مهدي نورعليشاهي-ثبت ميراث معنوي كشورمان ايران كه چند وقتي است از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري دنبال ميشود يكي از كارهاي ارزشمندي است كه ميتوانست سالها پيش انجام شود.
يعني همان سالهايي كه كشورهاي اطراف ايران در انديشه هويتسازي براي خويش بودند و در نتيجه چون مشاهير علم و فرهنگ و هنر و به طور كلي مفهوم هويت ملي را كم ميآوردند سعي در از آن خود كردن ميراث ايراني داشتند.
از مولانا شروع كردند و به واسطه قبر مولانا كه در شهرشان بنا به هر دليل وجود داشت او را از آن خود كردند. حتي پا را فراتر از اين گذاشتند و مولانا را ترك ناميدند و براي خالي نبودن عريضه گفتند درست است كه روزي مولانا به فارسي سخن ميگفته و شعرهايش به فارسي است، اما مولانا از آن ماست. جالب آن بود كه در برخي موارد ما نيز با آنها هم آوا شديم و به عنوان مثال تورهاي گردشگري با تبليغات فراوان به راه انداختيم كه به تركيه برويم تا به قول ايشان مولاناي ترك را زيارت كنيم.
ماجرا البته به مولانا ختم نشد. آنها بعد دست روي ملانصرالدين گذاشتند و دنبال علم كردن مقبره اين طنزپرداز در كشورشان رفتند. همانطور كه چند سال پيش ميخواستند شيخ ابوالحسن خرقاني را از آن خود كنند و جالب آن بود كه مقبره اين عارف نيز در كشورمان واقع شده است.
مطمئنا در پاسخ به اين جملات عدهاي حرفهايي خواهند داشت. بله. مولانا متعلق به يك قوم نيست. اصلا چهرههاي جهاني ميراث معنوي جهانيان هستند. اين پز روشنفكري نيست. يك واقعيت است. همه بايد از آن بهرهمند شوند. اما دوستان آيا تابحال به آنها اعتراض كردهايد كه چرا مولانا را از آن خود كردهايد يا آنكه چرا رئيسجمهور روشنفكر اين كشور در سفرهاي رسمياش يك جلد مثنوي مولوي به زبان تركي – انگليسي به روساي جمهور دنيا هديه ميدهد.
صيانت از ميراث معنوي از جايي بايد شروع شود. ديروز نقالي در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. اتفاق خوبي كه همه را خوشحال كرد هر چند بايد سالها قبل اينگونه اتفاقات رخ ميداد، اما با ثبت ملي آن بايستي زمينهاي براي جهاني شدن و معرفي در يونسكو به عنوان ميراثي جهاني با خاستگاه ايراني به وجود آيد.
|