ايران، ملك سليمان نبي
پنجشنبه 27 آبان 1389 - ساعت 22:21

ديروز بعد از مدت‌ها به بهانه بليت نيم‌بهايي كه هديه گرفتيم، پامون به سينما باز شد و به تماشاي فيلم «ملك سليمان نبي» نشستيم...

 

ديروز بعد از مدت‌ها به بهانه بليت نيم‌بهايي كه هديه گرفتيم، پامون به سينما باز شد و به تماشاي فيلم «ملك سليمان نبي» نشستيم...فيلم جالبي بود... و از معدود فيلم‌هايي كه هنرنمايي و مفهوم و محتوا را در كنار هم گرد آورده بود... گرچه چند دقيقه اول فيلم را از دست داديم، اما از همان ابتداي نشستن به تماشا، مفهوم و محتواي فيلم و فتنه‌هايي كه در زمان حضرت سليمان (علي نبينا و آله و عليه‌السلام)، قوم بني‌اسراييل را گرفتار خود كرد، فكرم را درگير فتنه‌هاي آخرالزمان ساخت.
سرنوشت حتمي بشر، سعادتي است كه از گردباد بلا و امتحان مي‌گذرد و بي‌جهت نيست كه دنيا را دار بلا خوانده‌اند و رشد و تقويت قواي بالفعل انسان و شكوفايي استعدادهاي او را در گرو رويارويي با مشكلات و حوادث مي‌دانند...
روزگاري كه از خلقت آدم ابوالبشر تاكنون بر اين خليفه الهي مي‌گذرد، هميشه پيچيده و درگير انواع امتحانات و سختي‌هاست و اين، ذات و كنه وجود بشر است كه اگر پاك باشد و پاك بماند، خالص و آب‌ديده از امتحان بيرون مي‌آيد... و اينجا ديگر فرقي نمي‌كند آدم (علي نبينا و آله و عليه‌السلام) در بهشت و به وسيله ميوه ممنوعه و وسوسه و جنگ نرم شيطان رجيم امتحان شود يا قابيل به وسيله حسادت به موقعيت برادر يا مردمان پيامبران خلف؛ چون ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و سليمان نبي (علي نبينا و آله و عليهم‌السلام) كه با امتحاناتي چون ربا و پيشوايان گمراه، آزمايش شدند و حتي قوم پيامبر آخرالزمان حضرت ختمي مرتبت (صلي الله عليه و آله و سلم).
پروردگار منان، حتي به اصحاب پيامبر(ص) عتاب مي‌كند كه اگر پاي دين اسلام و ابتلائاتش نايستيد و از دين خدا برگرديد، قومي ديگر را جايگزين‌تان مي‌كنم كه خدا را دوست دارند و خدا نيز آنها را دوست دارد، در مقابل مومنين متواضع‌اند و در برابر كفار مقتدر، در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ سرزنشگري نمي‌هراسند، اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مي‌دهد... پيامبر(ص) فرمود: اين قوم همان قوم سلمان فارسي؛ يعني ايرانيان‌اند...
عده‌ كثيري از اصحاب بي‌بصيرت پيامبر(ص) كه بعد از رحلت ايشان، به سنت‌هاي عرب جاهلي برگشتند و آن‌قدر ادب و معرفت و وفا نداشتند كه خاندان طاهر و معصوم پيامبر(ص) را در ابتلائات دهر تنها رها نكنند، به حال خود وانهاده شدند... در اين هنگام، نه تنها خلافت از جايگاه خود به كلي خارج شد، كه بي‌بصيرتان، جانشينان پيامبر عظيم‌الشان را يكي پس از ديگري، به دارالحيات شهادت سپردند و كار را تا جايي به انحراف كشيدند كه پروردگار منان، با همه لطف و فضلش، آخرين خليفه بحق خود را از نظرها غايب ساخت و اينچنين بشر وارد عرصه سهمگين و تاريكي از حيات خود بر كره خاكي شد... ظلم روي ظلم انباشته شد و مردمان، اسير هوي و هوس حاكمان و حاكمان، سوار بر جاهليت مردم شدند...
قرن‌ها آمدند و رفتند تا در اواخر سده چهاردهم هجري قمري، ياران و همراهان و پاسداران اين هديه الهي، به گهواره‌ها سپرده شدند تا در دامان مادران پاك و ديندار، براي ياري دين خدا و پيروي از ولايت مطلقه فقيه تربيت شوند؛ چراكه جهان در آستانه ولوله‌اي عظيم قرار گرفت... وقتي سپردن فرمانروايي فقط بخشي از ارض واسعه الهي، به سليمان نبي و مسخر ساختن قواهاي مادي در دست او و برقراري حكومت الهي به دستش و وفور نعمت و بركت، عبور از گردنه عظيم فتنه جنيان و شياطين را مي‌طلبيد، سپردن اين امانت توسط قوم فارس به آخرين سفير نور و جهاني زندگي كردن و جهاني انديشيدن و به ارث رسيدن كل مساحت اين كره خاكي به مستضعفان جهان، قطعا پشت سر گذاردن فتنه‌ها و ابتلائات سترگ‌تري را مي‌طلبد و تنها وسيله‌اي كه اين ميان، سخت به كار مي‌آيد، تقوا و ولايت‌پذيري است كه اين دو، ركن حيات‌ و رشد و بالندگي بشرند.در فيلم بسيار زيباي ملك سليمان نبي براحتي مي‌شد ديد كه فتنه، از كنار متقين و ولايتمداران گذر مي‌كند و تنها مردماني را دچار مي‌سازد كه در مدت حيات خويش در اين قبرستان عادات سخيف، آنچه بايد باشند، نبوده‌اند و آنچه بايد مي‌كرده‌اند، نكرده‌اند و آنچه نبايد، مرتكب ‌شده‌اند، غافل از اين‌كه رمز موفقيت و در امان ماندن از فتنه، دقيقا همينجاست كه تو قبل از برپايي معركه، خود را به كمك تقوي، منزه كرده باشي و با بال ولايتمداري، آماده پرواز و رهايي باشي... وگرنه اگر لحظات را بر باد دهي و منتظر رسيدن لحظه موعود بماني، به اين اميد كه هزار و يك شايد و اگر تو را به سرمنزل مقصود برساند، همه هستي خود را يكجا بر باد خواهي داد...
لحظات حساس امتحان آخرالزمان، اطاعت از ولي‌فقيه در عصر غيبت است كه تمريني است براي اطاعت از معصوم(عليه‌السلام)... مطمئن باشيد اگر در اين تمرين جا بزنيم، هيچ‌گاه توفيق حضور در دولت كريمه معصوم را پيدا نخواهيم كرد... آنچه در روزهاي پيش رو تا طلوع آفتاب آخرين، من و تو را نجات خواهد داد، اعمالي است كه زير نور ماه منير ولايت مطلقه فقيه، انجام مي‌دهيم و مي‌دانم و مي‌داني كه تمام اين اعمال، به رويت خورشيد نيز مي‌رسد...
سخن سيدمرتضي را كه فراموش نكرده‌اي: من و تو را تا به بلاي كربلا نيازموده‌اند، از دنيا نخواهند برد و برد با كساني است كه دست در دست ولي خدا دارند در اين بلاي عظيم... همان‌گونه كه نجات‌يافتگان قوم حضرت سليمان نبي(ع)، فقط كساني بودند كه به خدا پناه بردند و دستانشان را از دست ولي خدا بيرون نكشيدند...
مسير ابتلائات آخرالزماني دنيا، از ايران مي‌گذرد و نبض ايران، اگر زماني به دست خميني كبير بود، اكنون در دست خامنه‌اي بزرگ است و اگر نبود ولايت اين دو ذخيره الهي و ولايتمداري قوم بهتر از قوم حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين‌بن‌علي(ع)، تلاش‌هاي پيگير و مداوم آمريكا براي جلوگيري از رخداد عظيم انقلاب 57، كودتاي نوژه، فعاليت‌هاي لانه جاسوسي آمريكا، حمله نظامي آمريكا به طبس، درگيري‌هاي كومله‌ها در كردستان، ترورهاي انجام شده توسط منافقين، 8 سال جنگ تحميلي و چندين سال تحريم اقتصادي و شبيخون و تهاجم و ناتوي فرهنگي و جنگ نرم... و چندين و چند فتنه ديگر، هريك به تنهايي براي نابودي اين انقلاب كافي بود...
اما مردان آهنيني كه ابتدا خود را ساخته بودند، با تمام وجود گوش به فرامين الهي مردي الهي سپردند... پيروزي در جبهه درون، آنها را در جبهه بيرون نيز پيروز كرد...
همه اينها را گفتم تا بگويم، ايران ملك سليمان نبي است و خامنه‌اي خلف صالحي است براي حضرت سليمان(علي نبينا و آله و عليه‌السلام) و چه خوش فرمانروايي مي‌كند بر قلوب مستضعفين جهان...باشد كه همگي ما با سلاح تقوي و ولايتمداري، به جنگ فتنه‌هاي آخرالزمان برويم و شاهد غروب تاريكي و طلوع آفتاب باشيم از مشرق اين سرزمين...




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news158849.html