قصه‌گويي براي مخاطب آشنا
سه شنبه 10 اسفند 1389 - ساعت 19:37

سيروس مقدم، از كارگردانان برجسته ايراني است كه نام او بيشتر با سريال‌هاي تلويزيوني‌اش شناخته شده است. درست است كه در كارنامه فعاليت‌هاي او، آثار سينمايي هم به چشم مي‌خورد اما نمي‌توان منكر اين شد كه شهرت او به خاطر ساخت سريال است.

 

سيروس مقدم، از كارگردانان برجسته ايراني است كه نام او بيشتر با سريال‌هاي تلويزيوني‌اش شناخته شده است. درست است كه در كارنامه فعاليت‌هاي او، آثار سينمايي هم به چشم مي‌خورد اما نمي‌توان منكر اين شد كه شهرت او به خاطر ساخت سريال است.
سريال‌هايي كه در زمان خودشان، مخاطبان بسياري را پاي تلويزيون نشاندند.‌ فعاليت او در زمينه ساخت سريال، با مجموعه «روزهاي زندگي» آغاز شد و تا آخرين سريالش «زير هشت» كه اخيرا پخش مي‌شد، چيزي حدود 15 سريال ساخت كه از برجسته‌ترين آنها مي‌توان سريال‌هاي پليس جوان، نرگس، اغما، پيامك از ديار باقي، روز حسرت، رستگاران و چارديواري را نام برد.
مقدم امسال با ساختن 2 تله‌فيلم به نام‌هاي «زماني براي شخم زدن» و «زندگي خصوصي امير» اولين حضورش را در عرصه ساخت تله‌فيلم تجربه مي‌كند.
زندگي خصوصي امير كه روز جمعه از تلويزيون پخش شد، مانند سريال‌هاي مقدم، داستان‌محور و شيرين بود. با ديدن عنوان اين فيلم و چند دقيقه‌اي از آن، قانع مي‌شويم كه آن را تا انتها ببينيم. زندگي خصوصي امير سرشار از آموزه‌هاي اخلاقي است كه با فاصله درست و در جاي درست به بيننده منتقل مي‌شوند.
درست است كه اسراف در بيان آموزه‌هاي اخلاقي مي‌تواند براي بيننده آزاردهنده باشد اما در اين فيلم، پيام‌ها كمي هنرمندانه‌تر، ظريف‌تر و در قالب جملاتي روان و پرمعنا گنجانده شده‌اند و به همين دليل بيننده اين پيام‌ها را به صورت تجربيات و در قالب نصيحت از شخصيت‌ها مي‌پذيرد.
ضمن اين كه برعكس بسياري از فيلم‌ها، جمله‌بندي ديالوگ‌ها كاملا روان و با استفاده از كلماتي است كه در زندگي روزمره توسط خود مخاطب استفاده مي‌شود و به اين صورت، جنبه مصنوعي بودن ديالوگ‌ها از بين مي‌رود. تنها نكته‌اي كه شايد نقطه ضعفي محسوب شود، اين است كه در بعضي ديالوگ‌ها، براي روشن‌تر بودن معاني، از جملات با مفاهيم مستقيم و كمي غيرواقعي استفاده مي‌شود.
مثلا ديالوگي به اين صورت بيان مي‌شود: «بالاخره زهرم رو بهت مي‌ريزم». در حالي كه شخصيت گوينده ديالوگ، جواني (امير با بازي مهدي سلوكي) است كه دست به كار اشتباهي مي‌زند تا گذشته تلخش را جبران كند و شخصيت او هم نه كاملا سياه است و نه كاملا سفيد. اين شخصيت‌پردازي بسيار درست و منطقي است اما بيان چنين جملاتي بيشتر به كساني مي‌آيد كه «بد» هستند و به اين نكته واقف هستند؛ در حالي كه امير فكر مي‌كند كاري كه انجام مي‌دهد، بحق و درست است. بيان چنين جملاتي باعث مي‌شود از باورپذيري شخصيت كاسته شود. اما اگر از چنين ريزبيني‌هايي بگذريم، به طور كل مي‌توان گفت در شخصيت‌پردازي فيلم، ظرافت و دقت زيادي انجام شده است؛ مثلا شخصيت جاويد - پدر عروس- به نمونه‌هاي بيروني پدران دلسوز و مهربان ولي بداخلاق و كمي بدبين خيلي نزديك است. حسادت و بدبيني جاويد نسبت به دامادش قابل درك و ملموس است. وجود ديدگاهي پدرانه در فيلمنامه در شخصيت‌پردازي جاويد كاملا به چشم مي‌خورد.
يكي از نكات جالب اين فيلم، نحوه فيلمبرداري در بعضي صحنه‌هاست. مقدم به جاي اين كه از فيلمبرداري به شيوه‌اي مدرن استفاده كند، كمي ابتكار را چاشني همان نحوه فيلمبرداري معمول مي‌كند. مثلا در يكي از صحنه‌ها در طلافروشي تصوير جاويد (كه طلافروش است) به صورت مستقيم و تصوير خريدار در آينه ديده مي‌شود و با در كنارهم قرار گرفتن اين دو تصوير، اين طور به نظر مي‌رسد كه تصوير به شيوه فيلمبرداري مدرن به دو نيمه تقسيم شده است. اين ابتكار به جاي استفاده از شيوه‌هاي مدرن كه حالا گاه و بي‌گاه در سريال‌ها و تله‌فيلم‌ها استفاده مي‌شوند، قابل‌تحسين است. از ديگر نكات قابل تحسين زندگي خصوصي امير چهره‌پردازي اين فيلم است. برعكس آنچه كه در خيلي از فيلم‌ها ديده مي‌شود، در اين تله‌فيلم تلاش نشده كه با برجسته كردن مشخصات بارز چهره نقش‌ها، مفهوم به بيننده تحميل شود. مثلا يكتا ناصر، نقش زني را بازي مي‌كند كه به علت ناآگاهي، توسط همسرش وارد كارهاي خلاف مانند پخش مواد مخدر مي‌شود اما با وارد شدن به زندان، در اين منجلاب گير مي‌افتد. اشكان وثوقي، طراح چهره‌پردازي اين تله‌فيلم، براي نشان دادن شخصيت اين زن، به جاي اين كه مثلا از كبودي شديد و زردي صورت براي پررنگ كردن خصوصيات نقش استفاده كند، با زردي و سياهي مختصري كه به دندان‌ها مي‌دهد، احساس خلافكار بودن زن را به بيننده منتقل مي‌كند. همين طور چهره‌پردازي متفاوت مهدي سلوكي، كمك مي‌كند تا او را در نقشي جديد باور كنيم. در اين فيلم، او نقش پسري آشفته و داراي عقده‌هاي رواني را بازي مي‌كند. شايد اگر در جزئيات چهره‌پردازي دقت وجود نداشت، اين تفاوت به چشم نمي‌آمد و اين نقش هم شبيه به نقش‌هاي قبلي مهدي سلوكي از كار در مي‌آمد. در واقع چهره‌پردازي بخوبي مكمل شخصيت‌پردازي شده و به شناساندن شخصيت‌ها كمك فراواني مي‌كند.
در كل مي‌توان گفت تجربياتي كه مقدم در ساخت سريال‌هايش داشته، در ساخت تله‌فيلم بخوبي به كمك او آمده است. با ديدن زندگي خصوصي امير مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه مقدم مخاطب خود را مي‌شناسد و مي‌داند براي او چه قصه‌اي را چگونه تعريف كند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news163551.html