حميدرضا صلاحمند ، كارگردان مجموعه نوروزي «بچهها نگاه ميكنند» پيشينه و دانش غني بازيگران و سوابق تئاتريشان را امتيازي بزرگ براي اين مجموعه دانست.
صلاحمند در جواب اين سوال كه آيا اين طرح از ابتدا طنز بوده است، به مهر گفت: خيلي نه، بيشتر تم اجتماعي داشت، به همين دليل در مرحله اول با نويسنده به تعامل رسيديم. مثلا شغل عمه خانم را من پيشنهاد دادم يا گفتيم شغل يكي از شخصيتها اين باشد كه تاكسي بانوان داشته باشد و... بعد از صحبتهايي كه داشتيم، نويسنده روي فيلمنامه كار كرد. متاسفانه نگارش اين مجموعه به دليل سخت بودن مقوله اجتماعي كار يك مقدار بيشتر از برآورد ما طول كشيد. نگارش قرار بود تا مهر تمام شود، اما تا اواخر ديماه طول كشيد.
همچنين نويسنده يك مقدار از خط و خطوطي كه با يكديگر به توافق رسيده بوديم، خارج شده بود، به همين دليل تصميم گرفتيم روي فيلمنامه كار كنيم.
وي تصريح كرد: ايده اوليه اين پروژه از آقاي محمودي بود. بعد از صحبت كردن به نقاط مشتركي رسيديم و از آن زمان به بعد او مطلقا روي فيلمنامه كار كرد. با هم يكسري كتاب خوانديم و فيلم رد و بدل كرديم. خوشبختانه آقاي محمودي اهل مطالعه و سينماست و به نقاط مشتركي در كاراكترها رسيديم. اتفاقا آن چيزي كه گره كار ما را باز كرد، با وجود اينكه 3 قسمت فيلمنامه كامل داشتيم و از بقيه ماجرا باخبر نبوديم، تعريف مشخص از شخصيت بود؛ چرا كه روال قصه ما در زمان بازنويسي تغيير كرد و تغييراتي در سير حوادث داشتيم و وارد فاز ديگري شد.علاوه بر آن دوستان بازيگري كه براي اين پروژه دعوت شدند، هيچ كدام بدون آن كه فيلمنامهاي داشته باشند كار را پذيرفتند. در واقع همه بازيگران بعد از شناخت كاراكترها، قرارداد بستند و كار را شروع كردند.
وي افزود: از سوي ديگر تئاتري بودن آنها و پيشينه غني تمام بازيگران به من خيلي كمك كرد، چرا كه وقتي كاراكتر را برايشان روشن كردم، آنها راجع به آن فكر كردند و شخصيت را تجزيه و تحليل كردند. شايد باور نكنيد، اما برخي مواقع كه ما در كار به مشكلي برميخورديم خود بازيگران كمك ميكردند؛ چون خيلي خوب كاراكترها را شناخته بودند. تعريف مشترك من به عنوان كارگردان و بازيگري كه نقش را بازي ميكرد به كار كمك كرد تا آنها پيشنهادهاي خوبي در چارچوب كار بدهند كه به بهبود كار كمك كند.
كارگردان سريال بچهها نگاه ميكنند با توضيح اين كه بازيگران در طول كار بداهه نيز داشتهاند، گفت: البته اين بداهه در چارچوب كار بود و فرق آن با ديگر بداههها در اين بود كه ما در سريالهاي مناسبتي، بازيگرمان بدون آن كه پيشينه و تبعات اين سكانس را بداند، سعي ميكند سكانسي كه كار ميشود را بامزه دربياورد و كاري ميكند تا لحظات شوخ را به وجود آورد، ولي ما در مجموعه «بچهها نگاه ميكنند» با بازيگراني رو به رو بوديم كه براي بداهه مرز داشتند و اين مرز به خاطر تعريفي بود كه از كاراكتر داشتند.
|