وقتي سادگي، زيبا مي‌شود
پنجشنبه 23 ارديبهشت 1389 - ساعت 22:35

همه ما مي‌دانيم ميزگرد چيست و تا به حال بارها پيش آمده كه پاي برنامه‌هاي تلويزيوني كه ساختار ميزگرد دارند، نشسته‌ايم. ميزگردها از يك مجري يا كارشناس ثابت و يك يا چند مهمان تشكيل مي‌شوند كه در مورد يك موضوع واحد مباحثه و گفتگو مي‌كنند.

 

همه ما مي‌دانيم ميزگرد چيست و تا به حال بارها پيش آمده كه پاي برنامه‌هاي تلويزيوني كه ساختار ميزگرد دارند، نشسته‌ايم. ميزگردها از يك مجري يا كارشناس ثابت و يك يا چند مهمان تشكيل مي‌شوند كه در مورد يك موضوع واحد مباحثه و گفتگو مي‌كنند.
اين موضوع واحد مي‌تواند مسائل علمي، هنري، ورزشي، اقتصادي يا هر چيز ديگري باشد. در گذشته كه دسترسي به اينترنت وجود نداشت، كساني كه مي‌خواستند در مورد يك موضوع تخصصي مطالعه و تحقيق كنند، فقط مي‌توانستند به كتاب‌ها مراجعه كنند. بعدها تلويزيون با راه‌اندازي ميزگردهاي تخصصي و برنامه‌هاي مهمان‌محور اين امكان را ايجاد كرد كه مخاطبانش بتوانند در مورد موضوعات جدي روز كه در مورد آنها منابع چنداني وجود ندارد، اطلاعات مفيدي كسب كنند.
اين برنامه‌ها كه در فضايي جدي و آرام برگزار مي‌شد منبع خوبي براي دوستداران بحث‌هاي تخصصي بود. بعدها كه اينترنت با اين كاركرد گسترده وارد دنياي ارتباطات شد، بسيار آسان‌تر بود كه علاقه‌مندان و اهل علم، اطلاعات لازم خود را از اين طريق كسب كنند.
مخاطبي كه دلش مي‌خواست به اطلاعاتي در زمينه يك موضوع تخصصي دست پيدا كند، از طريق اينترنت مي‌توانست مطالب زيادي از زواياي مختلف راجع به موضع مورد نظرش پيدا كند. بنابراين ميزگردها و برنامه‌هايي با حضور كارشناسان، ديگر فقط منابع به‌روز و قابل دسترسي براي مردم نبودند، بلكه مانند همه برنامه‌هاي عمومي تلويزيون جنبه سرگرمي و جذاب بودن آنها اهميت بيشتري پيدا كرد تا بتوانند مخاطبان معمولي تلويزيون را جذب كنند.
همين موضوع باعث شد كه مخاطبان اين برنامه‌ها كم‌كم پراكنده شوند و اين برنامه‌ها به اصطلاح از رونق بيفتند. چون اغلب برنامه‌هاي تركيبي كه با حضور مهمانان متخصص اجرا مي‌شدند فاقد جذابيت‌هاي محتوايي لازم براي ارضاي سلايق مردم عادي بودند و دنبال كردن آنها فقط براي اهل فن و علاقه‌مندان به همان رشته خاص جالب بود.
مانند هر برنامه‌اي كه از رونق مي‌افتد، لازم بود كه در اين برنامه‌ها نيز تحولي ايجاد شود. تلويزيون هم با يك تغيير روش، برنامه‌هايي براي مخاطبان جديد خود ساخت كه از لحاظ مولفه‌هاي ساختاري و كيفيت محتوايي يك سر و گردن بالاتر از نسل قبلي برنامه‌هاي تركيبي بودند.
مخاطبان جديد ديگر انتظار نداشتند كه بحث‌هاي بسيار تخصصي در زمينه اقتصاد يا حقوق بشنوند، بلكه مي‌خواستند در مورد مسائل روزمره زندگي خودشان بيشتر بدانند. مثلاً راه‌حل‌هايي براي مشكلات پزشكي و مذهبي و رفتاري خودشان و اطرافيانشان از تلويزيون بگيرند كه بتوانند با روش‌هاي ساده و بدون تحقيقات گسترده از طريق اينترنت، زندگي بهتري داشته باشند. پس موضوع ميزگردهاي جديد با گذشته كمي فرق كرد.

مخاطب بايد مجري را دوست داشته باشد
در حال حاضر نسبت برنامه‌هايي كه به بررسي يك موضوع روزمره و عمومي مي‌پردازند خيلي بيشتر از برنامه‌هايي است كه به بررسي يك مبحث تخصصي مي‌پردازند. اگر پيگير ميزگردها باشيد، مي‌بينيد كه در بيشتر زمينه‌ها مي‌توانيد اطلاعات قابل ذكر و مفصلي را از اين برنامه‌ها دريافت كنيد. البته ميزگردها نيز مثل مخاطبان تلويزيون تغيير نسل داده‌اند و حالا بيشتر به عنوان برنامه‌هاي تركيبي شناخته مي‌شوند. اين برنامه‌ها معمولاً به صورت روزانه و در ساعت ثابتي از تلويزيون پخش مي‌شوند.
به طور كل مي‌بينيم كه ميزگردهاي جديد از 2 يا 3 نفر تشكيل مي‌شوند كه هر يك در زمينه يا زمينه‌هايي صاحب تخصص و تجربه هستند و حضوري هميشگي در برنامه دارند.
در كنار كارشناسان برنامه، يك مجري هم حضور دارد كه در واقع از زبان مخاطب صحبت مي‌كند. يعني سوالاتي كه بينندگان مطرح كرده‌اند را بازگو مي‌كند، مسائلي كه به ذهن خودش مي‌رسد را بيان مي‌كند و در مجموع آنچه را كه اگر ما آنجا بوديم مي‌پرسيديم، او از طرف ما مي‌پرسد. با توجه به موضوع مورد بحث، معمولاً كارشناسان هر روز تغيير مي‌كنند اما مجري ـ‌كارشناس هر بخش ثابت است. به همين خاطر مخاطب مي‌تواند هر قسمتي از برنامه كه دوست داشت يا برايش جالب بود را دنبال كند.
ساختار كلي اين برنامه‌ها به اين شكل است كه يك مجري اصلي پاي ثابت همه قسمت‌هاي برنامه است و بخش‌هاي مختلف را به يكديگر پيوند مي‌دهد. يعني مخاطب اگر بخواهد اين برنامه را ببيند، انتخابي جز ديدن هر باره مجري ندارد. اين كه مجري بتواند براي مخاطب خود جذابيت ايجاد كند تا مخاطب برنامه را دنبال كند، مستقيماً به مهارت مجري بستگي دارد.
مجري خوب بايد بتواند ريتم برنامه را حفظ كند، يعني مواظب باشد كه صحبت‌ها كشدار و براي مخاطب خسته‌كننده نشود و آن‌قدر هم پرسرعت نباشد كه بيننده به خاطر دريافت حجم زيادي از اطلاعات در زمان كم، گيج شود. مجري همچنين بايد با پرسيدن سوالات به‌جا، هم به نوعي پرسش‌هاي مردم را انعكاس دهد و هم بتواند گفتگو را به مسير درست هدايت كند. در اين ميان لازم است كه مجري با ترفندهاي خاص مثل طنزپردازي يا شيوه‌هاي ديگر، كاري كند كه مخاطب شخصيت خود او را دوست داشته باشد.
وقتي كه مخاطب شخص مجري را دوست دارد، برنامه را به واسطه حضور او تماشا مي‌كند. به اين ترتيب اگر مخاطب نتواند با مهمان يكي از قسمت‌هاي برنامه ارتباط برقرار كند، به خاطر جذابيت اجرا و كليت برنامه، قسمت‌هاي بعدي آن را دنبال مي‌كند.

گروه‌هاي خوب برنامه‌ساز
در برنامه‌هاي جديد تسلط و گيرايي شخصيت مجري تأثير قابل ذكري در جذب مخاطب دارد. در واقع مهم‌ترين عامل موفقيت اين‌گونه برنامه‌ها در درجه اول مجري و سپس مجري ـ كارشناس‌هاي ثابت هستند.
براي مثال برنامه‌اي مانند مردم ايران سلام كه به سبك برنامه‌هايي مانند صبح‌بخير ايران، صبح‌هاي زود پخش مي‌شد، بخش مهمي از جذابيتش را از توانايي مجري‌اش كسب كرده بود.
طوري كه هنوز هم پس از گذشت ماه‌ها از پايان پخش آن به‌عنوان نمونه يك برنامه صبحگاهي جذاب و متفاوت از آن ياد مي‌شود.
محمدرضا شهيدي‌فر با حضور ذهن مثال‌زدني و قابليت بالايي كه براي بداهه‌پردازي داشت، در كنار اجراي شيك ولي صميمي، بيان سليس و شيوا و البته جذابيت‌هاي شخصيتي‌اش توانست برنامه «مردم ايران سلام» را به برنامه‌اي كاملاً متفاوت و بي‌رقيب تبديل كند. يكي از شگردهاي شهيدي‌فر يا در واقع يكي از اصولي كه او براي ايجاد جذابيت در برنامه‌اش به كار مي‌برد اين بود كه تمام آدم‌هاي حاضر در جلوي دوربين (چه مهمان و چه كارشناس) از ميان افراد خوش‌صحبت و مسلط انتخاب مي‌شدند.
او مي‌دانست كه جذابيت برنامه‌اش ارتباط مستقيمي با جذابيت همكاران و مهمانانش دارد. اساساً مايه اصلي برنامه‌هايي مانند مردم ايران سلام را گفتگوها و اجراي آدم‌ها مي‌سازند و حجم تصاوير يا آيتم‌هاي ضبط‌شده در چنين برنامه‌هايي بسيار اندك است.
به همين دليل اگر افراد حاضر در برنامه نتوانند با مخاطب ارتباطي صميمي برقرار كنند ابزار ديگري براي جذب بيننده وجود ندارد. حضور كساني مثل ميرفخرايي و اينانلو كه جلوي دوربين بسيار خودماني و راحت ظاهر مي‌شوند فضاي مردم ايران سلام را گرم و صميمي جلوه مي‌داد و از گفتارهاي رسمي و اتوكشيده معمول در بعضي از برنامه‌هاي تلويزيون در آنجا خبري نبود.

مجري نبايد منفعل باشد مثال موفق ديگر براي اين موضوع برنامه دو قدم مانده به صبح است. دو قدم مانده به صبح برنامه‌اي با ساختار ميزگرد و گفتگو است كه با محوريت چند مجري ـ كارشناس و تعدادي مهمان طراحي و توليد مي‌شود. موضوعات اين برنامه، رشته‌هاي مختلف هنري، فرهنگي و ادبي است.
يك شب گفتگو در مورد سينما و تئاتر است، يك شب درباره شعر و ادبيات و شبي ديگر درباره نقاشي و همين‌طور رشته‌هاي ديگر.
محمد صالح‌علاء مجري ثابت اين برنامه است و هرشب بنا به موضوعي كه مطرح است، دو كارشناس را در برنامه مي‌بينيم.
هر دو كارشناسي كه به برنامه دعوت مي‌شوند جزو بهترين‌هاي رشته خودشان هستند. مخاطب اين برنامه يكي از كاركشته‌هاي رشته مورد علاقه‌اش را در تلويزيون مي‌بيند كه در حال مصاحبه با هنرمندي ديگر است. مهمان ديگر هم كسي است كه از محبوبيت قابل توجهي در ذهن بيننده برخوردار است و به همين خاطر بيشتر از اين كه شاهد يك مصاحبه باشيم، يك مناظره را دنبال مي‌كنيم.
در برنامه «دو قدم مانده به صبح» اين طور نيست كه مجري يك موجود منفعل باشد و گهگاهي فقط سوال بپرسد و مسير گفتگو را مرتب كند يا نگران پايان وقت برنامه باشد، بلكه برنامه كاملاً به صورت يك گفتگوي دوجانبه پيش مي‌رود. حتي گاهي پيش مي‌آيد كه مهمان در مواردي سوال مي‌كند و پرسشگر جواب مي‌دهد بنابراين به جاي اين كه شاهد يك گفتگو يا ميزگرد خشك و سرد باشيم، مي‌بينيم كه دو هنرمند در فضايي دوستانه و صميمي مثل يك مهماني خصوصي در مورد تخصص‌شان گفتگو مي‌كنند.
بخش عظيمي از صميميتي كه در برنامه دو قدم مانده به صبح وجود دارد به مجري ثابت آن يعني محمد صالح‌علاء مربوط مي‌شود. گفتگوهاي پر هيجان و تخصصي هنرمندان برجسته و همين‌طور اجراي زيباي صالح‌علاء باعث مي‌شود كه برنامه از جذابيت ذاتي برخوردار باشد.
از جهاتي مي‌توان دو قدم مانده به صبح را با مردم ايران سلام مقايسه كرد. هر دو طبق يك الگوي رسانه‌اي ساخته شده‌اند و هر دو توانسته‌اند ميان مباحث تخصصي با جذابيت‌هاي تلويزيوني توازن ايجاد كنند.
شهيدي‌فر بياني دلنشين و منطقي استوار دارد و صالح‌علاء طبيعتي شاعرانه و ادبياتي منحصربه‌فرد. مهم اين است كه هر دو توانسته‌اند به شيوه مخصوص خودشان دل مخاطبان پرشمار تلويزيون را به دست بياورند.
نكته كليدي اين است كه ساختار چنين برنامه‌هايي به‌قدري ساده است كه اگر شخص مجري (كه اداره‌كننده و گرداننده گفتگوها نيز هست) به اندازه كافي جذابيت و تازگي نداشته باشد به سادگي شكست مي‌خورند. البته دو قدم مانده به صبح نسبت به برنامه‌هاي تركيبي ديگر آيتم‌هاي غني‌تري دارد و بخش‌هاي تصويري آن نيز توامان جذاب و فرهنگي هستند.
مثل قطعات موسيقي، كليپ‌ها، تصويرهاي ديدني از مناظر و معماري شهرهاي ايران و در كنار همه اين‌ها شعرخواني محمد صالح‌علا با آن صداي گرفته و لرزان كه حال و هوايي دلپذير به شب‌هاي ايراني مي‌دهد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news150042.html