هموطن آنلاین_ فاطمه سجادی _ سریال "فراموشی" به دلیل انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی در دل یک درام اجتماعی با استفاده از رگههایی شوخی و خنده توانست یکی از مجموعههای مناسب نوروزی باشد.
اگر به فرموده امام خمینی(ره) تلویزیون را یک دانشگاه قلمداد کنیم و کماکان قبول داشته باشیم، رسانه ملی جدا از پرکردن اوقات فراغت و سرگرم کردن مخاطبش وظایفی دیگر هم دارد به این نکته میرسیم که گاه انتقال مفاهیم اخلاقی، دینی و اجتماعی از طریق پر مخاطبترین رسانه یعنی تلویزیون میتواند موثرترین شیوه آموزشی باشد.
مسلماً اعجازی که در هنر نمایش وجود دارد و تاثیری که درام میتواند روی بینندهاش بگذارد، بیش از هر نطق، سخنرانی و حتی کتابی تاثیرگذارتر است، چرا که نمایش این فرصت را برای مخاطبش ایجاد میکند تا او با سیر در دل اتفاق و ماجرا، خود را جای یکی از شخصیتهای قصه قرار دهد، با او همذات پنداری کند، تجارب او را برای خود کند، خود را در دل ماجرا ببیند و از نتیجه اتفاق رخ داده پند بگیرد.
سریال "فراموشی" که در تعطیلات نوروزی امسال از شبکه تهران پخش شد، اثری موفق در انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی محسوب میشود. نقطهای که در تیررس این سریال قرار گرفته بود و با ظرافت خاصی مورد بررسی قرار گرفت؛ کوچکترین جامعه یعنی خانواده بود. در خصوص اهمیت و جایگاه موثر خانواده در دین مبین اسلام سفارش بسیار شده است، چرا که بزرگان دینی و مذهبی خوب میدانستهاند که شخصیت هر فرد و آینده او در این جامعه کوچک شکل میگیرد تا به اجتماعی بزرگتر کوچ کند.
اگر چه در سالهای اخیر خانواده در مجموعههای مختلف تلویزیون با مضامین مختلف به بوته نقد و بررسی کشیده شده است، اما سریال "فراموشی" در روزگاری که خیلی از آثار ما در پی تنها سرگرم شدن مخاطبانشان از طریق خنده و حتی گریه هستند (و البته آن هم به جای خود لازم و نیکوست)
سریال "فراموشی" بیش از هر چیز بر پایه پرداخت به یک موضوع اجتماعی– اخلاقی شکل میگیرد، گاه تماشاگر را میخنداند، گاه به فکر فرو میبرد، گاه از او سئوال میکند، گاه برای سئوال او جواب دارد و گاه ...
شاید در نگاه اول اینگونه قلمداد شود که سریال فراموشی بر پایه دروغ شکل گرفته است. دروغ فرزندان یک پدر که هر کدام بر خلاف واقعیت از حقیقت روزگارشان برای او گفته اند و شاید آنها برای دلخوشی پدر از وضعیتشان هربار بر این دروغ کوچک دامن زدهاند و ...
نکتهای که در این سریال بیش از دروغ بزرگ فرزندان که خود جای بحث بسیار دارد، مورد توجه است، واکنش پدر پس از اطلاع از واقعیت است. بیش از اینکه در این مقال به واکنش پدر (به عنوان راس هرم یک خانواده) از اشتباه فرزندانش بپردازیم باید این نکته را یاد آور شویم که جمال، جمشید و گلی فزرندان حاج محمود اربابی که شاید متهمان این پرونده هستند، هرگز سیاه دیده نمیشوند، آنها انسانهایی هستند ،عادی ومعمولی از همین جامعه اطراف ما که با یک دروغ کوچک آغاز کرده اند و با کتمان حقیقت امروز در تلهای گیر افتادهاند که با هر بار دست و پا زدن بیشتر فرو میروند اما ...
مسئلهای که در این زمان بیش از هر چیز به چشم میخورد، این است که فزرندانمان به رغم با تلاقی که در آن اسیر هستند، عاشق پدر هستند، او را قبول دارند. در هیچ یک از لحظات این سریال از آنها بیاحترامی نمیبینم ،آنها نادانسته در کتمان حقیقت خوشحالی پدر را جستجو میکنند و مسیری را از روی جهل به اشتباده میروند که خود از پایانش خبر ندارند.
شاید خیلی از کارشناسان و اهالی فن واکنش پدر را در مقابل رفتار فرزندان دور از واقیعت بدانند، اما جدا از نگاه ایدهآل سازندگان این سریال باید به این نکته اذعان کرد که پدر در چه زمانی مصم به بخشیدن فرزندانش است.
پدر بیش از اینکه فرزندان را در این امر مقصر بدانند از خود به عنوان یک انسان فراموشکار یاد میکند و خود را بابت رفتارش با فرزندان مورد نکوهش قرار میدهد، او معتقد است رفتارنادرست من با شما عاملی است که امروز شما نتوانید حقیقت زندگی تان را برای من بازگو کنید.
در واقع این شیوه تنبیه پدرانه فرصتی را ایجاد میکند تا فزرندان بیش از پیش به رفتار خود بیاندیشند، در واقع از برهان خلف برای مسئلهای که شاید هر کسی یک جواب دیگری برای آن داشته باشد از سوی حاج محمود اربابی جواب میدهد. نکته بسیار اخلاقی و قابلت بحث در این سریال که از سوی کارگردان بسیار متفکرانه به کار گرفته شدهاست، این است که پدر هرگز به دنبال شرمنده کردن فرزندانش نیست، او پس از اطلاع واقعیت زندگی هر یک از از فرزندان بیش از سرزنش کردن آنها خود خوری میکند و هرگز به دنبال خجالت دادن فرزندانشان نیست.
او بیشتر برای حل مشکل آمده تا برای ایجاد مشکل، موی سپید پدر در طول سالها زندگی و کسب تجربه به او آموخته که کسب نان حلال چه جایگاهی میتواند در زندگی فرزندان داشته باشد، به همین دلیل از آنها میخواهد که در ادامه زندگی شان تنها با درستی، صداقت و کسب نان حلال بیاندیشند.
پدر در جایی میگوید، شما سرسفره من بزرگ شدهاید، نان حلال خوردهاید. پس نمیتوانید از باطنی ناپاک برخوردار باشید پس بیایید تا مسیری را که مدتی به اشتباه در آن قدم گذاشته اید را بازگردید و به صراط مستقیم بروید.
اگر چه باز میتوان نوع برخورد پدر با داماش (همسرگلی) را دور از واقعیت دانست، اما اغراق یکی از خواص هنر نمایش است چه اشکال دارد گاه برای انتقال یک مفهوم مهم انسانی ما ایدهآلترین شکل ممکن را ارائه دهیم. در جایی که داماد از ضرر و زیان مالیاش خبر میدهد، حاج مجمود اربابی میگوید تو تکلیف خود را با قانون معلوم کن و بیا با سرمایه من دست به کاری بزن که بتوانی با آن نان حلال سر سفره زن و بچهات ببری.
نانی که فرزندان حاج محمود را اگر چه به راه ناراست رفتهاند. امروز باز میگرداند شادی و نشاط را دوباره به آنها هدیه میکند.
سریال "فراموشی" با تعریف درستی که از روابط اعضای یک خانواده دارد و مقام منزلتش که از یک پدر ایرانی به نمایش میگذارد، به دنبال واقعیتی است که در آن هر انسانی را جایز الخطا میداند.
محبت محسوس میان اعضای خانواده اربابی از پدر گرفته تا فرزندان، عدم احساس خوب فرزندان از کردارشان و نمود پیشمانی در چهره آنها و ..... نشان از آن دارد که فطرت و خلق و خوی انسانی در این قصه توسط نویسندگان به خوبی لحاظ شده است. به سریال "فراموشی" به خاطر انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی در دل یک درام اجتماعی با استفاده از رگههای شوخی و خنده به عنوان یک کاتالیزور نمایش باید نمره قبولی داد، چرا که توانست آنچه مد نظر کند.
|