بازيگر تاجيك نقش ليلي در سريال فاخر تاريخي در چشم باد ، با اشاره به اينكه فرهنگ، زبان و دين مردم ايران و تاجيكستان يكي است، گفت: من در اين كشور زيبا احساس بيگانگي نميكنم.
ستاره صفرآوه با بيان اين مطلب گفت: ايران براي من مثل بيژن است براي ليلي. مردم ايران مثل مردم تاجيكستان بسيار خونگرم، دوست داشتني و مهمان نواز هستند.
او در اين گفتگو از واژگان فارسي تاجيك استفاده كرده و با اشاره به اينكه يك تاجيك در ايران احساس بيگانگي نميكند، افزود: چند ماه اول كه به ايران آمده بودم، دلم براي خانوادهام تنگ ميشد. اما وقتي از ايران رفتم، آنقدر دلمرده شدم كه چند وقت از خانه بيرون نيامدم. احساس ميكردم چيز پر ارزشي را گم كردهام. وي افزود: مثل پرندهاي بودم كه از لانه بيرون افتاده باشد. چند ماه طول كشيد تا توانستم دوباره به زندگي روزمرهام برگردم. اما ديگر من ستارهاي كه ايران را نديده بود نبودم. هر لحظه آرزو ميكردم باز هم به ايران بزرگ برگردم و باز هم بتوانم كنار هنرمندان ايراني نقش آفريني كنم.
صفرآوه درباره نحوه انتخاب خود براي بازي در نقش ليلي توضيح داد: يكسال پيش از آنكه براي ايفاي نقش ليلي انتخاب شوم، شبي در خانه همراه فاميل به تماشاي تلويزيون نشسته بودم. لطافت يوسفي كه از هنرمندان كلان (بزرگ) تاجيكستان است در برنامهاي اعلام كرد كه در حال بازي در يك سريال بزرگ ايراني است. همراه با مصاحبه لطافت قسمتهايي از پشت صحنه و فيلم در چشم باد به نمايش گذاشته شد؛ آن صحنهاي كه آقا حسام سوار براسب به ديدار همسرش آمده بود. ديالوگها من را به ياد ليلي و مجنون نظامي گنجوي و بيژن و منيژه شاهنامه انداخت. وي تصريح كرد: اين زن و شوهر آنقدر زيبا و پر احساس با هم حرف ميزدند كه دل آدم به گذشته ميرفت. باور نميكردم فيلمي با اين عظمت و زيبايي در كشور همسايه ما ايران ساخته شده باشد. نميدانم چرا يكباره دلم تپيد. اين صحنه بسيار نغز ساخته و پرداخته شده بود. البته حبيبالله رزاق و لطافت يوسفي بهترين نقشآفرينان تاجيكستان هستند و همه، آنها را ميشناسند. اما صحنهها به حدي پرتكنيك و زيبا بودند كه باور كردنش خيلي دشوار بود. يكباره من با همه دلم آرزو كردم ايكاش جاي لطافت در اين فيلم جهاني نقش آفريني كرده بودم.
اين بازيگر گفت: يك سال بعد كه شنيدم يك كارگردان ايراني به همراه فيلمبردارش به تاجيكستان آمده تا در كشورمان يك خانم بازيگر را براي آفريدن نقش در تلويزيون انتخاب كند، خيلي خوشحال شدم. اين بود كه پيشامد تازه را به فال نيك گرفتم و با اينكه خيلي نگران بودم و ميترسيدم، براي دادن تست به ديدار آقاي جوزاني رفتم.
|