«روز تريفيد» محصول مشترك انگلستان و كانادا يك مجموعه 2 اپيزودي تلويزيوني است كه قبل از پخش از تلويزيون، به صورت يك فيلم سينمايي نمايش محدودي در كانادا و انگلستان داشت و توانست يك فروش قابل قبول 15 ميليون دلاري داشته باشد. روز تريفيد براي پخش از شبكه تهران به مجموعه 4 قسمتي تبديل شده است.
نيك كاپوس كارگردان اين مجموعه 180 دقيقهاي، يكي از كارگردانان و تهيهكنندگان مطرح انگليسي است كه از اوايل سال 2000 فعاليت هنري خود را شروع كرد و تهيهكننده و كارگردان تعدادي از مطرحترين كارهاي تلويزيوني در اين كشور اروپايي بوده است.
روز تريفيد با حال و هواي اكشن و دلهرهآور خود، قصهاي علمي ـ تخيلي و ترسناك را تعريف ميكند كه قصه آن در سال 1951 ميلادي اتفاق ميافتد، ولي سازندگان مجموعه كه دهه 50 ميلادي را به عنوان رخدادهاي قصه انتخاب كردهاند، روي اين نكته تاكيد ميكنند كه قصه فاقد يك زمان و مكان خاص است و ميتواند در هر نقطهاي از جهان و در هر موقعيت زماني اتفاق بيفتد.
شايد به همين دليل است كه فضاسازي قصه مجموعه دستخوش تغيير است و خيلي وقتها اين فضاي دهه پنجاهي، بشدت امروزي به نظر ميرسد. طبق معمول قصههاي فيلمها و مجموعههاي علمي ـ تخيلي چند دهه اخير، قصه روز تريفيد درباره تهاجم موجودات بيگانه فضايي به كره زمين و مقابله موجودات انساني با آنها نيست. اما در قصه مجموعه، حوادث آن پس از يك فاجعه زيستمحيطي اتفاق ميافتد. منتقدان ادبي و هنري از قصه روز تريفيد به عنوان يك قصه پست آخر زماني اسم ميبرند كه پس از يك آپوكاليپس اتفاق ميافتد. اين قصه يك رمان قديمي است كه سال 1951 توسط جان ويندهام قصهنويس انگليسي نوشته شد كه متخصص نگارش قصههاي خيالي و علمي ـ تخيلي بود. او با آن كه قبل از اين رمان قصههاي ديگري هم نوشته بود، ولي با اين رمان مشهور شد زيرا گفته ميشود براي اولين بار نام اصلي خود را در زير نوشتهاش قرار داد. با اين رمان بود كه تبديل به يك نويسنده مهم و مشهور شد و هنوز هم از اين قصه، به عنوان بهترين نوشته او اسم ميبرند.
گل پرخاشگر
كتاب 304 صفحهاي ويندهام خيلي زود مورد توجه 2 صنعت سينما و تلويزيون قرار گرفت. كاراكتر اصلي قصه (كه در نسخه تلويزيوني بيبيسي دوگري اسكات بازيگر مطرح ايرلندي نقش او را بازي ميكند) بيل ميس نام دارد. او مردي اهل انگليس است كه همه عمر خود را صرف كار و تحقيق روي گلهاي تريفيد كرده است. گلي كه گفته ميشود توانايي پرخاشگري و رفتار هوشمندانه دارد. اين گلها توانايي راه رفتن روي سهپاي خود را دارند، قادر به همفكري و همكاري با يكديگر هستند و نوعي زهر مرگبار با خود دارند كه به آنها كمك ميكند تا موجودات محيط خود را به قتل رسانده و از آنها ارتزاق كنند. بيل متوجه اين نكته شده كه محل اصلي خلق و پرورش گلهاي تريفيد كشور اتحاد جماهير شوروي (سابق) است و زماني كه يك هواپيماي حامل دانه و بذر آنها به شكلي اتفاقي سقوط ميكند، اين گلها آزاد ميشوند و خيلي زود گلهاي تريفيد در همه جاي دنيا پخش ميشوند.
بيل كه به دليل برخورد با گلهاي تريفيد در لابراتوار مشكل بينايي پيدا كرده، راهي بيمارستان ميشود و ديگران را متوجه اين خطر ميكند كه ممكن است به دليل مجاورت با گل تريفيد بينايي خود را از دست بدهند. تمدن دور و بر بيل بتدريج از بين ميرود و او با كمك جوبلانين (با بازي جولي ريچاردسن) كاراكتر دوم قصه مجموعه تصميم به ترك شهر لندن ميگيرند. اين دو به گروهي از بازماندگان حادثه در دانشگاه مركزي شهر به رهبري پيدلي (با بازي جيسن پريسلي) ميپيوندند. پيدلي قصد دارد يك كولوني در خارج از شهر بسازد تا بازماندگان هجوم گلهاي تريفيد در آنجا زندگي كنند. بقيه قصه مجموعه در ارتباط با تلاش اين افراد براي ادامه حيات و مبارزه با شيوع بيماري و مصيبت جديد است.
حفظ اعتبار نويسنده
نيك كاپوس كه فيلمنامه مجموعه روز تريفيد را نوشته است، درباره كار خود ميگويد: «با قصه جان ويندهام اكثر مردم انگليس آشنا هستند و خيليها مجموعه و فيلم قديمي كه براساس آن ساخته شده است را ديدهاند. به همين دليل، وقتي قرار شد نسخه تازهاي از آن را بسازم در اين فكر بودم قصه را كمي مدرن كنم تا تماشاچي امروزي هم از ديدن آن لذت ببرد. در عين حال، كاملا متوجه اين مساله بودم كه نسل معاصر هم بايد بتواند ارتباط خوبي با قصه و حال و هواي آن پيدا كند، ميخواستم كه كار ما هم در همان خط و حال و هواي ساختههاي كلاسيك آن باشد. طبيعتا، انجام چنين كاري چندان ساده و راحت نبود و وقت و انرژي زيادي را ميطلبيد. ولي من تصميم گرفته بودم كه مجموعه به يادماندني خلق كنم كه بتواند آبرو و اعتبار متن اريژينال و كلاسيك ويندهام را حفظ كند. در طول اين سالها برخي از منتقدان ادبي ايرادهايي به قصه ويندهام گرفتهاند و ضعف اصلي آن را غيرقابل باور بودن تهديد گلهاي تريفيد دانستهاند. زمان توليد مجموعه، تلاش كردم تا ضمن وفاداري به نوشته اين نويسنده قديمي، به گونهاي فضاسازي كنم كه اين تهديد واقعي و قابل باور به نظر برسد.»
اين كارگردان تلويزيوني به اين نكته اشاره ميكند كه مجموعههاي علمي ـ تخيلي تلويزيوني حال و هوايي متفاوت از كارهاي مشابه سينمايي دارند و در آنها خبري از بودجههاي عظيم و توليدات برجسته و جلوههاي ويژه پر سر و صدا و چشمگير نيست. بر همين اساس وي صحبت خود را چنين ادامه ميدهد: هر كار تلويزيوني بودجه مشخصي دارد كه امكان اين كار و فعاليت گسترده را از ما ميگيرد.
به همين دليل، ما مجبور بوديم هنگام توليد روز تريفيد بيشتر روي روابط انساني و مقابله آدمها با خطر پيشرو تمركز كنيم، تا اين كه بخواهيم صحنههاي پرهيجان علمي ـ تخيلي قصه ويندهام را خلق كنيم. بر طبق استانداردهاي تلويزيوني كار ما در زمينه استفاده از جلوههاي ويژه معقول و قابل قبول است. خود من هم هنگام توليد مجموعه بيشتر از آن كه بخواهم صحنههاي مهيج و چشمنواز حادثهاي خلق كنم، در فكر بررسي حالات و روحيات كاراكترهايي بودم كه در يك وضعيت سخت و دشوار انساني و طبيعي قرار گرفتهاند. قصه مجموعه به نوعي 2 بخش دارد كه بخش دوم و اصلي آن مربوط به دوران پس از هجوم گلهاي تريفيد و تلاش آدمها و بازماندگان براي ادامه حيات است. من سعي كردم بيشتر روي اين بخش قصه تمركز كنم.
مشابه جنگ دنياها
برخي از منتقدان تلويزيوني به همين نكته مجموعه ايراد گرفتهاند و در نقدها و تحليلهاي خود روي اين مساله تاكيد ميكنند كه مجموعه به صورت يك كار دوباره و غيرمنسجم به نظر ميرسد. با اين حال، آنها اين مجموعه را كاري قويتر و استخواندارتر از نسخه قبلي سينمايي و تلويزيوني آن ميدانند. منتقدان ادبي عقيده دارند ويندهام قصهاش را با الهام از قصه معروف «جنگ دنياها» اچ. جي. ولز نوشته است و نسخههاي سينمايي و تلويزيوني جنگ دنياها (كه آخرين آنها را استيون اسپيلبرگ 5 سال با بازي تام كروز كارگرداني كرد) بهتر از نسخههاي روز تريفيد هستند. ولي نيك كاپوس اين شباهتها و اين گونه بحثها را رد ميكند و عقيده دارد اثر او و همكارانش بايد به صورت مستقل مورد ارزيابي و قضاوت قرار گيرد.
قصه روز تريفيد اولين بار توسط واحد راديويي بنگاه خبرپراكني بي.بي.سي، به صورت يك نمايش راديويي درآمد. اين نمايش راديويي كه سال 1953 روي آنتن رفت، با استقبال بالاي شنوندگان روبهرو شد. در همين سال، يك شبكه راديويي آلماني هم اين قصه را به صورت يك نمايش راديويي درآورد. بي.بي.سي در سالهاي 1957 و 1968 هم يك بار ديگر قصه ويندهام را به صورت نمايشهاي صحنهاي درآورد. همان شبكه راديويي آلماني كه اين قصه را در دهه 50 به صورت نمايش راديويي درآورد، آن را در ژانويه 2008 به صورت يك نمايش 4 قسمتي راديويي توليد كرد. صنعت سينماي انگلستان در سال 1962 هم يك نسخه سينمايي از اين قصه تهيه كرد و شركت انتشاراتي مارول (كه خالق قصههاي كميكاستريپي معروفي همچون بتمن، سوپرمن و اسپايدرمن است) هم در سال 1975، اين قصه را به صورت يك كار كميكاستريپي منتشر كرد. شبكه بي.بي.سي قبل از اين در سال 1981 يك مجموعه 4 قسمتي از آن تهيه كرد كه جان روتين در آن در نقش بيل ميس ظاهر شد. اين مجموعه در سالهاي 2006، 2008 و 2009 دوباره از اين شبكه پخش شد. براي نسخه جديد تلويزيوني اين قصه، بي.بي.سي سراغ پاتريك هاربينسن فيلمنامهنويس موفق تلويزيوني (كه در كارهاي پربينندهاي مثل «ER» با بازي جورج كلوني و درام دادگاهي «قانون و دستور» همكاري كرده) رفت و از او خواست در كار نگارش فيلمنامه با نيك كاپوس همكاري كند. اپيزود اول اين مجموعه 6 ميليون بيننده داشت.
سرمايهگذاري 17 ميليون دلاري
نسخه سينمايي روز تريفيد را استيو سكلي كارگرداني كرد و هاوارد كيل، كيدان مور و جنت اسكات بازيگران اصلي آن بودند.
اين محصول سال 1962 كه رنگي بود حدود 93 دقيقه طول زماني داشت و سازندگان آن هنگام اقتباس سينمايي خود نسبت به قصه و حال و هواي ويندهام، كاملا وفادار نماندند. كارگردان فيلم همان زمان گفت دليلي نميبيند كه به قصه و حتي مجموعهاي كه بيبيسي قبل از آن توليد كرده بود، وفادار بماند. پايان فيلم هم بيشتر شبيه پايان جنگ دنياها بود تا قصه ويندهام. نسخه تلويزيوني بي.بي.سي در سال 1981 جان دوتين و اما رلف را در نقشهاي اصلي داشت. اين مجموعه در 6 قسمت نيم ساعته توليد شد و كن هانام كارگردان آن بود. هانام كه سال 2004 درگذشت استرالياييتبار بود و به همين دليل، اين مجموعه او به صورت همزمان در انگلستان و استراليا روي آنتن رفت. او همكاري با رسانه تلويزيوني انگلستان را از دهه 60 ميلادي شروع كرد و تا زمان مرگ، كارگردان تعدادي از موفقترين مجموعههاي تلويزيوني اين كشور بود.
نسخه جديد روز تريفيد با هزينهاي 17 ميليون دلاري تهيه شده كه براي يك كار اپيزود يك تلويزيوني رقم بالايي به شمار ميرود. صحنههاي مجموعه در انگلستان و شهر بارسلون اسپانيا فيلمبرداري شد. نيك كاپوس كارگردان مجموعه متولد سال 1996 شهر لندن است كه ميگويد قصه كتاب ويندهام، كتاب مورد علاقه دوران نوجوانياش بوده است. او همكاري خود با رسانه تلويزيون را از اوايل سال 2000 با كارگرداني و تهيه چند مجموعه شروع كرد و خيلي زود به صورت يكي از معروفترين تهيهكنندگان تلويزيوني درآمد. از كارهاي بسيار موفق او ميتوان به اگر... اشاره كرد كه در سال 2004 روي آنتن رفت و او تهيهكننده آن است.
بازيگر ده فرمان در روز تريفيد
اين مجموعه هم مثل ديگر كارهاي كاپوس حال و هوايي اكشن و درام دارد. او براي ايفاي نقش اصلي روز تريفيد و گري اسكات را انتخاب كرد كه در سينما و تلويزيون، در نقشها و كاراكترهاي متفاوتي ظاهر شده است. اين بازيگر اسكاتلنديتبار كه فيلمهاي سينمايي معروف او ماموريت غيرممكن 2 و انيگما هستند، سابقهاي طولاني در كار بازيگري براي رسانه تلويزيون دارد.
او پس از بازي در تعدادي فيلم سينمايي در فاصله سالهاي 1997، با فيلم تلويزيوني ده فرمان دوباره به تلويزيون برگشت و بعد از ايفاي نقش حضرت موسي روي صفحه كوچك تلويزيون، در بيش از هشت مجموعه و فيلم تلويزيوني ظاهر شد.
روز تريفيد تا امروز آخرين كار تلويزيوني است. جولي ريچاردسن همبازي او در اين مجموعه دختر توني ريچاردسن فيلمساز كهنهكار انگليسي و ونساردگريو بازيگر كلاسيك و ضد جنگ سينماست. ونساردگريو هم در مجموعه روز تريفيد بازي كرده است.
مجموعه روز تريفيد در شرايطي براي دومين بار توسط رسانه تلويزيون توليد شد كه صنعت سينما قصد دارد يك نسخه جديد سينمايي از قصه ويندهام تهيه كند. اين فيلم قرار است براي نمايش عمومي در سال 2013 آماده شود و هنوز كارگردان و بازيگران آن انتخاب نشدهاند. اين فيلم بيش از آن كه اقتباس وفادارانهاي به رمان ويندهام يا نسخه سينمايي كلاسيك آن باشد، يك كار متفاوت و برداشت آزاد سازندگانش از اين قصه خواهد بود. تهيهكنندگان نسخه جديد سينمايي روز تريفيد ميگويند توليد نسخه اخير تلويزيوني آن يكي از عوامل اصلي براي توليد نسخه جديد سينمايي آن بوده است.
|