استاد محمدرضا شجریان و حسین علیزاده طی گزارشی از آخرین فعالیتهای خود درخصوص ساخت «باغ هنر» در بم خبر دادند.
«موسسه دل آواز» پنجشنبه گذشته محلی بود که شجریان و علیزاده و همچنین بهار مشیری (دختر فریدون - مشیری) و همسر ایشان فرداد خواجه نصیری در آنجا گرد آمدند تا به سوالات چند خبرنگار درباره مراحل انجام کارهای مربوط به تولید و توزیع نوار و سیدی کنسرت سال گذشته و ساخت باغ هنر در بم پاسخ بدهند.
در آغاز شجریان گفت پس از اجرای کنسرت در سالن وزارت کشور که سال گذشته پس از فاجعه زلزله بم برگزار کردیم قرار شد نوار ضبط شده کنسرت طی یک ماه به دست ما برسد؛ اما به علت اختلافات پیش آمده بیش از 8 ماه طول کشید تا این نوارها تحویل شد و بالاخره بعد از روزها و هفتهها کار مداوم برای تدوین و آمادهسازی آن در آذرماه امسال آماده شد و قرار است که در اول دی ماه توزیع شود.
شجریان درباره محتوای این اثر افزود: در آغاز با نوشتن «همنوا با بم» (که من مینویسم) کار آغاز میشود و علاوه بر اصل اجرای کنسرت، از تمرینها، پشت صحنه، عوامل فنی، مصاحبه با مردم در فواصل بین برنامهها و ... فیلمبرداری شده و در این نوار آمده است. وی گفت کنسرت همنوا با بم به صورت VHS، CD و DVD ارائه میشود و امیدوارم اینبار حداقل به خاطر کمک به مردم زلزلهزده بم تقلبی صورت نگیرد و نوارها را به صورت کپی نفروشند.
حسین علیزاده در ادامه ضمن اشاره به نقش والای موسیقی در رخدادهای اجتماعی در مورد ویژگیهای این کنسرت گفت: یکی از نکاتی که در برنامههای ما وجود دارد این است که اشعار طوری انتخاب میشوند که تاریخ مصرف نداشته باشند. قطعات اجرا شده در کنسرت همنوا با بم اگر چه مستقیما، به این فاجعه مربوط نبود؛ اما بیارتباط هم نمیتواند باشد.
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که فاجعه زلزله چه اثراتی بر نحوه اجرای کنسرت و ویژگیهای آن داشته گفت: من هنگام وقوع زلزله در کرمانشاه بودم و وقتی این خبر را شنیدم با تمام وجود تحت تاثیر قرار گرفتم و به نظرم یک سکوت مطلق همه جا را فراگرفته بود. در آن زمان یک احساس عمومی و مشترک همه مردم ایران را تسخیر کرده بود. آن بغضی که در گلوی من بود در همه وجود داشت. طبیعتا این احساس نوعی همدردی و نزدیکی بین تک تک مردم به وجود میآورد و این موضوع در اجرای کنسرت ما هم تاثیرات خودش را داشت. ما در این اجرا خیلی هماهنگتراز همیشه و با دلهای نزدیکتری به اجرا پرداختیم. شاید گریههایمان را توانستیم پنهان کنیم؛ اما احساساتمان را با ابزارهای مشترکی (ساز) که داشتیم به خوبی بیان کردیم.
مهندس فرداد خواجه نصیری که به همراه همسرش بهار مشیری مسئولیت ساختوساز پروژه بزرگ باغ هنر را برعهده دارد در این مورد گفت: ما هم ساز خودمان را در دست گرفتیم. وی ضمن گزارشی از مقدمات ساخت این پروژه و حجم خاک برداریها، تهیه نقشه و یاری گرفتن از دیگر مهندسان و متخصصانی که در این پروژه همکاری دارند، نکات و ظرایفی که در معماری این بنا باتوجه به خصوصیات فرهنگی آن دیار کویری در نظر گرفته شده صحبت کرد.
خواجه نصیری مبلغ 2/2 میلیارد تومان را رقم تخمینی برای تکمیل این بنا عنوان کرد و گفت اگر این مبلغ به موقع تهیه شود باغ هنر در عرض 3 یا 4 سال به اتمام میرسد؛ اما استاد شجریان در بخشی از صحبتهایش قبلا گفته بود که کمتر از یک ششم این مبلغ تاکنون جمعآوری شده است.
بهار مشیری که نمیتوانست فوران احساسات خود را ضمن صحبت کردن درباره بم پنهان کند گفت: زیستن آدمها با شرکت در چنین فعالیتهای انسانی معنا پیدا میکند. دوستی مشترک بین پدرم با استاد شجریان موقعیتی بود تا من هم در این دوستی سهیم باشم و در این کار خیر و انسانی استاد شرکت کنم. خانم مشیری قسمتی از نقشههای باغ هنر را ارائه داد و مقرر شد برای تهیه گزارش جامعتری از این پروژه در دفتر مهندس بقیه موارد گزارش شود.
در پایان این جلسه در مورد نحوه اداره و مدیریت «باغ هنر» پس از اتمام کارهای ساختوساز سوال شد که باتوجه به پاسخهای ارائه شده مشخص گردید که هنوز برنامه مدون و طرح دقیق و حساب شدهای برای این موضوع در دست نیست. استاد شجریان ابتدا در اینباره گفت: ما این باغ هنر را به آموزش و پرورش و اداره ارشاد میسپاریم و البته دو سوئیت در طراحی این باغ در نظر گرفته شده که در حدود 8 تا 10 نفر بتوانند در آنجا استقرار داشته باشند و این سوئیتها برای پذیرایی از مربیان و استادانی است که از تهران یا جاهای دیگر برای تدریس به آنجا میروند ...
شجریان در پایان صحبتهایش در این زمینه تصریح کرد که ممکن است اداره آنجا به خانه موسیقی واگذار شود ولی بهطور قطع هنوز نمیتوان در اینباره نظر داد و مستلزم گذشت زمان و توجه به نیازهای مردم آن شهر است؛ اما مهم این است که تا پایان کار ما هستیم.
در ادامه حسین علیزاده با طرح مبحثی کلی درخصوص لزوم توجه به شهرستانهای محروم و تمرکززدایی به ضعف برنامهریزی کلان در کشور اشاره کرد و گفت ما حتما نباید منتظر زلزله باشیم تا پس از آن یک مکان فرهنگی بسازیم! همین عدم برنامهریزیها موجب میشود تا ما هویت خودمان را یواش یواش از دست بدهیم. شهرستانیها به تهران نگاه میکنند و الگوی تهرانیها هم جای دیگری است. علیزاده ضمن تاکید بر نقش مدیریت گفت ما میتوانیم یک چادر کنار خیابان بزنیم و با مدیریت خوب یک کتابخانه بسیار خوب درست کنیم اما در مقابل ممکن است یک قصر عظیم داشته باشیم ولی با سوء مدیریت یک مخروبه تحویل دهیم. وی در ادامه تلویحا به موضوع اداره باغ هنر در آینده اشاره کرد و گفت: به نظر من خانه موسیقی به عنوان یک بازوی ارشاد من نمیپسندم. خانه موسیقی مستقل و خانهای که نیاز هنر در ارتباط با مسائل اجتماعی را در نظر بگیرد و از بهترین متخصصان استفاده کند میتواند اداره این باغ هنر را در عهده بگیرد و با برنامهریزیهای کلان خود به اهداف عالی مورد نظر در طراحی اولیه این مکان فرهنگی برسد. ولی اگر قرار باشد در دست ارشاد باشد متاسفانه دچار همان پیچیدگیهای اداری و بورکراتیک و کاغذبازی و ... میشود.
حسین علیزاده در خاتمه گفت این «باغ هنر» در حقیقت یک باغ عشق است، باغ امید است. این مکان محل کاشتن یک گل است که میخواهد گلستان شود این باغ امید مردم بم را در اختلافات اداری به یاس و ناامیدی مبدل نکنند. من فکر میکنم این «باغ هنر» اگر به بخش خصوصی واگذار شود خیلی بهتر خواهد بود.
استادشجریان در پاسخ به این سوال که چه برنامهای برای آینده دارید گفت: در اواخر بهمن ماه دو برنامه در کانادا و آمریکا داریم که در حال حاضر مشغول تمرین قطعات جدید آن هستیم.
او به این پرسش که: با توجه به اینکه قبلا گفته بودید دیگر در ایران کنسرت نمیدهم آیا در آینده به همان تصمیم خود هستید یا نه گفت: پس از فاجعه بم از تصمیم خود برگشتم و با توجه به وقت کمی که داشتیم دو غزل را که نسبتا با برنامه سنخیت داشت انتخاب کردم و آن کنسرت را اجرا کردیم. اما بعد از اینکه از سفر برگشتیم ممکن است در چند شهر به اجرای کنسرت بپردازیم.
در این جلسه استاد درباره زندهیاد ایرج بسطامی و اولین روز آشناییاش با آن مرحوم، همکاریهای صمیمانه شورای شهر و شهرداری بم در اجرای پروژه باغ هنر و دیگر موارد صحبت کردند.
همچنین حسین علیزاده، مهندس خواجه نصیری و بهار مشیری در مورد ویژگیهای فرهنگی شهر بم و ... سخنانی ایراد کردند که در آینده گزارش مفصل آن را تقدیم خوانندگان گرامی خواهیم کرد.
|