ايرج راد در مراسم بزرگداشت زنده ياد «جواد ذوالفقاري» پژوهشگر و كارگردان پيشكسوت تئاتر و تئاتر عروسكي گفت: او همواره زنده است و عروسكها و عروسك گردانها برايش دعا ميكنند.
مراسم يادبود زنده ياد «جواد ذوالفقاري» پژوهشگر و كارگردان تئاتر و تئاتر عروسكي يكشنبه 11 ارديبهشت در باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران با حضور باشكوه و جمع كثيري از هنرمندان و دوستدارانش برگزار شد.
همكاران، دانشجويان و به نوعي همه دوستداران او جمع بودند و هرچند مراسم با تأخير آغاز شد، اما اين تأخير لحظهاي از آن فضاي خاص را نتوانست تسخير كند.
راهروي تاريك منتهي به محل برگزاري را بايد ميگذرانديم، شمعهاي زيادي به ياد استاد روشن بود. از ميان راهي كه به واسطه شمعها روشن بود وارد سالن شديم.
غمي در چهرهها پديدار شده بود كه نميتوان آن را وصف كرد، هر كه از ميان شمعها ميگذشت به عكسي از استاد ميرسيد كه شمعهايي دورهاش كرده بودند، بيدرنگ در مقابل آن ميايستاد، شايد حسرت رفتنش را براي او ميگفت كه چقدر زود ما را ترك گفتي، نميدانم.
صحنهاي كه داراي يك صندلي بود، آنجا بود، عروسكي به آن تكيه داده بود كه به شمعهاي مقابلش بيآنكه حرفي بزند، خيره مانده بود؛ گويا عروسك و عروسكها ديگر رغبتي براي حركت نداشتند. مجري آمد با بغض و چشمهايي كه از ريزش اشك برق ميزد.
*برپايي جشنواره دائمي براي گراميداشت ياد و نام «جواد ذوالفقاري»
فضاي خاص افراد خاص را طلبيده بود، برنامه با اجراي موسيقي توسط عباس تقيآبادي و محسن تقينژاد فضايي ديگر يافت، سپس فريبا رئيسي يكي از مكالمههاي خود با استاد را كه با قلمي شيوا نگارش شده بود، روخواني كرد.
نوبت به پوپك عظيمپور رسيد تا به نمايندگي از حميدرضا اردلان «رئيس مبارك يونيما» پيامي را بخواند. در اين متن اردلان وعده داد تا به صورت دائمي جشنوارهاي با ياد و نام او برگزار شود و به عنوان جايزه ملي به سه نفر هر ساله اهدا شود.
ايرج راد كه گويا خاطرات را مرور ميكرد، به روي صحنه آمد. راد گفت: او را همواره با خنده، آرامش، نگاه معصومانه و دوست داشتن، ديدم.
وي افزود: كمتر اتفاق ميافتد كه همه يك نفر را دوست داشته باشند و كمتر اتفاق ميافتد كه كسي دشمن نداشته باشد. او عاشق تمام كساني بود كه كار عروسكي ميكردند. او يكي از فعالترين اعضاي خانه تئاتر بود، وقتي مجلد شفاهي سفير را اجرا ميكرد واقعاً لذت ميبردم از آن همه صفا و صميميت؛ او همواره زنده است و عروسكها و عروسك گردانها برايش دعا ميكنند.
*همسر دوالفقاري: جواد گفت "از همه تشكر كن، خيلي به همه زحمت دادم "
سپس سعيد اسدي، حامد زحمتكش و بوربور پيامهاي را از جانب دانشگاه و تئاتر مولوي، انجمن تئاتر كودكان و بهروز غريبپور را قرائت كردند.
باز هم پيشكسوتي از تئاتر آمد به نام بهزاد فراهاني و گفت: از دوران جواني او را ميشناسم، او معلم اخلاق و
پايدار بر انديشه و تفكر خود بود و هميشه عاشق عدالت اجتماعي بود، كاروان ما ابرمردها را به چه دليل از دست ميدهد؟
ما عاشق صحنه هستيم و دوست داريم حرف دلمان را به مردم برسانيم.
وي ادامه داد: ذوالفقاري اسطورهاي است از منش و كنشهاي هنرمندانه بود و خواهد ماند، خوشحالم كه در نهايت با شكوه و سرفراز رفت و آرام شد.
در اين مراسم لوح تقديري كه به جواد ذوالفقاري قرار بود در دوران حياتش اهدا شود، به همسر وي تقديم شد.
همسر استاد جواد ذوالفقاري با اشاره به آخرين جمله او قبل از عروجش گفت: جواد گفت از همه تشكر كن، خيلي به همه زحمت دادم.
يكي از بازيگران نمايش «سمك عيار» در آخر گفت: استاد ذوالفقاري از دهه 50 قصد اجراي اين نمايش را داشت كه اين كار فرجام اوست.
|