تائید حکم قاتل بی نظیر
ایسکانیوز , يكشنبه 23 اسفند 1388 - ساعت 14:42

دخترم با رفتارش آبرویمان را برده بود. قراربود با پسرخاله‌اش ازدواج کند اما عاشق پسری شد که 15 سال از خانواده اش دور بود.

 

حکم مردی میانسال که دخترش را در غرب تهران با شلیک گلوله از پا درآورد در دیوان عالی کشور به تائید رسید.
افسر نگهبان کلانتری 134 شهرک قدس (غرب) روز 10 اسفند 1387 مرگ دلخراش دختر 16 ساله ای به نام «بی نظیر» را با دادسرای امور جنایی پایتخت در میان گذاشت.سپس بازپرس کشیک و افسران دایره 10 اداره آگاهی مرکز به نقطه مورد نظر رفتند و با دیدن جنازه «بی نظیر» رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند.
شواهد نشان می داد این دختر پیش از آنکه با شلیک گلوله کشته شود با پدرش درگیر شده و از خانه گریخته بود.با افشای این موضوع «غلامعباس» 50 ساله به اتهام فرزندکشی دستگیر شد و با دیدن مدرک های دادگاه پسند به جنایت اعتراف کرد.بدین ترتیب کیفرخواست در دادسرای جنایی تهران صادر و به شعبه 113 دادگاه کیفری استان فرستاده شد.در محاکمه ای که به ریاست قاضی «محمدسلطان همتیار» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفر خواست را خواند.
«ا..یار شکاری» اعلام کرد : مدرک های موجود نشان می دهد «بی نظیر» از خانه پدرش خارج شده و به قصد دیدن پسر مورد علاقه‌اش به سمت کرج حرکت کرده بود. در بین راه راننده آژانس از موضوع با خبر شد و پس از هماهنگی با عموی «بی نظیر» این دختر را به او تحویل داد. در نتیجه «بی‌نظیر» به خانه برگردانده و ازسوی پدرش مواخذه ‌شد.سرانجام پدر عصبانی به ادعای خودش برای شستن لکه ننگ ، با سلاح شکاری به دخترش شلیک کرد.بعدها مادر مقتوله رضایت داد و مجرم با قرار وثیقه آزاد شد. نماینده دادستان ادامه داد : مطابق ماده 220 قانون مجازات اسلامی ، پدر یا جد پدری در صورت کشتن فرزند از مجازات مرگ (قصاص نفس) معاف است اما چون جنایت «غلامعباس» منجر به اخلال در نظم جامعه شده بود بر اساس ماده 612 قانون از جنبه عمومی جرم برایش تقاضای مجازات دارم.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، سپس مجرم در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت : دخترم با رفتارش آبرویمان را برده بود. قراربود با پسرخاله‌اش ازدواج کند اما عاشق پسری شد که 15 سال از خانواده اش دور بود.
«غلامعباس» اضافه کرد : وقتی شنیدم دخترم برای دیدن پسر مورد علاقه‌اش به کرج رفته، با کمک پسرم و همسرم او را پیدا کردم و به خانه بازگرداندم. سرکشی‌های دخترم مرا کلافه کرده بود و از این ‌که به تذکراتم توجهی نمی‌کرد به شدت عصبانی بودم.بارها او را تهدید کرده بودم و آن روز تصمیم گرفتم حرف هایم را عملی کنم. «بی‌نظیر» کوچک ترین عضو خانواده بود و او را از همه بیش تر دوست داشتم اما ابراز علاقه‌اش به پسری که تمامی طایفه‌اش جیب‌بر و کف‌زن بودند قابل تحمل نبود و با اسلحه شکاری به سوی او شلیک کردم.فامیل ما مرگ دخترم را پاک شدن لکه ننگ می داند و از دادگاه تقاضای آزادی دارم.
وکیل مدافع متهم نیز اظهار داشت : «غلامعباس» پس از کشتن عزیزترین فرزندش دچار افسردگی شدید و گوشه‌نشینی شده ‌است.این مرد ، روزهای متمادی در یک اتاق در سکوت به فکر فرو می‌رود و با کسی همصحبت نمی‌شود.خانه‌اش هم به زندانی تبدیل شده که باید مکافات خود را در فضایی آمیخته به خاطرات فرزندش تحمل کند. بنابراین تقاضای صدور حکم آزادی موکلم را دارم.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news148093.html