گلستانی که به بی‌نظمی مدیران و مسئولان آراسته شد
مهر , پنجشنبه 12 آبان 1390 - ساعت 10:52

تیاتر در هفته ماضی گلستانی بود که در آن گل‌هایی از مدیر و مسئول جماعت با ساقه بی‌نظمی و بدقولی روئید که دیگر به گلستان شباهتی ندارد و شاید بتواند به زودی واژه گل را از آن مجزا کرد.

 

هموطن آنلاین - در تیاتر ایران یکی می‌بافد، یکی می‌دوزد و یکی می‌پوشد. اما نکته‌ جالب اینجاست که این سه عمل را تنها یک جماعت و آن هم جماعت تیاتری به فعل درمی‌آورند. در این میان جماعت تیاتری تنها می‌بینند و کاری از دست‌شان بر نمی‌آید. نمونه آن جوان تیاتری که روزی دل به سخن مدیرانی بست که به او وعده‌ یاری دادند و قول دادند او را و بیماریش را تا به دیار غربت رود و در آنجا به این درک نائل آید که مدیران ما پیرو مسلک سخنرانی‌اند و بس.
تحمل درد بیماری در وطن بهتر از آن است که در غربت نیز غربتیان تو را به انگشت اشاره به یکدیگر نشان دهند و داغ بی‌مهری و خلف وعده مدیران و مسئولان هنری‌ات را مدام نشانت دهند و دل بسوزانند برایت. آن وقت این مدیران و مسئولان که تا یک فتوگرافچی یا وقایع‌نگار را می‌بینند داعیه حمایت و حامی‌بودن را یدک می‌کشند، می‌نشینند و بهانه می‌آورند که نداریم و چه کنیم و یاری‌مان کنید و ...
این یک نمونه از خروار شاهکارهای مدیر جماعت است در تیاتر ایران که این روزها بر سر زبان‌ها جاری است. از سوی دیگر، مدیری دیگر داعیه رشد و توسعه‌ فضاهای تیاتری را یدک می‌کشد و دست آخر با بستن بست چند سازه‌ فلزی به یکدیگر و رفت و روب کردن یک پارکینگ، مدعی است که فضایی دیگر بر تیاتر ایران افزود.
اما نه آن مدیر تیاتری و نه آن جماعت بی‌خبر و بلاتکلیف تیاتری که دل به این ادعا بسته‌اند، نمی‌دانند که مخاطب را نیاز به آرامش است تا توان تماشای یک اثر در او بیشتر و بیشتر شود. نه اینکه در سرما و زیر باران به خود بلرزد و بپیچد تا هنر تیاتر ایران زمین به خود ببالد که در زیر باران و سرما نیز مخاطب بخت برگشته را به میان داربست‌های خود کشانده و برگ زرین دیگری را به کارنامه‌ مدیریت خود بیافزاید.
آخر یکی نیست به این مدیر جماعت و جماعت بلاتکلیف تیاتری بگوید که اگر قرار است کاری برای تیاتر بکنید چرا مخاطب تیاتری را به مخاطره می‌اندازید و کار طبیبان و عطاران را در فصل بارش و سرما سکه می‌کنید. گناه مخاطب چیست که قربانی غرور و خودخواهی شما شود تا شما بدون در نظر گرفتن راحتی او تنها به فکر خود و شهرت مدیریت و تیاتری بودن خود باشید و بس.
اینها همه گل‌هایی از گلستان مدیر جماعت است که به تیاتر ایران و گلستانش رنگ و بویی دیگر داده است. خدا را شاکریم که گل‌های این مدیران سر از گلستان سعدی شیرین سخن در نیاورد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news176460.html