هموطن آنلاین _ مصطفي سرخيل- موضع گیریهای اخیر غرب نسبت به سیاست بومی سازی دانش هسته ای و استفاده صلح آمیز ایران از آن، درصدر اخبار و مسائل مهمی است که از ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی و... موردتوجه افکار عمومی بین المللی قرار گرفته است. تاجاییکه تحلیلگران و ناظران سیاسی واقتصادی بحثهای اخیر نوسان قیمت ارز و سکه را نیز به نوعی تحت تاثیر این موضوع می دانند. اکنون این سئوال مطرح می شود که در این برهه زمانی دستگاه سیاست خارجی باید به چه گزینه هایی برای مقابله با موج جدید ایران هراسی اهمیت بیشتری دهد؟

درپاسخ باید گفت از میان ابزارهای مختلف نظیر مذاکره ، بکارگیری دیپلماسی رسمی ، افزایش تعاملات با کارشناسان و بازرسان آژانس انرژی هسته ای جهت رفع ابهامات و شبهه افکنی ها ، بهره گیری از فضای رقابتی چین و روسیه با غرب و... ، گزینه دیپلماسی رسانه ای از جایگاه ویژه ای برخوردار است. چراکه در این گزینه برقراری ارتباط با افکار عمومی و تنویر مخاطبین مدنظراست .

درحقیقت دیپلماسی رسانه ای بخشی از دیپلماسی عمومی بشمار می رود که بهره گیری از آن به عنوان عاملی اساسی در شکل دهی و سمت دهی افکار عمومی می تواند در جهت تسهیل و اثرگذاری مثبت بر دیپلماسی رسمی کشورها مورد توجه تصمیم سازان سیاست خارجی قرار گیرد.

توضیح بیشتر آنکه دیپلماسی عمومی و رسمی در عرصه سياست خارجي، دو مفهوم مستقل ولي به شدت مرتبط با هم هستند . بطوریکه در متون مربوط به سياست بين المللي معمولا وقتي سخن از سياست خارجي به ميان مي‌‌آيد، در کنار ابزارهاي نظامي، اقتصادي وديپلماتيک، فصلي خاص نيز به ابزارهاي فرهنگي و ارتباطاتي اختصاص داده مي‌‌شود و بازیگران بین المللی با شیوه های مختلف تلاش می کنند تا مردم جهان را با خود همراه کنند. کارشناسان مسائل بین الملل بر این عقیده اند که دنیای امروز به ناچار با جنگ نرم و به کار گیری روش هایی که می تواند ذهنیت ها را تغییر دهد مواجه است .بنا براین در صحنه های مختلف تا زمانی که افکار عمومی آماده نشود ، برنامه ها تحقق نمی یابد و لذا حجم وسیعی از اهداف خود را در بخش دیپلماسی عمومی و از طریق مراکز علمی ، سازمانها و موسسات غیر دولتی ، شخصیتهای برجسته فکری ، هنرمندان و ورزشکاران پیگیری می نمایند .

دراین رابطه باید افزود یکی ازاهداف اصلی دستگاه سیاست خارجی نظام در طول سه دهه گذشته برقراری تعامل با ملل و جوامع مختلف بوده است که البته این موضوع هم به دلیل ماهیت مردمی انقلاب اسلامی بوده و هم به دلیل مبانی دینی واهتمام مسئولین نظام به نقش و جایگاه افراد جامعه در شکل دهی سیاست خارجی می باشد.

اهمیت دیپلماسی رسانه‌ای به ویژه در حوزه کشورهایی که روابط رسمی و دیپلماتیک موثر به دلایل مختلف نظیر نفوذ شدید لابی های غربی و... وجود ندارد و یا از کارایی چندانی دراین شرایط برخوردار نیست بسیار حائز اهمیت است. به بیان دیگر در شرایط فعلی یکی از ابزارهای مهم در مقابله با هجمه تبلیغاتی و سیاسی غرب ، بهره گیری مضاعف از دیپلماسی‌ رسانه‌ای نظیر افزایش مصاحبه‌های مسئولان با تحلیلگران ، خبرنگاران ، روزنامه‌نگاران شبکه‌های رادیویی - تلویزیونی ، خبرگزاری‌ها ، روزنامه‌ها و پایگا‌ه‌های خبری اینترنتی خواهد بود.

اهمیت این موضوع زمانی آشکار می شود که غرب تلاش می کند جریان دیپلماسی رسانه‌ای فعلی را درحالت یکطرفه و نامتوازن حفظ نماید و با استفاده از پیشرفتهای تکنیکی و کارحرفه‌ای درحوزه دیپلماسی رسانه ای مانع تحقق این سیاست شود. نمونه بارز این مطلب را می توان در سیاست اخیر انگلیس مبنی بر ممنوعیت پخش شبکه بین المللیpress tv در آن کشورمشاهده نمود که طی آن دولتمردان انگلیسی که خود را مدعیان آزادی و دمکراسی قلمداد می کنند به صراحت مانع پخش برنامه های این شبکه شده اند.

این درحالیست که غرب به دنبال ایجاد یک نوع تصویرسازی منفی و اجماع بین المللی علیه ایران بوده است تا درخلال آن بتواند اهداف خود را در مجامع و سازمانهای بین المللی پیش برد. در واقع رسانه های غربی تلاش می کنند با مترادف دانستن اصطلاحاتی از قبیل انرژی هسته ای، فیزیك هسته ای یا هر چیزی كه مرتبط با تكنولوژی هسته ای باشد با واژگانی نظیر بمب، انفجار، جنگ، فاجعه، زباله های هسته ای، آلودگی و... ، افکار عمومی را نسبت به سیاست صلح آمیز هسته ای ایران حساس نمایند.درحالیکه فیزیك هسته ای بیشتر از آنچه تصور شود می تواند در خدمت بشر قرار گیرد و به جرأت می توان گفت زیان های انرژی هسته ای در مقابل فواید آن نظیر استفاده از انرژی هسته ای در نیروگاه های مولد انرژی، تشخیص و معالجه بیماری ها، حل مشكل تغذیه به راحتی قابل چشم پوشی است.

از سوی دیگر مطالعه تاریخچه پیدایش دانش هسته ای نشان می دهد كه آمریكا تنها استفاده كننده غیر بشری از تكنولوژی مذكور بوده است. بعلاوه رژیم اسرائیل نه تنها به پیمان منع و تکثیر سلاح هسته ای نپیوسته است بلکه به صراحت صحبت از تهدید کشورها و برخورداری از سلاح اتمی در خاورمیانه می نماید و مهمترین عامل بقای خود را در تولید سلاح هسته‌ای می‌داند .

در توضیح سیاست خصمانه غرب نسبت به پیشگامی ایران در استفاده از دانش بومی هسته ای باید گفت در نظام قدرتی که غرب به دنبال اجرای آن در خاورمیانه است ، جریان موازنه قدرت باید به سود رژیم صهیونیستی باشد، لذا هر کشوری که توانایی تغییر این قاعده بازی را داشته باشد، تهدید به شمار می‌رود.
با این چشم انداز طبیعی است که بومی سازی دانش هسته‌ای ایران برای غرب و رژیم صهیونیستی یک تهدید محسوب می شود و آمریکا و رژیم اسرائیل به هر طریق ممکن به دنبال عدم تحقق آن خواهند بود .بویژه آنکه ایران بعنوان سمبل و نمادی از مقاومت در برابر انحصارطلبی نظام حاکم تبدیل شده است.

به هر تقدیر باید گفت که تبیین ماهیت سیاستهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران و عوارض و نتایج احتمالی آن نظیر تلاش برای ایجاد برتری رژیم صهیونیستی توسط غرب درمنطقه از طریق بهره گیری مضاعف دیپلماسی رسانه ای درشرایط کنونی بسیار مهم می باشد . بویژه آنکه افکارعمومی منطقه تجربه خوشی از حضور نامبارک رژیم صهیونیستی و برنامه های تجاوزکارانه اش نداشته است و تبیین این موضوع از طریق دیپلماسی رسانه ای می تواند اثرات زیادی نسبت به تحریک اذهان عمومی به طرحها و برنامه های غرب در منطقه ایفا نماید.