مستند «تب» آینه تمام نمای جوانان امروز
سه شنبه 3 آبان 1390 - ساعت 22:03

مجموعه مستند تب را احمد درويشعلي‌پور كارگرداني كرده و تهيه‌‌كننده‌ آن علي‌اكبر كريمي است.

 

هموطن آنلاین_ مستند «تب» يكي از شاخص‌ترين مستندهاي شبكه يك سيماست، ولي نه از آن نظر كه بي‌نقص و كامل باشد، بلكه بيشتر از آن‌رو كه به موضوعات مهم و مبتلابه روز مي‌‌پردازد و در تجزيه و تحليل موضوع هم حتي‌الامكان غيرجانبدارانه عمل مي‌كند و سوگيري آشكار ندارد.
اين ويژگي سبب شده مجموعه مستند تلويزيوني تب، برچسب سفارشي و فرمايشي نخورد و بتواند مورد توجه گروه بيشتري از مخاطبان قرار بگيرد. اگرچه اين برنامه يك نمونه مشابه ديگر با نام «شوك» هم دارد، اما بايد ميان اين دو اثر تفاوت مشخصي قائل بود. تب چنان كه از نامش پيداست به موضوعاتي مي‌پردازد كه در جامعه فراگير شده و به مساله‌اي مهم و حياتي در زندگي امروز جامعه ايران بخصوص جوانان تبديل شده است. حال آن‌كه مجموعه مستند شوك به طور كلي دربردارنده هر معضل اجتماعي است كه جامعه امروز به آن مبتلاست. موضوعات انتخابي مستند تب ممكن است با نام معضل اجتماعي شناخته نشوند، اما از آن نظر كه به نياز كاذب يا غيركاذب جوانان تبديل شده‌اند شايان توجه و تامل هستند.
به عنوان نمونه مي‌توان به قسمتي از مجموعه اشاره كرد كه موضوع آن علاقه ‌عجيب جوانان جامعه‌امروز ايران به اسپورت كردن اتومبيل شخصي با هزينه‌هاي گزاف و بعضا باورنكردني بود. همان چيزي كه در زبان عاميانه تب ماشين‌‌بازي گفته مي‌شود. پيداست تا وقتي اين مساله به حقوق ديگر شهروندان صدمه‌اي وارد نكند و از حد تنوع طلبي و اعمال سليقه فراتر نرود، نمي‌توان با عنوان معضل اجتماعي از آن نام برد و مي‌دانيم همه‌ مصاديق اين موضوع هم وجه نامطلوب ندارد و ناهنجاري اجتماعي محسوب نمي‌شود. به هر روي، اين موضوع مهم با وجود جزئي به نظر رسيدن آن كنار ديگر مسائل اجتماعي، توجه سازندگان برنامه را به خود جلب كرده و آنان را به ساخت يك برنامه ‌تلويزيوني براساس اين پرسش كه چرا جوانان به ماشين‌بازي اين همه علاقه‌مندند؟ سوق داده است.
مجموعه مستند تب را احمد درويشعلي‌پور كارگرداني كرده و تهيه‌‌كننده‌ آن علي‌اكبر كريمي است. مجموعه مستند تلويزيوني تب در حال حاضر از شبكه‌‌ يك سيما در حال پخش است.
اين‌كه ما به جاي انگشت گذاشتن روي پديده‌هاي ناهنجاري كه خود معلول عوامل فرهنگي ديگر هستند به سراغ ريشه و علت اصلي برويم و سعي كنيم نگاهي عميق‌تر به مسائل اجتماعي پيرامون خود داشته باشيم، نكته‌اي است كه متاسفانه در بيشتر توليدات تلويزيوني و نيز تحليل‌هاي نظري و اقدامات عملي سياستگذاران فرهنگي مورد غفلت واقع شده و جاي خالي آن بشدت احساس مي‌شود و اين شايد مهم‌ترين ويژگي مثبت مجموعه مستند تب باشد.
ويژگي ديگر، تلاش سازندگان براي بررسي همه‌‌جانبه‌ موضوع است. به عنوان نمونه در همان قسمت مربوط به ماشين‌ ‌بازي مشاهده ‌كرديم هم با جوانان علاقه‌مند به اين مساله مصاحبه مي‌‌شد، هم با روان‌‌شناس اجتماعي، هم روزنامه‌‌نگار و هم سرهنگ راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي. برنامه به ‌طور واضح جانب هيچ‌‌‌كدام را نمي‌‌گرفت و اجازه مي‌‌داد مخاطب خود به نتيجه برسد و پيشداوري كارگردان مانع همراهي او با اثر و تاثير پذيرفتنش از واقعيات استنادي مطرح شده در آن نشود. حتي در پرداخت تصويري خود موضوع هم اين بي‌‌طرفي نسبي مشاهده مي‌‌شد. ما، هم شور و عشق جوان‌‌ها به كم كردن ارتفاع اتومبيل، نصب سيستم صوتي متفاوت يا استفاده از چراغ زنون را مي‌‌ديديم، هم جريمه شدن آنها را به خاطر خارج كردن اتومبيل شخصي از حالت استاندارد. جالب اينجاست كه اين جريمه شدن قانوني، برخلاف روال مرسوم براي مخاطب حالت پيام و اندرز نداشت و به كلي از القاي كليشه‌‌اي عاقبت‌‌انديشي و مكافات عمل و نتايج اخلاقي اينچنيني به دور بود. مخاطب بخوبي مي‌‌توانست با اين جوان‌‌هاي پرشور و اشتياق همراه شود و اين جريمه‌‌ها را بهاي نه‌چندان زياد پرداختن به عشق جواني و هيجان ناشي از آن فرض كند. در عين حال، حرف‌‌هاي مجريان قانون درباره‌‌ علل ممنوعيت اسپورت كردن اتومبيل هم براي او مي‌‌توانست قانع‌‌كننده باشد و غيرقابل رد. اين پيچيدگي معنايي و ابهام در شناخت مسير درست، همان چيزي است كه بايد مورد توجه فيلمساز مستند ـ كه قصد بازنمايي واقعيت را دارد ـ قرار داشته باشد و خوشبختانه در مجموعه مستند تب نيز بخوبي مدنظر قرار گرفته است.
استفاده از تصاوير حرفه‌‌اي، شيك و چشم‌نواز و همچنين بهره‌‌گيري از موسيقي مرتبط با حال و هواي اثر و تصاوير انتخابي، از ديگر مزاياي مجموعه است. پيداست سازندگان براي توليد هر قسمت واقعا وقت گذاشته‌‌ و انرژي صرف كرده‌‌اند. بسادگي مي‌‌شد خيلي از نماهاي مجموعه را ساده‌‌تر گرفت و به قول معروف آب هم از آب تكان نخورد، اما در آن صورت ديگر تفاوت آشكاري ميان اين برنامه و ديگر نمونه‌‌هاي مشابه وجود نداشت و طبعا نمي‌‌شد از مخاطبي كه رابطه‌‌ دوستانه‌اي با مستندهاي اجتماعي تلويزيون ندارد، انتظار تماشاي آن را داشت. تب حتي در تيتراژ پاياني هر قسمت نيز موفق عمل كرده و با نمايش دادن ساده‌‌ نام عوامل روي سياهي، خيال خود را راحت نكرده است.
اما ايراد مشخصي كه مي‌‌توان به مجموعه وارد دانست، استفاده‌‌ ناپخته ‌از تكنيك بازسازي نمايشي در صحنه‌‌هايي است كه ضبط مستند آنها ممكن نبوده است. در برخي صحنه‌‌هاي مجموعه از شخصيت‌‌هاي واقعي خواسته شده كارهايي را كه در موقعيت‌‌هاي واقعي ممكن است انجام دهند مقابل دوربين بازسازي كنند، اما متاسفانه به اين مهم توجه نشده كه بازسازي نمايشي، ارتباط مستقيمي با هنر بازيگري دارد و هر كسي نمي‌‌تواند از عهده‌‌ ايفاي آن برآيد. تدبيري كه معمولا در اين قبيل مواقع اتخاذ مي‌‌شود استفاده از بازيگر حرفه‌‌اي به جاي شخصيت‌‌هاي واقعي است يا مديريت هوشمندانه‌ رفتار اين شخصيت‌‌ها كه در كار فيلمسازي از آن با عنوان بازي‌گرفتن از نابازيگر ياد مي‌‌شود. بي‌توجهي به اين نكته ‌مهم سبب شده صحنه‌‌هاي مورد اشاره بيش از حد ساختگي و تصنعي به نظر برسند و مخاطب نتواند آنها را باور كند. در پرداخت نمايشي برخي از اين بخش‌‌ها حتي به نكات ضروري و اوليه‌‌اي همچون منطق روايت نيز توجه نشده و با چشمپوشي از بازي تصنعي شخص اجراكننده هم نمي‌‌توان توجيهي براي اين صحنه‌‌ها و ديالوگ‌‌هاي رد و بدل شده در آنها پيدا كرد. يك نمونه‌‌ مشخص از اين ساختار نمايشي نادرست، جايي بود كه شخصيت واقعي برنامه ـ كه اتومبيل خود را اسپورت كرده و قصد نمايش دادن آن را در پيست اتومبيلراني داشت ـ در بين راه با اشكال فني مواجه مي‌‌شد و از طريق تماس تلفني با دوست خود درصدد رفع اين مشكل برمي‌‌آمد. او هر چيزي را كه ما بايد از اين صحنه بدانيم در گوشي تلفن همراه به دوست خود مي‌‌گفت و ما به اين نكته توجه مي‌‌كرديم كه اسپورت كردن ماشين چون كار غيراستانداردي است باعث ايجاد نقص فني در اتومبيل و به دنبال آن در راه ماندن و به مقصد نرسيدن مي‌‌شود. اين پرداخت سطحي و پر اشكال در تضاد كامل با رويكرد كلي برنامه درخصوص انتقال غيرمستقيم مفاهيم به مخاطب قرار دارد و از اين نظر نيز به كليت اثر خدشه وارد كرده است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news175951.html