چند روز پيش دارابي معاونت سيما در نشست توليدكنندگان فيلمهاي كودك و نوجوان مركز سيمافيلم از تشكيل يك اتاق فكر در سازمان صدا و سيما خبر داد و از همهكارشناسان و صاحبنظران اين حوزه خواست تا با همفكري و همانديشي در اتاق فكر سينمايي، تلويزيون را هم در ساخت و توليد انواع برنامهها و آثار كودك و نوجوان كمك كنند و هم به افزايش سطح كيفي برنامههاي اين بخش ياري رسانند.
شايد در ابتدا تشكيل اتاق فكر سينما در رسانهاي مثل تلويزيون كمي عجيب به نظر برسد و نتوان ميان آنها ارتباط ارگانيك برقرار كرد.
از اين حيث كه همواره در تاريخ تحولات رسانهاي، سينما و تلويزيون دو مديوم و رقيب رسانهاي جدي و سابقهداري هستند كه هريك تلاش كردهاند تا با استفاده از امكانات و كاربردهايي رسانهاي خويش و تمهيدات تبليغاتي و امثالهم، گوي را از رقيب ربوده و مخاطبان بيشتري را به خود اختصاص دهند. حالا چگونه اين 2 رقيب اكنون ميخواهند يا ميتوانند زير يك سقف و اتاق مشترك جمع شده و به همفكري و همكاري با هم بپردازند؟ اما واقعيت اين است كه نظام اجتماعي و رسانهاي دقيقا به واسطه توسعه تكنولوژي و رشد ابزارهاي ارتباطي به يك جامعه شبكهاي بدل شدهاند كه حيات و ممات آنها در گرو حمايت و پشتيباني از هم است. لذا تشكيل اتاق فكر سينما در تلويزيون يك ضرورت عقلاني ـ رسانهاي است كه سود آن توامان به جيب سينما و تلويزيون، خواهد رفت.
البته در جلسه فوق هدف از تشكيل اين اتاق فكر به سينما و تلويزيون در بخش كودك و نوجوان بود. واقعيت هم اين است كه پيش از اين نتايج و ثمرات مثبت اين همكاري را در رشد و اعتلاي ژانر كودك شاهد بوديم، چه در توليد فيلمهاي سينمايي مرتبط با كودك و نوجوان و چه در ساخت برنامههاي تلويزيوني. همه ميدانيم 2 تا از بهترين فيلمهاي سينماي كودك كه اتفاقا هنوز هم در ليست پرفروشترين فيلمهاي سينماي ايران قرار دارند، شهر موشها و كلاهقرمزي و پسرخاله هستند كه شخصيتهاي اين دو قصه و اساسا داستان و ساختار دراماتيكي اين دو اثر ابتدا در تلويزيون خلق و به مخاطبان معرفي شد و توانست در سينما نظر بسياري از تماشاگران را به خود جلب كند. تلويزيون به واسطه گستردگي مخاطب و حضور مداومي كه در خانه و خانواده دارد بهترين رسانه ممكن براي معرفي و شناسايي پرسوناژها و شخصيتهاي سينمايي بوده و ذهن مخاطب را با اين كاراكترها آشنا ميكند. به عبارت ديگر كار در تلويزيون نوعي سرمايهگذاري بلندمدت و سودآور است كه سينماگران از طريق همكاري با اين رسانه ميتوانند به سودي چشمگير در دكان خود بينديشند، اما اين همكاري قطعا به يك تعامل دوسويه نيازمند است تا هم بتوان ظرفيت و پتانسيلهاي موجود در هر دو رسانه بازشناسي شده و شكوفا گردد و هم مخاطبان بتوانند با آثاري جذاب و قابل قبولتر روبهرو شوند. از آنجايي كه كودك و كودكي در عين سادگي يك دوره و موقعيت پيچيده و چند جانبه است لازم است كه صندليهاي اين اتاق فكر صرفا به سينماگران يا كارشناسان تلويزيوني محدود نشده و از هر متخصص و صاحبنظري كه به گونهاي با كودك سروكار دارد يك نماينده در اين اتاق فكر داشته باشد. مثلا حضور روانشناس، جامعهشناس يا نويسنده و محقق كودك و نوجوان و حتي حضور خود كودكان به عنوان جامعه هدف در اين اتاق فكر ضروري به نظر ميرسد تا با همانديشي و بارش افكار گوناگون بتوان به ايدههاي خلاقانه و اثربخش رسيد و بار ديگر سينما و سيماي كودك و نوجوان را حياتي دوباره بخشيد. سالهاست كه هم سينما و هم سيماي كودك و نوجوان در تلويزيون، پويايي و شكوفايي سالهاي قبل را نداشته و آثار نمايشي و غيرنمايشي ماندگاري كه در ذهن بماند و مخاطب را راضي كند مشاهده نميشود. تشكيل اين اتاق فكر دست كم ميتواند از حيث نظري و آسيبشناسي سينماي كودك و نوجوان نتايج مفيدي در بر داشته باشد و به سازندگان و مديران تلويزيون در بهبود كيفي و كمي اين بخش كمك كند.تشكيل اين اتاق فكر هرچند ناظر بر بخش كودك و نوجوان است اما به نظر ميرسد صدا و سيما در همه بخشهاي برنامهسازي و سياستگذاري خود به اين تعامل و همفكري نيازمند است. اين فقط برنامههاي كودك و نوجوان نيست كه به پويايي و خلاقيت نيازمند است بلكه هر نوع توليد تلويزيوني محتاج اين همانديشي است. ماهيت و كاركرد اين رسانه اقتضا ميكند كه بيش از سازمانهاي ديگر به مديريت مشاركتي تكيه كند. اگر ميگوييم كه راديو و تلويزيون رسانه ملي هستند اقتضاي اين ملي بودن ايجاب ميكند در ساخت و توليد برنامههاي آن از توانمندي، ذوق، سليقه و ايده و نظر افراد مختلفي استفاده شود. هيچ رسانهاي به اندازه تلويزيون متعلق به همگان نيست و ماهيت عمومي اين رسانه اقتضا ميكند تا هر شهروندي احساس كند كه صرفا بيننده و دريافتكننده برنامههاي اين رسانه نيست. بلكه انديشه و سليقه او از سوي نمايندگان و كارشناسان گوناگوني كه در اين اتاق فكر حضور مييابند و در سياستگذاري يا كارشناسي برنامهها نظر ميدهند پوشش داده ميشود. از اين رو تشكيل اتاق فكر در تلويزيون را ميتوان گامي موثر در تجربه دموكراسي رسانهاي قلمداد كرد و چه خوب كه خود صدا و سيما براي اين تجربه مبارك قدم گذاشته و ديگران را به همفكري و همدلي با خود دعوت كرده است. اميد است كه بارش افكار در اين اتاق فرهنگي به شكوفايي و رويش ايدههاي خلاقانهاي بينجامد و بركات آن همچون باران، همه را دربر بگيرد.
|