باد «جومونگ» را با خود برد
چهارشنبه 28 مهر 1389 - ساعت 19:08

در سريال رستگاران هم روناك يونسي بازيگري بود كه مي‌توان او را ايفاكننده نقش يك قهرمان زن دانست كه در مقابل او شخصيتي منفي حضور داشت كه نقشش را آتيلا پسياني بازي مي‌كرد.

 

2 سال پيش بود كه تب جومونگ ايران را فرا گرفت و سانگ ايل گوك بازيگر كره‌اي به شخصيتي پرطرفدار در كشور ما تبديل شد. استقبال از سريال جومونگ آنقدر زياد بود كه جامعه‌شناسان را در همان مقطع با اين سوال روبه‌رو كرد كه چه عاملي باعث شده تا ايرانيان از يك سريال كره‌اي و شخصيت‌هايي مانند جومونگ و سوسانو خوششان بيايد و به طرفداران آنها تبديل شوند؟ اين شخصيت‌هاي كره‌اي كه هيچ سنخيتي با فرهنگ ايران و ايرانيان ندارند چگونه توانسته‌اند همذات‌پنداري مخاطبان ايراني را برانگيزند.
چون زماني شخصيت‌هاي يك فيلم يا سريال بين مردم محبوب مي‌شوند كه توانسته باشند گوشه‌اي از زندگي شخصي يا اجتماعي مردم را به تصوير بكشند، اما جومونگ و سوسانو كه از دل تمدن كره بيرون آمده بودند، نمي‌توانستند ما به ازاي ايراني داشته باشند، اما به هر حال تب جومونگ چنان داغ شد كه هزاران ايراني اعم از زن و مرد در مراسمي، ورود سانگ ايل گوگ را به ايران گرامي داشتند و كلي با او عكس يادگاري گرفتند.
اين استقبال چنان پرشور و هيجان بود كه دعوت‌كنندگان جومونگ به ايران قول دادند بازيگر نقش سوسانو را هم به ايران بياورند كه ‌اين اتفاق رخ نداد! شبكه 3 سيما هم كه ديد با پخش سريال افسانه جومونگ آمار مخاطبان خود را چندين برابر كرده سريال سرزمين بادها را از كره خريداري كرد تا با نمايش زندگي نوه جومونگ و حضور ايل گوگ، مخاطبان خود را حفظ كند، اما واقعيت اين است كه سرزمين بادها و جومونگ اين بار نتوانستند در ايران طرفدار پيدا كنند.
عدم موفقيت سريال سرزمين بادها را مي‌توان از جنبه‌هاي مختلف بررسي كرد، اما واقعيت اين است كه ريشه‌يابي اصلي استقبال مردم از سريال‌هايي مانند جواهري در قصر (يانگوم) و افسانه جومونگ به عهده مراكز تحقيقاتي دولتي است.
مثلا مركز تحقيقات صدا و سيما مي‌توانست روي اين قضيه كار كند و چون مركز معتبري است، نتيجه تحقيقات خود را منتشر كند يا در اختيار مديران سازمان قرار دهد تا آنها با نگاهي به آينده و با نگرشي همه‌جانبه‌تر سريال‌هاي خارجي را براي پخش از تلويزيون انتخاب و خريداري كنند.
اما يكي از دلايلي كه مردم نه‌تنها از سريال سرزمين بادها بلكه از ديگر سريال‌هاي خارجي استقبال چنداني نمي‌كنند پخش سريال‌هاي ايراني است كه تعداد آنها زياد شده است و شبكه‌هاي مختلف در طول شبانه‌روز معمولا يك يا چند سريال در حال پخش دارند.
وقتي سريال‌هاي ايراني بتوانند نظر مخاطبان را جلب كنند اين مخاطبان ديگر تمايلي به تماشاي سريال‌هاي خارجي نخواهند داشت و حتي براي ديدن سريال شبكه‌هاي ماهواره‌اي را هم انتخاب نخواهند كرد.
البته هر چقدر سريال‌هاي داخلي از داستاني جذاب‌تر، شخصيت‌پردازي قوي‌تر و بازيگراني متفاوت‌تر برخوردار باشند، بيشتر مي‌توانند مخاطبان را راضي نگه دارند.
سريال‌هاي ايراني در سال‌هاي اخير به سمتي رفته كه قهرمان ندارد. معمولا چند شخصيت به صورت موازي داستان را پيش مي‌برند.
اين شخصيت‌ها يا مثبت هستند يا منفي اما هيچ كدام قهرمان نيستند در صورتي كه يكي از شخصيت‌ها كه معمولا به گروه مثبت‌ها تعلق دارد، مي‌تواند به قهرمان تبديل شود. قهرمان در واقع الگويي براي ديگر شخصيت‌هاي سريال است كه بين مردم هم طرفدار پيدا مي‌كند.
قهرمان‌سازي مي‌تواند سريال را به اثري پرطرفدار تبديل كند. اين اتفاق در سريال‌هايي كه سيروس مقدم كارگرداني مي‌كند معمولا رخ مي‌دهند. مثلا در سريال نرگس در گروه منفي‌ها بدمني قوي مانند شوكت وجود داشت و در گروه مثبت‌ها شخصيتي محكم مانند نرگس.
در سريال رستگاران هم روناك يونسي بازيگري بود كه مي‌توان او را ايفاكننده نقش يك قهرمان زن دانست كه در مقابل او شخصيتي منفي حضور داشت كه نقشش را آتيلا پسياني بازي مي‌كرد.
در سريال «مرد هزار چهره» هم كه يكي از موفق‌ترين سريال‌هاي كمدي تلويزيون است، مسعود شصتچي قهرماني خيالي بود كه در ناخودآگاه مردم حضور دارد و در اين سريال به تصوير درآمده بود.
سريال‌هاي جواهري در قصر و افسانه جومونگ قهرمانان و ضدقهرمانان زيادي داشتند به همين دليل توانستند مخاطبان زيادي را به خود همراه كنند، اما سريال سرزمين بادها داراي شخصيت‌هاي منفي و مثبت زيادي است كه در مواقع مختلف رودرروي يكديگر قرار مي‌گيرند و به همين دليل نتوانسته‌اند نظر مخاطب را جلب كنند.
اگر به سريال‌هاي خارجي در حال پخش از تلويزيون دقت كنيم به اين نكته پي مي‌بريم كه سريال‌هايي كه قهرمان دارند، موفق‌تر هستند. مثلا سريال پزشك دهكده كه يك زن در آن قهرمان است از سريالي مانند پرستاران كه شخصيت‌هاي زياد و مثبت و منفي دارد بيشتر توانسته بين مردم طرفدار پيدا كند.
در تلويزيون كشور ما هر چه زمان مي‌گذرد قهرمان‌پردازي در سريال‌ها كمتر مي‌شود. در صورتي كه يكي از راه‌هاي جذب مخاطب بيشتر براي يك اثر سينمايي يا تلويزيوني خلق قهرماني است كه مردم او را دوست دارند و تمايل دارند ما به ازاي او را در اجتماع يا خانواده ببينند.
قهرمان براي مدتي در ذهن مخاطب مي‌ماند و با ورود قهرماني ديگر در سريال ديگر، قهرمان قبلي به فراموشي سپرده مي‌شود به همين دليل نمي‌توان زياد نگران تاثير قهرمانان تلويزيوني بر ذهن مخاطب يا الگوسازي از روي او بود. حتي سريال‌هاي خارجي كه براي پخش از تلويزيون هم خريداري مي‌شود سريال‌هايي هستند كه قهرمان يا ضدقهرمان ندارند.
اين روش در درازمدت مي‌تواند باعث ريزش مخاطب شود چون او در همه سريال‌ها شاهد شخصيت‌هاي مشابه مي‌شود. شخصيت‌هايي كه يا فقط به راه خوب مي‌روند يا فقط به راه بد يا ميانه‌روهاي خنثي هستند كه در بيننده ايجاد انگيزه‌اي نمي‌كنند.
البته در اين ميان بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه در سريال‌هاي اخير گاهي شخصيت ‌هاي منفي پررنگ‌تر از شخصيت‌هاي مثبت تصوير شده‌اند كه اگر اين رويه ادامه يابد مي‌تواند در درازمدت روي بيننده تاثير سوء داشته باشد.
بايد اين نكته را به خاطر داشت كه تحول شخصيت منفي در پايان داستان و به شكل شتاب‌زده نمي‌تواند از تاثير منفي كه بر ذهن مخاطب گذاشته است كم كند، چون بيننده اين تحول شتابزده را نخواهد پذيرفت.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news157586.html