جدي گرفتن محل وقوع قصه
پنجشنبه 23 ارديبهشت 1389 - ساعت 22:33

در تحليل فيلم يا سريال‌هاي تلويزيوني همواره به عناصر و مولفه‌هايي چون فيلمنامه، بازيگران و شيوه بازي آنها يا سبك و سياق كارگرداني اثر توجه مي‌كنيم و با تكيه بر چند و چون اين اجزا و شمايل آن به تجزيه و تحليل يك اثر تصويري مي‌پردازيم.

 

در تحليل فيلم يا سريال‌هاي تلويزيوني همواره به عناصر و مولفه‌هايي چون فيلمنامه، بازيگران و شيوه بازي آنها يا سبك و سياق كارگرداني اثر توجه مي‌كنيم و با تكيه بر چند و چون اين اجزا و شمايل آن به تجزيه و تحليل يك اثر تصويري مي‌پردازيم.
اين رويكرد البته شيوه غلطي نيست اما گاهي جامع و كامل نيست و در اين ميان برخي از عناصر ديگر به فراموشي سپرده مي‌شود؛ عناصر و مولفه‌هايي كه به همين اندازه در كيفيت و چگونگي ساخت يك فيلم يا سريال موثر است.
عناصر به ظاهر پنهاني كه گاه از شدت ظهور ديده نمي‌شود يا كمتر به چشم مي‌آيد. نورپردازي، تصويربرداري، طراحي صحنه و لباس، موسيقي فيلم و عوامل ديگر از جمله همين عناصر مغفولي هستند كه به اندازه كارگرداني و بازيگري در فرآيند ساخت يك اثر هنري و سطح كيفي آن نقش دارند. شايد غالب بودن تحليل مضموني بر نقادي فيلم در كشور ما و توجه كمتر به سويه فني و تكنيكي اثر باعث مي‌شود كه به اين عناصر سينمايي بي‌توجه باشيم و ميزان اثرگذاري آن را در يك اثر سينمايي يا تلويزيوني نسنجيم.

لوكيشن به عنوان ابزار
يكي از اين عناصر مهم خود لوكيشن است؛ مكان و فضايي كه به عنوان كالبد يك فيلم يا سريال تلويزيوني، بستري مي‌شود تا كارگردان قصه خويش را روايت كند و بازيگر به نقش‌آفريني در آن بپردازد.
ميزانسن و دكوپاژ اثر نيز در بستر همين عنصر شكل مي‌گيرد و معنا پيدا مي‌كند. در واقع لوكيشن و انتخاب آن به عنوان يك عامل پس‌زمينه‌اي در فيلم يا سريال به پيش برد قصه و روايت داستان كمك مي‌كند و ابزار مهمي در دست كارگردان است تا با تصرف و هدايت آن بتواند مهارت و هنر خويش را در اين حرفه به اثبات برساند.
بسياري از خاطرات يا صحنه‌هاي به‌يادماندني يك اثر سينمايي به لوكيشن و نوع انتخاب آن برمي‌گردد. فضاسازي‌هاي قصه و تاثيرات رواني ـ عاطفي لوكيشن در انتقال يك معنا يا كنش تصويري به مخاطب وابسته به دقت و هوشياري در انتخاب لوكيشن است.
همين لوكيشن خود مي‌تواند معيار و ملاكي براي تقسيم‌بندي فيلم‌ها و سريال‌ها قرار بگيرد. بدين معني كه اگر قصه و ساختار روايي يك اثر در تعيين نوع ژانر آن كار موثر است، لوكيشن و شيوه انتخاب آن نيز مي‌تواند آثار سينمايي يا مجموعه‌هاي تلويزيوني را به انواع مختلف تقسيم‌بندي كند. بر همين اساس مي‌توان در يك نگاه كلي آثار تصويري را به دو گروه عمده تك‌لوكيشن و پرلوكيشن تفكيك كرد كه در اين ميان البته شكل‌هاي ديگري هم مي‌توان براي آنها قائل شد.

مكان اصلي درام
تعدد و تنوع لوكيشن‌ها البته به فيلمنامه و سبك كارگرداني اثر برمي‌گردد كه يك فيلمساز براي طرح و بيان قصه خود برمي‌گزيند. برخي از فيلمسازان به فضاي سرد و خلوت يا قصه‌اي كم‌حادثه معتقدند و گروهي نيز تعدد لوكيشن را براي ايجاد تعليق و هيجان بيشتر لازم مي‌دانند يا اساسا به اين شيوه از كار عادت دارند. هرچند نوع ژانر و حتي مديوم و رسانه نمايش اثر نيز در اين ميان بي‌تاثير نيست.
مثلا يك فيلم پليسي يا تعقيب و گريزي از يك اثر هنري به لوكيشن بيشتري نيازمند است يا آثار كم‌لوكيشن معمولا در كارهاي سينمايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و در تلويزيون كمتر مي‌توان از سريال‌هايي سراغ گرفت كه تك‌لوكيشن يا كم‌لوكيشن هستند.
اساسا ساختار سريالي اين مجموعه و حوادث و اتفاقاتي كه در آن رخ مي‌دهد يا حضور زياد بازيگران در اين مجموعه اقتضا مي‌كند تا لوكيشن‌هاي بيشتري براي روايت قصه برگزيده شود. اما الان در سيما و ساخت مجموعه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني شاهد افزايش كارهاي تك‌لوكيشن هستيم؛ آثاري كه با انتخاب يك مكان مشخص مثل هتل، رستوران يا مثلا يك شركت و آژانس هواپيمايي قصه خود را تعريف مي‌كنند.
در واقع در اين نوع سريال‌ها مكان و فضاي قصه ثابت است اما شخصيت‌هاي متغير و متعددي با رفت و آمد در آن با خود قصه‌هاي جديد مي‌آورند و درام شكل مي‌گيرد. در سال‌هاي اخير سريال‌هايي كه با همين الگو ساخته شده‌اند در تلويزيون كم نبود.
«نيمكت» و «مسافرخانه سعادت» از كارهاي محمد رحمانيان نمونه‌اي از همين شيوه است. اما اين ساختار بيش از هر ژانري در سريال‌هاي طنز مورد استفاده قرار گرفت مثلا مهدي مظلومي در سريال بدون شرح با انتخاب دفتر روزنامه يا در كمربندها را ببنديم با محوريت يك آژانس هواپيمايي قصه خود را تعريف مي‌كرد. حتي در سريال «آشپزباشي» نيز با يك لوكيشن اصلي يعني فضاي رستوران مواجه هستيم كه به مكان اصلي درام تبديل شده است.
در سينما نيز نمونه‌هايي از اين دست كم نيست مثلا «آژانس شيشه‌اي» يا «ارتفاع پست» ابراهيم حاتمي‌كيا نيز با استفاده از همين ساختار شكل گرفته است.

سريال يا تله‌تئاتر؟
شايد در ابتدا تصور شود كه آثار تك‌لوكيشني به دليل فضاي بسته و محدودي كه دارد حوصله مخاطب را سر ببرد يا خسته‌كننده و ملال‌انگيز باشد اما واقعيت اين است كه نوع روايت و مهارت كارگردان در روايت قصه، خود مي‌تواند در همين لوكيشن محدود نيز قصه‌اي جذاب و سرگرم‌كننده خلق كند كه تعليق و ضرباهنگ مناسبي داشته باشد و حتي اثر را به شمايل تئاتري نزديك نسازد.
عليرضا پورصباغ منتقد سينما در همين رابطه مي‌گويد: «كارهاي تك‌لوكيشني بيش از آن‌كه مربوط به سريال‌سازي باشد در ساخت تله‌تئاترها مورد استفاده قرار مي‌گيرد و تناسب ساختاري و دراماتيكي بيشتري با جنس قصه در اين سبك دارد اما مهارت و توانايي كارگردان در توليد يك سريال جذاب در يك لوكيشن ثابت نيز دست‌نيافتني نيست و مثلا بيژن بيرنگ و مرحوم مسعود رسام در سريال «خانه سبز» توانسته‌اند در همين فضا سريال جذابي توليد كنند.»
به گفته پورصباغ، لوكيشن‌هاي متعدد يا سريال‌هاي پرموقعيت دليل كافي براي انكار يا عدم كارايي آثار تك‌لوكيشني نيست. اما برخي در مقابل معتقدند كه ساخت اين جنس از سريال‌ها به دليل پررنگ بودن وجوه تئاتري و تله‌تئاتريش در تلويزيون مناسب نيست و مخاطب تلويزيون از اين رسانه انتظار توليد سريال‌هايي را دارد كه ريتم تندتري داشته و از تنوع لوكيشن و بازيگر برخوردار باشد.

لوكيشن محدود جذاب نيست
مسعود آب‌پرور كه هم‌اكنون سريال پليسي هوش سياه از وي در حال پخش است بشدت به ريتم و بهره‌گيري از فضاهاي متعدد در امر سريال‌سازي اعتقاد دارد و مي‌گويد: مجموعه‌هاي تلويزيوني براي تامين اوقات فراغت و ايجاد سرگرمي مخاطب توليد مي‌شود و مخاطب امروزي به دليل دشواري زندگي روزمره و خستگي يا ملال‌انگيز و تكراري بودن زندگي مدرن به دنبال تماشاي يك اثري است كه در عين ايجاد سرگرمي و جذابيت، چشمنواز و شور انگيز باشد تا بتواند هيجان لازمي را كه در زندگي جاي آن خالي است به شكل معقولي به مخاطب منتقل كند.
مخاطب امروزي كشش لازم را براي تماشاي آثار تئاتري كه به يك يا چند لوكيشن محدود است و معمولا قصه‌اي آرام را با ريتمي كند روايت مي‌كند ندارد». به اعتقاد او فضاهاي تك لوكيشني بيشتر با مديوم تئاتر تناسب دارد و در تلويزيون براحتي جواب نمي‌دهد.
اگر بخواهيم از منظر تكنيكي به اين موضوع بنگريم بايد بگويم كه فيلم يا سريال‌هاي تك يا كم لوكيشني بيش از آنكه به مكان و جغرافياي قصه توجه كند به خود قصه و شيوه روايت اتكا مي‌كند و عناصر بازيگري و شخصيت‌پردازي را پررنگ‌تر مي‌سازد. هرچند محدوديت لوكيشن گاهي فضاي لازم را براي بروز خلاقيت‌هاي فردي بازيگر فراهم نمي‌كند چرا كه خود محيط و لوكيشن كار نيز به عنوان يك عامل پس زمينه‌اي، حاشيه دراماتيكي است كه در شكل‌گيري متن بسيار موثر است.
اين‌گونه سريال‌ها معمولا به دليل فضاي تئاتريشان به بازيگران اين شاخه نمايشي محتاج‌اند لذا لوكيشن محدود گاهي به گزينش محدود در انتخاب بازيگر نيز منجر مي‌شود. اما بخش عمده‌اي از مشكلات اين جنس از سريال‌ها به منطق روانشناختي و رفتارشناسي مخاطب امروز برمي‌گردد.
مخاطبي كه ديگر فضاي سرد و قصه تكراري شخصيت‌هاي مختلفي را كه در يك مكان ثابت با ديالوگ و قصه‌گويي به جاي نمايش و كنشمندي به روايت داستان مي‌پردازند را دوست ندارد. به همين دليل است كه سريال «پرانتز باز» با بهره‌گيري از طنز و كمدي هم نمي‌تواند براي مخاطب جذاب باشد. شايد اين سريال به لحاظ كارگرداني و برخي عناصر ديگر قابل تامل باشد اما دقيقا به واسطه تك لوكيشني در فرم و تكرار در مضمون و قصه‌پردازي در جذب مخاطب ناتوان است.

لوكيشن و كمبود بودجه
مسعود اطيابي كارگردان و رئيس صنف مديران توليد، يكي از دلايل گرايش فيلمسازان به سمت توليد سريال‌هاي كم لوكيشن را به دليل مشكلات توليد مي‌داند نه صرفا سبك قصه‌گويي يا مقتضيات دروني داستان.
به گفته وي: «انتخاب لوكيشن‌هاي محدود به عناصر فني و انساني كمتري هم در توليد نيازمند است و مي‌توان با پرداخت هزينه كمتر و با صرف زمان و انرژي كمتري به ساخت يك مجموعه تلويزيوني همت گماشت.» به اعتقاد او اگر در محاسبات توليد با كمبودهاي عمده‌اي مواجه نباشيم مي‌توانيم بيش از اينها به سمت ساخت سوپر پروداكشن حركت كنيم. قطعا ساخت چنين سريال‌هاي به لحاظ نياز به لوكيشن داراي دشواري‌هاي زيادي در توليد است اما اثر جذاب و پرمخاطبي هم مي‌توان ساخت.

ناهمگوني با فرهنگ ايراني
واقعيت اينست كه اگر بخواهيم ساخت سريال‌هاي تك لوكيشني را به شكل تاريخي و ريشه‌اي‌تري بررسي كنيم علاوه بر كم بضاعتي در توليد و سويه اقتصادي ماجرا بايد به‌گونه شناسي سريال در ايران نيز توجه كنيم.
گونه‌اي كه با رفتار شناسي مخاطبان ايراني در ارتباط تنگاتنگي قرار مي‌گيرد. فضاهاي تك لوكيشني و بسته و محدود شدن زندگي فردي و اجتماعي در يك مكان خاص مثل كافي‌شاپ يا كتابخانه و... سنخيت فرهنگي با زيست ـ جهان انسان ايراني ندارد و بيشتر به قشر خاصي از افراد جامعه مثل هنرمندان و روشنفكران تعلق دارد. مثل هتل رفتن شايد چندان در فرهنگ ما رفتار مرسوم و رايجي نباشد يا ايرانيان دوست ندارند در مكان‌هاي عمومي مثل هتل و رستوران و محل كار از زندگي خصوصي و خانوادگي خود حرفي بزنند.
لذا آنچه در اين جنس از سريال‌ها مي‌بينيم كمتر در جهان واقعيت و ساحت اجتماعي تجربه شده و مابه ازاي بيروني دارد. دقيقا به همين دليل فضاهاي قصه سريالي مثل پرانتز باز براي مخاطبان ما چندان آشنا و ملموس نيست و مناسبات انساني حاكم بر آن دست كم يك تجربه عمومي نيست از جمله همين كه مردم ما كمتر خود را به يك لوكيشن واقعي در زندگي محدود مي‌كنند و درك چنين موقعيتي در يك لوكيشن نمايشي نيز دشوار است.
البته اين يك حكم كلي نيست و دقيقا متناسب با تناسخ فرهنگي، اين قاعده شكسته مي‌شود مثلا در مجموعه «همه فرزندان من» كار مرضيه برومند نيز قهرمان اصلي داستان در يك لوكيشن ثابت كه خانه يك زن تنها بود با انواع و اقسام قصه‌ها و آدم‌ها مواجه مي‌شد كه هر بار قصه جديدي را روايت مي‌كردند اما مناسبات و رفتارشناسي آنها يك تجربه فرهنگي و ملي بود كه همه خانواده‌هاي ايراني با آن آشنا هستند.

جذابيت قصه اصل است
محمدعلي سجادي كارگردان مجموعه جستجوگران تناسب بين لوكيشن و مضمون اثر را شرط داوري درباره اين موضوع مي‌داند و معتقد است: «زاويه ديد قصه و اين‌كه قرار است كارگردان كدام وجوه از واقعيت يك امر را مورد بررسي قرار دهد به معياري منطقي براي انتخاب لوكيشن تبديل مي‌شود.
مثلا در سريالي مثل جستجوگران ما مي‌توانستيم كل قصه و ماجراها را در اتاق بازرسي محدود كنيم و با استفاده از ديالوگ يا تمهيدات ديگر قصه را پيش ببريم، اما از آنجايي كه ما قصد داشتيم موقعيت اين جستجو و جوانب آن را نشان دهيم و خود اين فرآيند براي ما اهميت داشت لذا سعي كرديم لوكيشن‌هاي بيشتري را انتخاب كنيم. در عين اين‌كه لوكيشن‌هاي محدود با داشتن قصه‌اي جذاب و پركشش، اصلا عذاب‌دهنده و ملال انگيز نيست.»
آثار تك لوكيشن به دليل محدوديت در تصوير و احيانا زيباشناختي آن و البته سويه خاص بودگي و روشنفكرانه‌اش با ذائقه مخاطب ايراني سنخيت چنداني ندارد و يا دست كم مخاطبان كمتري دارد.
ضمن اين‌كه اين تك لوكيشني با شمايل مشابهي در سريال‌سازي همراه بوده كه به تكراري شدن آنها انجاميده است لذا يا بايد بر تعداد لوكيشن‌ها افزود يا قصه تازه‌تري را در ساختار‌هاي تك لوكيشني روايت كرد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news150041.html