شبكههاي استاني صدا و سيما با رويكرد جوانگرايي و حمايت از ايدههاي نو در برنامهسازيها تلاش ميكنند فرهنگ، آگاهي، اخلاق و دينمداري در جامعه ارتقا يابد. دستمايه اصلي توليدات در مراكز استانها خردهفرهنگها، آداب و رسوم و آيينهاي نقاط مختلف كشور است.
ظرفيت توليد مراكز استانها ساماندهي شده و برنامهسازان مراكز استانها گامهاي خوبي در زمينه توليد انيميشن، مستند و آثار نمايشي برداشتند. با يك بررسي ساده و پيگيري توليدات اخير مراكز استانها ميتوان جايگاه آنها را بسيار ارزشمند توصيف كرد.
مراكز استانها چند نقش ويژه در سازمان صدا و سيما پيدا كردهاند. توليدات آنها قابل رقابت با توليدات شبكههاي سراسري است، يعني به مرور زمان حجم آثار مراكز استانها كه از شبكههاي سراسري روي آنتن ميرود، بيشتر شده و همچنين توانستهاند از ظرفيتهاي استاني خود به نحو مطلوبي بهره ببرند. مراكز استانها بيشتر متكي به ظرفيتهاي دروني و نيروهاي خودشان هستند و از نيروهاي بومي براي اداره كارهايشان بهره ميبرند. با اين اتفاق رقابت بيشتري ميان مراكز استانها و شبكههاي سراسري صورت گرفته است به گونهاي كه برنامهسازان استاني با در اختيار داشتن امكانات و بودجه كافي ميتوانند آثار فاخري توليد كنند. در گفتوگويي با چند نفر از هنرمندان، فعاليت و دغدغههاي برنامهسازان مراكز استانها را مورد بررسي قرار داديم.
توليدات مراكز استان فراتر از مرزها هستند
فتحالله اميري، كارگردان مستند «زندگي در كسوف» توليد سيماي مركز ايلام كه بيش از 10 جايزه ملي و بينالمللي ازجمله ديپلم افتخار بهترين كارگرداني مستند جشنواره فجر و جايزه ويژه هيات داوران جشنواره بينالمللي مونتهنگرو و... را كسب كرده است، ميگويد: به نظر من شايد مراكز به علت عمر كوتاهشان در برنامهسازي نسبت به شبكههاي ملي چند گامي عقب باشند، ولي اين طور كه به نظر ميرسد با تزريق بودجه و مديريت صحيح ميتوانند بزودي از شبكههاي ملي سبقت بگيرند. تنوع فرهنگي در جاي جاي كشورمان اين امكان را به مراكز ميدهد كه آثار بومي با عمق موضوعي بيشتري نسبت به شبكههاي ملي توليد كنند. آنچه مشخص است مراكز در خلق آثار و توليدات بومي مستند از شبكههاي سراسري پيشگامترند. آثار مستند توليد مراكز به خاطر ويژگي ذاتي مستند، قابليت پخش بينالمللي دارند، اما متاسفانه سازمان هنوز به اين نتيجه نرسيده است و زيرساختهاي فرمت DV توان توزيع بينالمللي ندارد.
وي ميافزايد: همچنان تلهفيلمها از اولويت بالاتري برخوردارند و مستند كه ميتواند يكي از محدود كانالهاي انتقال فرهنگ ما به جهان و حتي جذبكننده توريسم براي كشور و سرمايه و اعتبار براي سازمان باشد با اين شكل توليد محدود به درون مرزهاست و تا زماني كه 3 اصل ساده اوليه شامل فرمت HD، باند صداي بينالملل و موسيقي با كپيرايت مشخص به توليد اضافه نشود، اين امكان فراهم نميشود. اميري ادامه ميدهد: شايد هدف مديران ارشد سازمان صدا و سيما از توليدات سيماي مراكز پخش بومي و حداكثر داخلي باشد، ولي شخصا معتقدم ظرفيت توليدات بينالمللي در 31 مركز بيشتر از شبكههاي سراسري است.
فيلمسازان جوان به امكانات نيازمندند
اين روزها نام احسان عبديپور را شايد شما هم شنيده باشيد. هنرمند بوشهري كه تاكنون 2 فيلم به نامهاي «افسانه 98» و «همسنگار» را توليد كرده هر دو در بخش ويدئويي جشنواره فيلم فجر به عنوان بهترين كارگردان فيلم شناخته شده است. وي فعاليتش را در صدا و سيماي بوشهر با نويسندگي شروع كرده و با توجه به علاقهاي كه داشته با حمايت مديران صدا و سيماي مركز بوشهر 2 فيلم ياد شده را ساخته است. وي به هنرمندان استانهاي مختلف در كشور اشاره ميكند و ميگويد: شايد سال گذشته كه فيلم افسانه 98 عنوان بهترين كارگرداني در بخش ويدئويي جشنواره را به دست آورد همه فكر ميكردند شانسي يا از روي اقبال بوده، اما امسال وقتي در سالني كه فيلم همسنگار نمايش داده ميشد حتي جاي سوزن انداختن هم نبود، نشان از موفقيت اين فيلم و توليدكنندگان آن داشت. در تهيه اين فيلم سعي كردم از هنرمندان شهر خودم استفاده كنم، چون همه افراد توانمند و بااستعدادي هستند. برخي فكر ميكنند كاري كه در شهرستان توليد ميشود اصلا قابل رقابت با آثار توليد شده در تهران نيست در حالي كه به نظر من خيليها حتي بهتر از من در گوشه و كنار اين كشور هستند كه ميتوانند بهترين اثر را در حوزههاي مختلف خلق كنند.
وي از نوع نگاه برخي افراد به هنرمندان استاني گلايه ميكند و ميافزايد: نوع نگاه به توليد يك اثر در استانها به صورت سختافزاري است، يعني اين كه با توجه به تعداد افراد و امكانات مورد استفاده در يك فيلم به آن بودجه اختصاص ميدهند در حالي كه نگاه خوب و پردازش داستان تاثيري بر بودجه ندارد. مقياس برآورد براي يك اثر نبايد دوربين، تعداد افراد شركتكننده و مدت ساعات توليد باشد.
عبديپور معتقد است: هنرمندان استانها سعي ميكنند با نگاه جديدي فيلم يا هر اثري را توليد كنند و اين نيازمند حمايت جدي مسوولان كشور است تا آنها بتوانند بدون دغدغه به فعاليتشان ادامه بدهند. اين افراد بايد شناسايي شوند و امكانات مورد نياز در اختيارشان قرار گيرد تا ما شاهد رشد و شكوفايي هنرمندان استاني و تبلور آثار جديد در كشورمان باشيم. اين فيلمساز موفق خاطرنشان ميكند: من از بوشهر نميروم. شايد در حال حاضر بسياري از هنرمندان هستند كه بنا به دلايل مختلف ازجمله كمبود امكانات، منابع مالي يا حتي بيمهري مسوولان استان به تهران سفر كردهاند، اما من احساس نياز نميكنم كه به تهران بيايم، چون معتقدم بايد در بوشهر بمانم و در همين جا كار كنم و اميدوارم كه مديران نيز حمايتهاي لازم را از هنرمندان استانها در برنامه كاريشان مدنظر قرار دهند و با نگاه فرهنگي در توليد آثار فاخر و ارزشي در كشورمان موثر باشند.
وي در پايان يادآور ميشود: ما بايد به فيلمسازان جوان در استانها منابع مالي و امكانات خوبي بدهيم تا آنها بتوانند اثرشان را توليد كنند. مسوولان بايد سرمايهگذاري كنند تا نيروهاي جوان و بااستعداد استانها بتوانند اثرشان را خلق كنند. اميدوارم روزي شاهد رشد و بالندگي هنرمندان استانها باشيم.
در حق شهرستانيها اجحاف ميشود
حسين مظلوم جوان 30 ساله زاهداني است كه بيش از 10 سال در توليد انيميشن فعاليت دارد. وي سال 1385 توانست با انيمشن جادهها مقام اول جشنواره فيلم كوتاه تهران را از آن خود كند. البته مظلوم تاكنون در 18 اثر انيميشن حضور داشته و همچنان روزهاي موفقيت را يكي پس از ديگري پشتسر ميگذارد. وي مهمترين نياز برنامهسازان استاني را آموزش ميداند و بيان ميكند: در مراكز استانها بايد به صورت اختصاصي آموزش برنامهريزي شود. آموزشها نبايد به صورت سطحي و دورههاي كوتاه باشد بلكه اين آموزشها بايد به صورت مدوام و با برنامهريزي صورت بگيرد.
عيديپور: هنرمندان استانها سعي ميكنند با نگاه جديدي فيلم يا هر اثر ديگري را توليد كنند و اين امر نيازمند حمايت جدي مسوولان كشور است تا آنها بتوانند بدون دغدغه به فعاليتشان ادامه بدهند
وي اضافه ميكند: من هم دوست داشتم مثل ديگر هنرمندان اين عرصه در تهران باشم، چون فضاي كار در تهران بسيار متفاوت با شهرستانهاست. هميشه در حق شهرستانيها اجحاف ميشود. بسياري از شهرستاني هم دوست دارند در جشنواره پويانمايي حضور داشته باشند، اما شايد باورتان نشود كه پول رفت و برگشت و اقامت در تهران را ندارند، اما باز سعي كردم كنار همشهريهايم بمانم و بتوانم در اين حوزه قدمهاي مثتبي را بردارم.
مظلوم ميگويد: من ناراحتم كه در تهران نيستم چون مگر قرار است چند سال عمر كنم كه با برآوردهاي پايين كار بسازم. در حالي كه وقتي آثار توليد شده خود و دوستانم را بررسي ميكنم، ميبينم هيچ تفاوتي با آثار توليد شده در تهران ندارد و بلكه از جهات مختلف بسيار بهتر و باكيفيتتر از آن توليد شده است.وي حمايت جدي مسوولان بخصوص در حوزه معاونت امور استانهاي صدا و سيما را قوتقلبي براي هنرمندان استانها ميداند و ميگويد: اگر اين حمايتهايي كه تاكنون صورت گرفته، نبود مطمئن باشيد بسياري از هنرمندان ديگر در مراكز استانها نميماندند و تلاش ميكردند در تهران با توجه به فضايي كه دارد، كار كنند.
تخصيص بودجه بايد عادلانه باشد
با يك بررسي بسيار ساده ميتوان فهميد بسياري از هنرمندان ملي كه اكنون در تهران فعاليت ميكنند هر كدام متعلق به گوشه و كنار اين كشور پهناور هستند، اما به دلايل مختلف به تهران مهاجرت كردهاند تا در پايتخت به فعاليت هنريشان ادامه بدهند. اين هنرمندان آنقدر زياد هستند كه نميتوان آنها را در اين مجال نام برد. يكي از هنرمندان موفقي كه هماكنون اثرش (ارمغان تاريكي) از شبكه 3 سيما پخش ميشود، جليل سامان است؛ كارگردان موفقي كه تاكنون آثار مختلفي را توليد كرده است. وي تاكنون آثاري همچون فيلم سينمايي «وقت بودن» پخش شده از شبكه 4 سيما برنده 3 جايزه از جشنواره فيلم فجر، سريال «ترس و لرز» پخش شده از شبكه يك سيما، سريال «قصه قرارگاه» پخش شده از شبكه 3 سيما، مستند بازسازي «آيتالله لاري» نمايش داده شده از شبكه 2 سيما، مستند بازسازي «قيام جنوب»، مجموعه مستند بازسازي «حديث سرو»، مستند «حديث دلدادگي» و «مراسم عرفه در كربلا»، «كليد» ـ فيلم كوتاه ـ را كارگرداني و تدوين كرده است. سامان علاوه بر اين آثار سريال ترس و لرز، سريال قصه قرارگاه، فيلمنامه سينمايي هانيه (سيمافيلم)، فيلمنامه سينمايي وقت بودن، سريال گذرگاه تاريكي (شبكه 3 سيما) و سريال تافته جدا بافته (شبكه 2 سيما) را نيز نگارش كرده كه همه اينها نشان از موفقيت اين چهره هنري دارد. جليل سامان متولد 1348 فارغالتحصيل كارگرداني فيلم از دانشكده صدا و سيماست. وي تاكنون در مراكزي همچون صدا و سيماي مركز فارس و ياسوج فعاليت داشته است. وي علت مهاجرتش را به تهران نوع نگاه به شهرستان عنوان ميكند و ميگويد: بسياري از افراد نگاه شهرستاني به هنرمندان استانها دارند. اين در حالي است كه به نظر من بسياري از هنرمندان استاني، هنرمند ملي به شمار ميآيند.
وي به دستمزدهاي پايين در استانها اشاره ميكند و ادامه ميدهد: وقتي اثري در شهرستان توليد ميشود، برآورد بسيار پاييني براي آن در نظر ميگيرند در حالي كه اگر همين اثر در تهران توليد شود شايد 6 برابر مبلغ براي عوامل مصوب شود. هنرمندان استانها براي اين كه ثابت كنند هستند، ميتوانند با بودجههاي كم و دستمزدهاي پايين آثار بسيار خوبي را خلق كنند كه واقعا اين حق آنها نيست و مسوولان بايد توجه جدي به اين موضوع داشته باشند و تخصيص بودجه بايد عادلانه باشد. كارگردان يا عوامل ديگر در شهرستانها بايد به اندازه كارگردان يا عوامل تهراني دستمزد بگيرد.وي ميافزايد: هنرمندان شهرستان هميشه متواضع هستند و با تمام انرژي براي توليد يك اثر زمان ميگذارند. ما هنرمندان بسيار زيادي در مراكز داريم كه واقعا از افرادي كه حتي در تهران فعاليت ميكنند كارشان بهتر است، اما آنها در شهرستان خودشان ماندهاند تا بتوانند به استانشان و افراد علاقهمند و با استعداد كمك كنند.
وي با اشاره به دلايل حضور خودش در تهران اظهار ميكند: فضاي رشد در استانها بسيار خوب است. مسوولان بايد امكانات و منابع مالي لازم را در اختيار برنامهسازان قرار بدهند تا آنها بتوانند هنر و توان خودشان را به نمايش بگذارند. اگر هنرمندان مورد بيمهري مسوولان قرار بگيرند، قطعا آنها در استانها نخواهند ماند و مانند بقيه افراد به تهران يا شهرهاي ديگر مهاجرت ميكنند.
|