«دهكده خاطرات» محصول سال 2008 تلويزيون انگلستان يك درام است كه قصه آن در قرن نوزدهم و در عصر ويكتوريايي كشور انگلستان رخ ميدهد. اين مجموعه با حال و هواي اجتماعي و شرح حال گونه خود براساس قصه كتاب پرخواننده فلورا تامپسون به نام «ظهور گرمكندل فورد» ساخته شده است.
موفقيت كتاب در بين اهالي كتابخوان (و بهويژه خانمها) صنعت تلويزيون را مجاب كرد كه مجموعهاي 40 قسمتي براساس آن تهيه و توليد كند. كتاب خانم تامپسون در حقيقت به صورت كتابي سهجلدي و مستقل از هم منتشر شد كه هر يك نام مستقلي هم براي خود داشت.
بعدها اين سه كتاب در هم تلفيق شده و به صورت يك كتاب روي پيشخوان كتابفروشيها قرار گرفتند. در قصه كتاب، تامپسون از زبان سوم شخص مفرد ـ كه خود را لارا مينامد ـ به بيان ماجراهاي زندگي خود ميپردازد. به اين ترتيب قصه كتاب ، زندگي لورا از دوران نوجواني و زمان بزرگشدنش در محله كوچك آكسفورد شاير را دنبال ميكند. بعدها او در خانهاي در منطقه بوكينگهام (ياكندلفورد) به عنوان يك مستخدم كار ميكند و در پايان او در دهكده فرينگفورد (معروف به كندلفورد گرين) در يك اداره پست مشغول به كار ميشود. هر يك از اين دوران قصه يكي از 3 جلد كتاب را تشكيل ميدهد.
در مجموعه تلويزيوني، 2 منطقه كندل فورد و كندل فورد گرين تبديل به يك شهر شدهاند و قصه در آنجا اتفاق ميافتد. فلورا تامپسون بعدها كتاب چهارمي هم نوشت كه با نام «هايترلي» منتشر شد. اين كتاب شرح خاطرات او از سالهاي بعدي زندگياش است و دوراني را در برميگيرد كه وي اداره پست خود را در منطقه گريشات سر و سامان داد و اداره ميكرد. اما اين كتاب هنوز نه توسط تهيهكنندگان مجموعه «دهكده خاطرات» و نه توسط هيچ تهيهكننده ديگري به صورت يك مجموعه تلويزيوني درنيامده است.
لارا چگونه آبديده شد
خط اصلي قصه درباره زن جواني به نام لارا تيمينز (با بازي اوليويا هالينان) است كه راهي يك شهر كوچك ميشود تا در آنجا به عنوان كارمند اداره پست كار خود را شروع كند. در اين محل و در مواجهه با اهالي متفاوت شهر، اتفاقات پيشبينينشدهاي براي لارا رخ ميدهد كه باعث آبديدهشدن او ميشود. اين اتفاقات قصه مجموعه را در هر قسمت آن به جلو ميبرند و ماجراهاي تلخ و شيريني خلق ميكنند كه تماشاگران را درگير خود كرده و اين قصه را به سمت يك پايان به ياد ماندني ميبرند. از آنجا كه سن لارا در طول قصه تغيير ميكند، نقش دوران بزرگسالي او را در اين مجموعه سارا لانكاشاير بازي ميكند. هر دو بازيگر نقش جواني و ميانسالي لارا در هر 40 اپيزود مجموعه حضور دارند و اين حضور به واسطه يك سري فلاشبك امكانپذير شده است. مجموعه دهكده خاطرات در 4 فصل توليد شد و سازندگانش از همان زمان توليد فصل اول در سال 2008 در فكر توليد فصلهاي بعدي آن بودند و قصه فيلمنامه اين فصلها آماده توليد بود. به اين ترتيب، بدون توجه به استقبال احتمالي تماشاگران از فصل اول مجموعه، تهيهكنندگان آن در تدارك توليد 3 فصل بعدي بودند. علت اصلي امر هم اين است كه قصه 4 فصل مجموعه در ارتباط كامل با يكديگر است و فصلهاي دوم تا چهارم در حقيقت بقيه زندگي كاراكتر اصلي خود را تعريف و دنبال ميكردند. با اين حال، استقبال تماشاگران از فصل اول مجموعه بسيار خوب بود و اين مساله به سازندگان آن نيرو و توان بيشتري براي ادامه كار داد. به مدد اين موفقيت بود كه نمايش تلويزيوني دهكده خاطرات تا سال 2011 ادامه پيدا كرد.
داستاني زنانه و كارگردانان خانم
نويسنده اصلي فيلمنامه مجموعه ـ كه به نوعي خالق تلويزيوني آن هم محسوب ميشود ـ بيل گالاگر است. گالاگر كه در عين حال تهيهكننده اصلي دهكده خاطرات هم هست، نويسنده 40 قسمت فيلمنامه است، اما او براي نگارش فيلمنامه تمام اپيزودهاي مجموعه دست تنها نبوده و 4 نويسنده تلويزيوني ديگر هم در كار نوشتن اپيزودهاي مختلف با او همكاري كردهاند. گالاگر كار كارگرداني مجموعه را به دست تعدادي از برنامهسازان تلويزيوني داد و خودش امر كارگرداني هيچ يك از اپيزودهاي آن را به عهده نگرفت. اين در حالي است كه رسانههاي انگليسي مينويسند او يك جورهايي كارگردان پنهان و اصلي مجموعه بود و در تمام طول دوران توليد آن، مشاورههاي لازم و ضروري را به كارگردانان مختلف دهكده خاطرات ميداد. گالاگر مايل بود تعدادي از زنان فيلمساز، كارگرداني اپيزودهاي مختلف مجموعه را به عهده بگيرند. وي اعتقاد داشت براي تعريف چنين قصهاي (كه كاراكتر و حال و هوايي زنانه داشت) هيچكس بهتر از چند كارگردان زن نميتواند جنبههاي مختلف قصه و ماجرا را مورد كنكاش و بررسي قرار دهد. با اين حال، او فقط توانست 2 كارگردان زن را براي همكاري با اين پروژه دعوت كند. سوزان تولي با ساخت 9 اپيزود مجموعه، بيشترين همكاري را با اين پروژه كرد و ماريا آرمسترانگ در غيبت سوزان تولي كارگرداني 3 قسمت مجموعه را به عهده گرفت. پاتريك لائو با كارگرداني 7 اپيزود، بيشترين همكاري را پس از تولي با اين مجموعه داشته است. در كل 8 فيلمساز تلويزيوني در فاصله سالهاي 2008 تا 2011 با اين مجموعه همكاري داشته و ساخت اپيزودهاي مختلف آن را به عهده گرفتند.
نكته: مسوولان شبكه تلويزيوني بيبيسي كه مجموعه دهكده خاطرات را توليد كردند پيش از شروع توليد آن باور داشتند تماشاگران از قصه مجموعهاي كه در حومه شهري در قرن نوزدهم اتفاق ميافتد استقبال خواهند كرد
مسوولان شبكه تلويزيوني بيبيسي كه مجموعه دهكده خاطرات را توليد كردند، پيش از شروع توليد آن باور داشتند تماشاگران از قصه مجموعهاي كه در حومه شهري قرن نوزدهمي اتفاق ميافتد و شرح اتفاقات و حوادثي است كه براي يك شخصيت زن رخ ميدهد، استقبال خواهند كرد. قصه كتاب فلورا تامپسون در فاصله سالهاي 1939 تا 1943 و در دوران جنگ جهاني دوم روي پيشخوان كتابفروشيها قرار گرفت. منتقدان ادبي يكي از دلايل موفقيت بالاي كتاب تامپسون را ناشي از شرايط جنگي ميدانستند. به همين دليل آنها عقيده داشتند توليد مجموعه آن در دوراني كه جنگي در حال وقوع نبود، حكم يك ريسك را دارد، اما منتقدان تلويزيوني ميگويند ريسك تهيهكنندگان مجموعه به نفع آنها تمام شد و با وجود شرايط صلح، بينندگان دهكده خاطرات از آن استقبالي شبيه استقبال خوانندگان كتاب در دهه 40 ميلادي كردند. فيلمبرداري كل صحنههاي مجموعه 5 ماه طول كشيد و صحنههاي داخلي و خارجي آن در منطقه يت و پاركنستون فيلمبرداري شد. تهيهكنندگان دهكده خاطرات هيچ وقت رقم دقيق توليد را اعلام نكردند، ولي گفته ميشود به خاطر فضاسازي سنتي آن (و معماري و طراحي لباس قرن نوزدهمي) دهكدهخاطرات كاري پرهزينه بوده است.
مخالفت مردم با اتمام سريال
فصل چهارم و آخر مجموعه در شرايطي به پايان رسيد كه توانسته بود انبوهي از تماشاچي را جذب خود كند و در بين برنامههاي تلويزيوني تبديل به يكي از پربينندهترين كارهاي اين رسانه شود. حتي نمايش آمريكايي اين مجموعه (كه چند ماه پس از پخش تلويزيوني آن در انگلستان آغاز شد) هم با موفقيت كلان و بالايي روبهرو شد. اين موفقيت كلان باعث شد تا تحليلگران و منتقدان تلويزيوني با اطمينان بگويند تهيهكنندگان دهكده خاطرات توليد فصل پنجم آن را نيز سريعا در دستور كار خود قرار خواهند داد. اما اين اتفاق رخ نداد و در كمال تعجب اهالي فن و تهيهكنندگان مجموعه گفتند فصل پنجمي در كار نخواهد بود. آخرين قسمت دهكده خاطرات، 13 فوريه 2011 به روي آنتن رفت و اين آخرين ديدار تماشاگران تلويزيون با كاراكترهاي اين درام اجتماعي و خانوادگي بود. اما كار به اينجا خاتمه نيافت و اعتراضات به تصميم مسوولان بيبيسي شروع شد. اين اعتراضها هم به صورت نامه در رسانههاي گروهي منتشر شد و هم به صورت تماس با شبكه بيبيسي مطرح شد. ادامه اين اعتراضات باعث شد تا دني كوهن از مسوولان بيبيسي در يك مصاحبه رسمي چنين بگويد: اين مجموعه حقيقتا يكي از بهترين كارهاي تلويزيوني ما بوده است و به همين دليل از بيل گالاگر و گروه همكار او ممنون هستيم. اما ما بر اين باور هستيم كه بايد فضا و راه را براي توليد درامهاي جديد و فعاليت بقيه گروههاي فيلمسازي باز كنيم، اميدواريم اين كارهاي جديد هم بتوانند مورد پسند تماشاگران قرار گيرند و موفقيت دهكده خاطرات را تكرار كنند. با وجود اين، طرفداران مجموعه طوماري را در اينترنت امضاء كردند كه خواستار ادامه توليد و پخش مجموعه دهكده خاطرات بودند.
بازيگر «دكتر هو» در دهكده خاطرات
اوليويا هالينان بازيگر دوران جواني شخصيت لارا از سن 7 سالگي كار بازيگري را شروع كرد و تا به حال در بيش از 100 مجموعه و كار تلويزيوني و سينمايي ظاهر شده است. او كه متولد سال 1985 است اولين نقش مهم خود را در مجموعه تلويزيوني «رابين هود» در سال 1991 بازي كرد. هالينان با بازي در «دهكده خاطرات» تبديل به يكي از موفقترين بازيگران جوان تلويزيوني انگليس شده و صنعت سينماي كشور پيشنهادات زيادي براي حضور در پروژههاي سينمايي به وي داده است. اما سارا لانكاشاير كه نقش دوران بزرگسالي كاراكتر لارا را بازي ميكند، يك بازيگر قديمي و متولد سال 1964 است. اين بازيگر تئاتري با سابقه بازي در بيش از 30 كار تلويزيوني و سينمايي قرارداد همكاري با پروژه دهكده خاطرات را امضاء كرد و زمان بازي در آن اعتراف كرد يكي از خوانندگان پروپاقرص كتاب فلورا تامپسون بوده است. او اين مجموعه را در دنباله كارهاي موفق قبلي خود همچون «بلنديهاي بادگير»، «دكتر هو» و «اليور توئيست» ميداند و ميگويد: «نه فقط خود من به عنوان يك هنرپيشه، بلكه تماشاگران تلويزيوني هم هميشه دوستدار درام دورهاي بودهاند كه يك قصه قديمي را با حال و هوايي سنتي تعريف ميكنند. قصه كتاب فلورا تامپسون را در دوران نوجواني خوانده بودم و هميشه با شخصيت اصلي آن همذاتپنداري ميكردم. زماني كه وارد حرفه بازيگري شدم، بازي در نقش كاراكتر اصلي اين قصه جذاب يكي از آرزوهاي هميشگيام بود. به همين دليل وقتي بازي در آن به من پيشنهاد شد، بلافاصله اين دعوت را قبول كردم. نميخواستم شانس بازي در اين مجموعه را از دست بدهم. براي من كه سالها با كتاب تامپسن و شخصيتهاي آن زندگي كرده بودم، همراهي با اين پروژه تلويزيوني يكي از جذابترين روزهاي زندگيام بود، براي ايفاي نقش لارا هيچ مشكلي نداشتم و نيازي به راهنماييهاي كارگردان و فيلمنامهنويس نبود. تمام جوانب و زواياي شخصيتي اين شخصيت را ميشناختم و برايم آشنا بود.»
|