رسیدگی به این پرونده از زمستان 1386 پس از آن آغاز شد که به پلیس اداره آگاهی شیراز اعلام شد زن 17 ساله ای به نام «مرجان» به طرز مرموزی در خانه اش جان سپرده است.
سپس بازپرس کشیک به همراه افسران دایره پنجم آگاهی به ساختمان مورد نظر رفت و با دیدن پیکرکبود نوعروس نگون بخت پیگیر معما شد.
در آن میان «مجتبی» شوهر 40 ساله «مرجان» تحت بازجویی قرار گرفت و ادعا کرد نمی داند زنش چرا و چگونه مرده است.
به دنبال تحقیق مقدماتی ، پیکر «مرجان» با صدور دستور قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد و کارشناسان اعلام کردند او به خاطر سکته قلبی جان سپرده اما برخورد پیاپی جسمی سخت ؛ مانند شیلنگ یا کابل در مرگش بی تاثیر نبوده است.
با افشای این ماجرا ، نوک پیکان اتهام دوباره به سوی «مجتبی» چرخید و مشخص شد این مرد ، هنگام مرگ زنش در خانه بوده است.
«مجتبی» وقتی فهمید هیچ شانسی برای گمراه کردن کارآگاهان ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود : «مرجان 15 ساله بود که زنم شد.او زن خوبی بود اما بعضی وقتها به حرفم گوش نمی داد و فرمانم را اجرا نمی کرد.آن شب قرار بود مهمان به خانه ما بیاید و آماده شدم تا برای خرید ، بیرون بروم.به همسرم گفتم حمام کند و زود بیرون بیاید اما زمانی که از خرید برگشتم دیدم حرفم را گوش نکرده است.
می دانست که من آدم بدخلقی هستم و اگر حرفم را زمین بیندازد بد می بیند اما باز هم کار خودش را کرد.بنابراین با شیلنگ به جانش افتادم و آن قدر کتکش زدم تا جانش درآمد.»
به دنبال بازسازی صحنه مرگ و تکمیل تحقیق در دادسرا ، پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس سپرده شد.
در ابتدای نشست رسیدگی به این ماجرا که به ریاست قاضی «عرفانی زاده » تشکیل شد نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
نوبت دفاع به «مجتبی» که رسید ادعا کرد نمی خواسته همسرش را بکشد و حالا به شدت پشیمان است.
هیئت قضایی پس از بررسی دقیق مدرک های موجود حکم به قصاص نفس - مرگ - شوهر عصیانگر داد.این رای قطعی نیست و «مجتبی» در مهلت قانونی فرجام خواهی کرده است. |