما» به عنوان صنف مادر (كه انجمن منتقدان سينمايي عضو صنفي خانه سينما است) هيچ اقدامي در اين زمينه نكرد و نگفت اين گردنكشيها چيست. من با منتقد سينما مخالف نيستم اما با اين رفتار حيرتآور كه منتقد چماق دستش بگيرد و سالن را به هم بريزد، مخالفم.
وي گفت: منتقدان ما ميتوانند سينما را به سمت توليد و پخش فيلم فرهنگيتر سوق بدهند اما منتقدان موجود، منتقداني نيستند كه بتوانند جريان سينماي موجود را تقويت كنند.
فرحبخش در ادامه اين مناظره گفت: بنده موافقم كه هر نوع فيلمي بايد ساخته شود. هر فيلمي در چارچوب خودش. هيچكس به من نگفته چه فيلمي بساز... من معتقدم بايد اين تنوع در سينماي ايران باشد چون اگر نباشد، فيلمي كه ما براي مخاطب عام ميسازيم نيز شايد آنگونه كه بايد جلوه نكند.
جيراني در ادامه خطاب به فرحبخش، گفت: منتقدان ميگويند مناسبات ناسالم در توزيع وجود دارد. چنين چيزي را قبول داريد؟
فرحبخش گفت: نه چنين چيزي نداريم. آنها فيلمي ميسازند كه ممكن است خوب هم باشد اما در اكران براي بيننده عام موفق نيست و اين قابليت را ندارد اما نميتوان سينمادار را اجبار كرد تا آن فيلم را نشان بدهد، چون متعلق به بخش خصوصي است.
هاشمي گفت: در واقع در گذشته برنامهريزي اكران در سنديكا صورت ميگرفت و مينشستند و براي نمايش فيلم ايراني برنامه ميريختند اما سال هاست كه اكران از اين برنامهريزي، خارج شده و مناسبات پخش سينما را برعهده اهالي سينما گذاشتهايم. اگر روابط كاملا آزاد تعريف شود، هركس كه فيلمي دارد كه اقبال عمومي رويش بيشتر است به ميدان ميآيد اما در وعيت فعلي، به همين دليل تهيهكنندگان ما رفتهاند دنبال سالنداري.
جيراني در ادامه گفت: همين رويكرد، مناسبات و روابط بين توزيع و سينمادار را ناسالم نميكند؟
هاشمي گفت: البته سينمادار شدن تهيهكنندگان در جايي ديگر قابل بررسي است اما وضع سينماي ما به گونهاي است كه سالنهاي تهيهكنندگاني را كه با هم اختلاف دارند، فيلمهاي يكديگر را نشان ميدهد. آنها فيلم هم را نشان ميدهند چون نياز دارند و راهي جز اين ندارند. بحث من اين است كه اگر فيلم فرهنگي مشكل اكران دارد به اين دليل است كه ما برنامهريزي نداشتهايم و بخش توزيع و پخش متولي نداشته است. دولت خودش را رها كرده و بخش خصوصي هم كه توانايي اكران فيلم ويژه را ندارد...
جيراني در ادامه گفت: الان فيلم «شيرين» كيارستمي در اروپا اكران است. فيلم كيارستمي در ايران اكران نميشود اما اگر بشود، فروش ندارد؟
فرحبخش گفت: نه، ندارد ديگر. اگر داشت كه اكران ميشد!
هاشمي گفت: بايد ديد آيا فيلم آقاي كيارستمي در خارج از كشور هم تمام سانس و در سالنهاي زياد اكران ميشود؟
جيراني گفت: بله «باد ما را خواهد برد» گسترده اكران شد. البته اين دست فيلمهاي دو هفته اكران ميشوند و بعد، نمايش آنها در اكرانهاي بعدي ادامه ميبايد.
هاشمي گفت: براي نمايش فيلمهاي خاص ميشود برنامهريزي كرد. البته خود سينماگران ما هم بايد توقعاتشان را پائين بياورند. 6 سال پيش و در طرح اكران «آسمان باز»، عليرضا اميني فيلمهايش را آورد و گفت هر شكلي كه اين فيلمها اكران شوند، من راضي هستم. ما در سه سينماي متغير فيلم او را اكران كرديم و آنها را يك ماه در اين سه سينما چرخانديم. اين يك راهحل است. اما در همان زمان، دوست فيلمسازي كه از منتقدان عزيز هم هست، پنبه ما را زد. نميخواهم بگويم كه دلخور شدهام، اما واقعا ما آن موقع، بودجه ادامه اين كار را نداشتيم.
وي ادامه داد: اكثر فيلمهايي كه پشت خط اكران ماندهاند، فيلمهاي دولتي هستند يا مال تلويزيون هستند يا نهادهاي ديگر. بخش خصوص اگر معطل اكران باشد، ميرود تلاش ميكند تا فيلمهايش به اكران برسد.
فرحبخش در ادامه اين برنامه گفت: من با زدن اين حرفها محالفم. اين سفره كه فيلم فرهنگي بايد اكران شود و ... بايد جمع شود. وقتي فيلمي ساخته ميشود، از اول بايد جايگاهش معلوم باشد. يا كسي خواب است يا خودش را به خواب ميزند. اينها با پول دولت فيلم ميسازند. ميگيرند، ميخورند و پس هم نميدهند! كافي است به فارابي سري بزنيد و فهرست بدهكاري اين تهيهكنندهها را ببينيد. با اين پولهايي كه اينها به دولت بدهكارند، ميتوان 50 تا سينما در اين مملكت ساخت. جالب آن كه آنها درآمدشان را هم دارند! همانها كه ميآيند به امثال بنده اعتراض ميكنند كه تو ميروي فيلم ميسازي تا مردم ببينند و كيف كنند، اينها از من بيشتر در سينما كاسب هستند. من ميگويم اين فيلمها را اكران ميكنم تا مردم را به سنيما بياورم اما آنها در همان مرحله توليد، قبل از اين كه فيلمشان اركان شود سود خود را درميآورند! من شگرد آنها را ميدانم. اين پول از نظر من حرام است، چون پول بيتالمال است. من فهرستي جلوي آنها ميگذارم كه به واقعيت نزديك است و با آن دست خيليها رو ميشود... رفتهاند از يك نهاد پول گرفتهاند و جالب آن كه حالا گفتهاند اينجا و آنجاي فيلم را دربيار، وامصيبتا راه انداختهاند... طرف پولش را گرفته، زندگياش هم با آن پول روبهراه شده اما داد ميزند و به اين فيلمي كه ما براي مردم ميسازيم توهين ميكند و ميگويد مردم نميفهمند.
وي در پاسخ به فريدون جيراني درباره دليل ايستادن او پشت فيلمهايش، گفت: اين سينما مردم را دارد و مردم پشت اين سينما ايستادهاند. چطور جايي كه اين مردم را ميخواهيم، ميگويند ميفهمند و حالا كه از فيلمهاي پرفروش استقبال ميكنند، آنها نميفهمند؟
هاشمي گفت: اين كه گفته ميشود در دهههاي اخير خيلي از مردم به سينما نرفتهاند واقعيت دارد. اگر رفته بودند سينما ورشكسته نميشد. الان سينما صددرصد ورشكسته است. مجموعه سينما درآمد ندارد. فيلم آقاي فرحبخش مي فروشد و چهارنفر ديگر. ما از نظر فروش، از كف هم پائينتر هستيم و سطح درآمد كلي سينما صفر است. البته از نظر بايد و نبايدها و مضامين فيلمها و مميزي بحثهايي وجود دارد كه به عدم استقبال مردم از فيلمها منتهي ميشود اما بحث ما درباره اكران فيلمهاي خاص يا فرهنگيتر، بايد بگويم يكسري از اين فيلمها، فيلمهايي هستند كه ارزش ديدن دارند و حتي براي مخاطبان ويژه هم بايد امكان ديده شدن اين فيلمها را فراهم كنيم. تعدادي سينما در روزهاي مشخصي اين فيلمها را نمايش دهند و ارزان هم فيلمها را به نمايش بگذارند. مثلا روزهاي سهشنبه اين فيلمها به شكل نيمبها اكران شود. با اين كار در بحث اكران تعداد برنامههاي نمايش فيلممان بالا ميرود و نمايش تكسانس فيلمها جوابگو هم خواهد بود. البته دولت بايد براي برخي از اين فيلمها كه با استفاده از تسهيلات ساخته شده و فيلمهاي بدي هم نيستند اما واقعا قابل اكران نيستند، فرصت اكران را فراهم كند. همانطور كه مثلا در اروپا براي اقليتهاي قومي، مذهبي و فكري برنامه سينما و تئاتر قرار ميدهد. شهرداري اينجا، سينما را درست ميكند اما آنقدر آن را با قيمت گران ميفروشد كه بخش خصوصي از عهدهاش برنميآيد. گويي دكاني است كه از قبلش سودهاي آنچناني ميبرند و حالا چند تا سالن هم درست ميكند. البته من معتقدم كه در همين حد هم، حضور شهرداري در عرصه سالنسازي دستمريزاد دارد. يعني انصاف نيست كه در اين اقتصاد بههمريخته، ساخت 4 سالن را زير سئوال ببريم...
فرحبخش در اين بخش گفت: و انصافا آقاي قاليباف در اين زمينه خوب كار كرده است.
هاشمي گفت: بله... من ميگويم منطقي آن است كه مثلا يك بودجه فرهنگي در اختيار خانه سينما قرار گيرد و خانه سينما در مذاكره با سينماهايي كه تعدادي سالن دارند، با فيلمهاي فرهنگيتر براي نمايش فيلمها در طي سال قرارداد ببندد. اين فيلمها نياز به تبليغ دارند و تلويزيون هم بايد كمك كند و پول تبليغ از اين دست فيلمها نگيرد تا اين حركت جان بگيرد... در حقيقت بخش دولتي همانطور كه پول توليد اين فيلمها را ميدهد، پول تبليغات و اكران آنها را هم بدهد.
فرحبخش در اين بخش گفت: اخيرا فيلم «صداها» در اصفهان اكران شده بود و مسئول يك سينما براي من تعريف كرد كه در سالن نمايشدهنده اين فيلم فقط دو نفر نشسته بودند كه گويا آن مسئول به آن دو نفر گفته من دوبرابر پول بليت شما را ميدهم تا از سالن بيرون برويد و بعد هم اين جنجال به پا شد كه اصلا چرا اين فيلم را آوردهايد و اكران كردهايد. واقعيت اين است كه مردم اين فيلم را نميپسندند، چنانچه وقتي اين فيلم در شهرستانهاي ديگر هم اكران شد، با اعتراض شديد مردم همراه بود.
هاشمي گفت: اصولا فيلمهايي داريم كه نبايد در سطح وسيع اكران شوند، يعني بخش دولتي بايد بيايد يك سينما يا دو سينما اجاره كند و سانسهايي را به نمايش اين فيلمها اختصاص دهد.
فرحبخش در ادامه گفت: البته وقتي سينماي اتوپياي پاريس فيلم خاص را روي پرده ميبرد، يك تعريف دارد از فيلم خاص و فيلم خارج از استاندارد را كه قابل نگاه كردن نيست، نمايش نميدهد. اين نياز به كارشناسي دارد، همانطور كه شير و كره فاسد را كارشناس تشخيص ميدهد و براي پخش آن در بقالي مجوز نميدهد.
وي ادامه داد: البته من اين را باز تأكيد ميكنم كه در عمق سرمايهگذاري و توليد اين فيلمها اگر دقيق شويم، امكان ندارد كه متعلق به بخش خصوصي باشند. بخش خصوصي چطور ممكن است بيايد پولي كه با زحمت پيدا كرده، بيندازد توي جوي آب برود؟ چرا بايد اين كار را بكند؟ اگر قرار است اين فيلم را بسازد برود مدرسه بسازد تا برايش باقيات صالحات داشته باشد.
وي در پاسخ به پرسش مجدد «فريدون جيراني» درباره وجود مناسبات ناسالم در سينماي ايران گفت: كدام مناسبات ناسالم؟ سينماداري داريم كه در 5 سالن خود فيلمهايي ميگذارد كه لازم دارد نمايش دهد. سينماهاي ما با كمبود فيلم مواجه هستند. اخيرا يكي از مسئولان پرديسها به من ميگفت چه زماني اين فيلم را برميداري؟ قبل از انقلاب فيلمها حداكثر چهارهفتهاي تغيير ميكردند اما الان مردم سه ماه پلاكات فيلمي را بر سردر يك سينما ميبينند. خب مردم هم خسته ميشوند.
در ادامه، هاشمي، جيراني و فرحبخش بحث تناسب تعداد سالن و فيلم در قبل و بعد از انقلاب و لزوم تداوم سالنسازي را پيش كشيدند كه در اين بخش، فرحبخش گفت: شهرهاي كوچكي داريم كه وقتي كپي فيلمها را ميفرستيم، براي ما 22 هزار تومان پورسانت ميفرستند در حالي كه 20 هزار تومان هزينه رفت و آمد ميشود! در حقيقت سوبسيدش را ما داريم ميدهيم نه دولت...
هاشمي در اين لحظه به شوخي گفت: اين تعريف مناسبات ناسالم است!!
فرحبخش با خنده گفت: 10 سال پيش براي دوتا فيلم روي هم 45 ميليون تومان وام دادند و 55 ميليون تومان با بهرهاش از ما گرفتند. همان موقع بنده 500 ميليون تومان از سينماها طلبكار بودم. به وزير ارشاد گفتم من سوبسيد اين سينما را دارم ميدهم اما شما در بنياد فارابي بهره هم از من گرفتهايد. آن هم در 7 ماه!
هاشمي گفت: ما در معاونت سينمايي قبلي ادله آوريم و آن را منتشر كرديم. اجحاف در حق سينما اينگونه شكل ميگرفت كه جلوي نمايش برخي فيلمها را به دلايل واهي ميگرفتند و يكسري فيلم دمدستشان را پروانه ميدادند. آنها تناسب اكران را به هم ميريختند. كسي كه پخش كننده است و فيلم هم دارد، سعي ميكند اول مسائل خودش را حل كند. اين ناسالم است.
فرحبخش نيز گفت: خيلي از مناسبات اكران را مديريت قبل به هم ريخت كه الان دارند آن را اصلاح ميكند.
در پايان بحث دوشنبه شب، «سيدضياء هاشمي» در پاسخ به سئوال مجدد «فريدون جيراني» درباره «وجود يا عدم وجود مافيا در سينماي ايران» گفت: پيشكشيدن اين بحث، از توقع آدمهايي ناشي ميشود كه نميتوانند فيلم شان را اكران كنند. اين است كه آنها تصور ميكنند يك عده نشستهاند و به شكل مافيا در سينماي ايران عمل ميكنند! من اصلا مافيا را شوخي ميدانم. زيادهخواهي وجود دارد اما اين مافيا نيست. تهيهكنندگان بخش خصوصي نگرانند و سعي ميكنند امكاني را براي خودشان بگيرند و در بده بستان فيلم خود را ميگذارد جلوتر و فيلم ديگر را در برنامه اكران عقبتر قرار ميدهند.
ادامه بحث درباره «اكران فرهنگي» در برنامه «دو قدم مانده به صبح» قرار است در برنامه سهشنبه شب پيگيري شود.
|