زيربام‌هاي شهر
چهارشنبه 10 آذر 1389 - ساعت 21:11

به مناسبت عيد غدير خم، تلويزيون براي مخاطبان چندين فيلم‌سينمايي و تله‌فيلم ايراني و خارجي تدارك ديده بود. در ميان تله‌فيلم‌هاي ايراني هيچ‌كدام براي مناسبتي چون عيد غدير ساخته نشده بودند، بلكه داراي موضوعات عمومي بودند و مي‌توانستند در مناسبت‌هاي مختلف پخش شوند.

 

به مناسبت عيد غدير خم، تلويزيون براي مخاطبان چندين فيلم‌سينمايي و تله‌فيلم ايراني و خارجي تدارك ديده بود. در ميان تله‌فيلم‌هاي ايراني هيچ‌كدام براي مناسبتي چون عيد غدير ساخته نشده بودند، بلكه داراي موضوعات عمومي بودند و مي‌توانستند در مناسبت‌هاي مختلف پخش شوند.
اين يك نقص است كه شبكه‌هاي مختلف هنوز براي مناسبت‌ها و اعياد ثابتي كه در هر سال با تعطيلي عمومي و جشن و سرور همراهند برنامه اختصاصي ندارند و مثلا در عيد قربان همان رويكردي را در پيش مي‌گيرند كه عيد غدير خم يا عيد مبعث در نظر گرفته بودند.
چند تلاش پراكنده‌اي كه در زمينه رفع اين نقيصه انجام شد نيز در حد استثناهايي كوچك متوقف مانده كه از ميان آنها مي‌توان به تله‌فيلم‌ «هندونه شب يلدا» (براي پخش در طولاني‌ترين شب سال) اشاره كرد كه به‌طور اختصاصي براي اين مناسبت‌ ساخته شده‌ بود و حال و هواي ويژه اين شب‌ را داشت.
تله‌فيلم خانه به خانه به كارگرداني حسين عباسي كه روز پنجشنبه از شبكه يك پخش شد، سوژه نسبتا بكر و تازه‌اي را مايه داستان قرار داده است. خانه به خانه، ماجراي خانواده‌اي را به تصوير مي‌كشد كه به‌خاطر فرسوده بودن خانه كلنگي‌شان تصميم مي‌گيرند آن را بفروشند و به جاي آن يك آپارتمان بخرند كه در اين مسير جريانات جالبي برايشان اتفاق مي‌افتد.
درست است كه اين فيلم در ژانر كمدي ساخته شده اما از نكات و ظرايفي كه شايد باعث خنده مخاطب شود خيلي كم استفاده شده است. بيشتر مي‌توان گفت خانه به خانه از نظر منطق داستان وجه طنزآميز دارد، چون در فيلم‌هاي طنز استفاده از خيلي از عناصر باورناپذير در درام، طبيعي است.
مثلا در يك درام نمي‌توان پذيرفت كه يك شخص تنومند مانند كيانوش گرامي با اصابت يك مگس‌كش به سرش بيهوش شود ولي اين منطق طنزآميز در يك فيلم كمدي قابل قبول است. فيلم با اغراق‌هايي اينچنيني در داستانش همراه است، ولي در آن از شوخي‌هاي زيركانه خبري نيست.
شايد وجود چنين شوخي‌هايي در اين تله‌فيلم مي‌توانست موقعيت‌هاي كميك را خنده‌دارتر كند، اما مي‌بينيم كه بيشترين تكيه خانه به خانه روي بازي بازيگران مطرحش است. نوع بازي بازيگراني مانند رضا ناجي، حسين عابديني، امير نوري و سياوش خيرابي جنبه‌هاي طنزآميز اين تله‌فيلم را پررنگ‌تر مي‌كند. در واقع بازي‌ها، برگ برنده اين تله‌فيلم هستند و روي قابليت بازيگران در بداهه‌پردازي و خلق موقعيت‌هاي شيرين و طنزآميز حساب ويژه‌اي باز شده است.
يكي از مشكلاتي كه در اين تله‌فيلم ديده مي‌شود، يكدست نبودن ضرباهنگ آن است. در قسمت‌هايي از فيلم شاهديم كه ريتم به طرز قابل توجهي سريع و پرهيجان است و تدوين ماهرانه‌اي دارد. اما در صحنه‌هايي مي‌بينيم كه ضرباهنگ كاملا تغيير مي‌كند و صحنه‌هايي كشدار و خسته‌كننده را رقم مي‌زند.
يكي ديگر از نكاتي كه در مورد خانه به خانه قابل تامل است، استفاده نابجا از موسيقي است. در كنار موسيقي ايراني كه براي اين تله‌فيلم ساخته شده، در صحنه‌هايي از موسيقي فيلم‌هاي معروفي چون «سرگذشت شگفت‌انگيز املي پولن» و «چشمان كاملا بسته» استفاده شده است. اين موضوع به خودي خود ايرادي ندارد، اما به شرطي كه استفاده از اين قطعات بجا باشد.
براي مثال در بيشتر قسمت‌هايي كه از موسيقي بسيار اندوهبار و عميق املي... استفاده شده، صحنه‌هاي طنزآميز يا حداقل خالي از اندوه است كه هيچ تناسبي بين فضا و موسيقي وجود ندارد.

اغراق در فضاي سنتي
«تابستان عزيز»، ساخته امير شهاب رضويان تله‌فيلم ديگري است كه در اين ايام از تلويزيون پخش شد. داستان، ماجراي مسافرت پيرزني به نام عزيز و نوه‌اش حميد به مشهد را روايت مي‌كند. تابستان عزيز را از بسياري جهات مي‌توان با «قصه‌هاي مجيد» مقايسه كرد. در هر دو از فضاي سنتي، لهجه محلي براي نقش‌هاي اصلي، مادربزرگي ساده و مهربان، نوجواني كه تجربه كردن را مي‌آموزد و عناصري از اين قبيل استفاده شده است كه به نظر مي‌رسد اين تله‌فيلم به نوعي اداي دين اميرشهاب رضويان به سريال مورد علاقه‌اش است.
در تله‌فيلم‌هايي كه ماجراي آن در فضاها و مكان‌هاي مذهبي اتفاق مي‌افتد، چگونگي استفاده از لوكيشن‌ها بسيار مهم است. در تابستان عزيز استفاده از فضاهاي سنتي گاهي حالتي اغراق‌آميز به خود مي‌گيرد. شايد بهتر بود به اقتضاي اين شيوه شخصيت‌پردازي و فضاسازي، داستاني مربوط به چند دهه گذشته (مثلا دهه 60) را به نمايش بگذارد تا زمان حال را، چرا كه رسومي مانند عكس گرفتن جلوي تصوير حرم، نسبت به گذشته خيلي كمرنگ شده است.
تابستان عزيز به خيلي از نكات و ظرايفي كه در خيلي از تله‌فيلم‌ها و حتي فيلم‌هاي سينمايي به آنها اهميتي داده نمي‌شود، توجه مي‌كند. مثلا در بسياري از فيلم‌ها، وقتي يك نقش را طوري طراحي مي‌كنند كه با لهجه خاصي صحبت كند، فيلم از حالت جديتي كه مد نظر فيلمساز است خارج مي‌شود و حالت طنز مي‌گيرد؛ اما در اينجا، اتفاقات و ديالوگ‌ها طوري طراحي شده‌اند كه اختيار حالت‌هاي جدي و طنزآميز به دست كارگردان و بازيگر سپرده شود.
در اين تله‌فيلم از بازيگران مطرح و شناخته‌شده در نقش‌هاي فرعي استفاده شده است. نقش‌هاي اصلي به رابعه مدني و هومن ذبيحي سپرده شده و نقش‌هاي فرعي را مهران رجبي، سروش صحت و صابر ابر به عهده دارند. معمولا وقتي نقش‌هاي اصلي را به بازيگراني كه كمتر مطرح و شناخته‌شده هستند مي‌سپرند، به اين خاطر است كه فيلم حالتي مستندگونه داشته باشد، اما عزيز و حميد گاهي چنان غيرواقعي و نمايشي بازي مي‌كنند كه فيلم كاملا از حالت مستندگونه و تجربي خارج مي‌شود.
با وجود اين مي‌توان گفت هومن ذبيحي در خيلي از صحنه‌ها موفق شده بازي قابل تحسيني را به نمايش بگذارد. با توجه به اين كه ما در سينما و تلويزيون‌مان بازيگران نوجوان هم سن و سال هومن ذبيحي كه بتوانند حداقل يك بازي متوسط را به نمايش بگذارند كم داريم، بايد بگوييم اين بازيگر توانسته نقش خود را بالاتر از استاندارد عمومي در سينما و تلويزيون اجرا كند.
حضور فيلمسازاني مثل اميرشهاب رضويان اين امتياز را دارد كه پاي بازيگران گزيده‌كاري مثل صابر ابر را به تلويزيون باز مي‌كند. او كه در سينما هم هر نقشي را قبول نمي‌كند تنها به اعتبار كارگردان حاضر شده جلوي دوربين تابستان عزيز قرار بگيرد و انصافا بخوبي از عهده نقش متفاوتي كه داشت ، برآمده است.

تصويري گرم از زندگي در خانه‌هاي قديمي
تله‌فيلم «پس از جدايي» به كارگرداني سيد رضا رضوي نيز مانند تابستان عزيز از نشانه‌ها و فضاهاي قديمي استفاده مي‌كند. لوكيشن‌ها و فضايي كه از همان اول تله‌فيلم به تصوير كشيده مي‌شود نشان مي‌دهد كه قرار است با خانواده‌اي سنتي روبه‌رو شويم.
داوود رشيدي و ثريا قاسمي نقش زن و شوهري را بازي مي‌كنند كه پس از 40 سال زندگي مشترك به خاطر اين‌كه پسرشان را به سربازي نفرستند، تصميم به جدايي مي‌گيرند. در اين فيلم زندگي قديمي زن و شوهري سالخورده بخوبي نمايش داده شده است. توصيف حالات و روحيات اين زوج بسيار واقعي و شبيه نمونه‌هاي بيروني است.
وقتي اين دو از هم جدا مي‌شوند، در مسير زندگي‌شان دچار اختلافاتي با هم مي‌شوند كه به لج و لجبازي و كل‌كل مي‌انجامد. اما با اين حال تفكرات سنتي و عشق و وابستگي‌اي كه نسبت به هم دارند، باعث مي‌شود هنوز هم در اعماق وجودشان نسبت به هم احساس نگراني و تعصب داشته باشند.
اين جدايي باعث مي‌شود آنها از درجه عشق و محبت‌شان نسبت به يكديگر مطلع شوند و بفهمند كه هر كدام‌شان پس از اين همه سال، چقدر براي زندگي مشترك‌شان حرمت قائل‌اند. اين خصوصيت كه در خانواده‌هاي قديمي خيلي پررنگ‌تر از جوان‌ترهاست، در پس از جدايي خيلي خوب به نمايش گذاشته شده است. در اين تله‌فيلم مي‌توان استفاده زيبا و درست از رنگ را مشاهده كرد.
براي به تصوير كشيدن صميميت و عشقي كه در خانواده‌هاي سنتي ديده مي‌شود، از رنگ‌هاي گرم و شديد در كنار رنگ آبي لاجوردي استفاده مي‌شود كه هم يادآور روزگاران گذشته است و هم ميزان عطوفت و نزديكي ميان اعضاي خانواده را بخوبي به تصوير مي‌كشد. پس از جدايي براي نشان دادن زندگي سنتي از عامل تاثيرگذار ديگري هم استفاده كرده كه موسيقي آن است. ناصر چشم‌آذر براي اين تله‌فيلم موسيقي بسيار دلنشين و گوشنوازي ساخته كه در آن بيشتر از همه چيز صداي سازهاي ايراني و دستگاه‌هاي سنتي به گوش مي‌آيد.
اما نكته‌اي كه در تله‌فيلم پس از جدايي به چشم مي‌خورد، حضور بازيگران نامي و كاربلد قديمي مانند ثريا قاسمي و داوود رشيدي است كه از كاركشته‌ها و سرمايه‌هاي سينماي ما محسوب مي‌شوند و ترديدي در توانايي‌ها و استادي آنها نيست اما متأسفانه نقش‌هايي كه به اين بازيگران سپرده مي‌شود و انتظارات كوچكي كه فيلمسازان و فيلمنامه‌ها از آنها دارند، باعث مي‌شود توانايي‌هاي بالقوه آنها كمتر به كار گرفته شود و اين بازيگران علي‌رغم اين كه توانايي بازي‌هاي به ياد ماندني‌تر و خاص‌تري دارند، نقش‌ها و بازي‌هايي تكراري را به نمايش مي‌گذارند.
ثريا قاسمي تقريبا در همه نقش‌هاي چند سال اخيرش يك تيپ ثابت از مادران سنتي را اجرا كرده كه حتي در شيوه بيان ديالوگ‌ها و حركت‌هاي دست و صورت هم تفاوت چنداني با نمونه‌هاي قبلي ندارد.
داوود رشيدي هم با پيشينه سال‌ها تجربه از بازيگري و كارگرداني روي صحنه تئاتر، فرم خاصي از بازي و بيان را تكرار مي‌كند كه بيشتر مناسب نقش‌هاي شيك و اشرافي است.
با مرور كارنامه چنين بازيگران باتجربه و مسلطي مي‌توان دريافت كه جاي فيلمسازان جسور و متفكري مثل زنده‌ياد علي حاتمي چقدر خالي است. فيلمسازي كه از قابليت‌هاي بازيگرانش به بهترين شكل استفاده مي‌كرد و نقش‌هايي متفاوت و ماندگار برايشان تدارك مي‌ديد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news159455.html