ماوراء در سريال‌هاي ماه رمضان; مي خواهم باورت كنم
شنبه 31 تير 1391 - ساعت 19:15

نخستين و بديهي‌ترين چيزي كه پيش‌فرض توليد چنين آثاري است، باورپذيري و مجاب‌‌كنندگي مخاطب است و تجربه نشان داده به دليل همان نقص و كمبود سخت‌افزاري، سازندگان چنين آثاري در همين گام نخست، اغلب ناموفق بوده‌اند.

 

هموطن آنلاین - در سال‌هاي اخير، روند توليد مجموعه‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني كه سعي در نشان دادن امور متافيزيك و ماوراءالطبيعه دارند، روند رو به رشدي داشته است؛ روندي كه البته در مناسبت‌ها و مقاطع زماني مشخص، پررنگ‌تر مي‌شود و از تمايل سازندگان چنين آثاري به دعوت مخاطب به شكلي از معنويت و توجه روحاني و عرفاني و حتي مذهبي متناسب با حال و هواي آن مقاطع زماني خبر مي‌دهد.
در اين آثار براي مثال، شاهد حضور عيني و جسماني شيطان بوده‌ايم، روح را منفك از تن و به شكل مجرد در حال طي‌الارض و گذر از تنگناهاي مادي ديده‌ايم، با تحقق روياهاي صادقه مواجه شده‌ايم، بهشت و دوزخ را در همين دنيا تجربه كرده‌ايم و صحنه كشمكش بين خير و شر و نور و ظلمت در شكل مثالي و اسطوره‌ايش را كه در آموزه‌ها و تعاليم ديني، قلب انسان و درون او معرفي شده، بر پهنه خاك تجربه كرده‌ايم.
چنين تصاوير و شيوه‌هايي كه ما بتازگي شروع به آزمودنش در فيلم‌ها و سريال‌ها كرده‌ايم، سابقه‌اي بس ديرينه و همزمان با عمر سينما دارد و نمونه‌هايي از آنها هم در زمره بهترين‌هاي آن تاريخ است اما بگذاريد كمي دقيق‌تر شويم و موضوعي چنين حساس و ملتهب را كمي ريشه‌اي‌تر بررسي كنيم.
آثاري از اين دست بجز استثناهايي معدود، به سينماي آمريكا مربوط است. از منظر ژانر شناسي، چنين آثاري را به طور كلي مي‌توان در محدوده ژانرهاي وحشت‌زا و علمي ـ تخيلي دسته‌بندي كرد كه همواره سينماي آمريكا در آنها پيشرو بوده و سينماي اروپا و ديگر كشورهاي صاحب صنعت فيلم، كمتر تمايلي به آزمودن اين دو گونه داشته‌اند.
در اينجا از دلايل ايدئولوژيك، سياسي و اجتماعي چنين موضوعي ـ كه بحث درباره‌اش مهلتي فراتر مي‌طلبد ـ مي‌گذريم و تنها به يك نكته كه براي ما مهم‌تر است، مي‌پردازيم.
آن دو ژانر، از ميان همه ژانرهاي سينمايي، بيشترين وابستگي را به صنعت فيلم و تكنولوژي سينما دارند. حوزه‌اي كه سينماي آمريكا همواره در آن پيشتاز بوده و به تبع آن توانمندي و امكانات، بيشترين توليدات را در آن عرصه داشته است.
رفتن سراغ چنين حيطه‌هايي، گذشته از مباحث مضموني و عقيدتي، نيازمند درجاتي از توانمندي تكنيكي و سخت‌افزاري است كه بيش از هر كشوري در اختيار سينماي آمريكاست و در درجات پايين‌تر بعضي كشورهاي آسياي شرقي و البته اروپايي، در سال‌هاي اخير به آن دست يافته‌اند.
سوال اين است كه تهيه‌كنندگان و كارگردان‌هاي ما در حال حاضر تا چه حد به چنين امكاناتي مجهز هستند تا حداقل به لحاظ سخت‌افزاري با اعتماد به نفس چنين داستان‌ها و مضمون‌هايي را برگزينند و سعي در به تصوير كشيدنشان داشته باشند؟ پاسخ اين پرسش مشخص است و مهم‌ترين دليلش كيفيت محصولات وطني است كه پا در چنين حيطه‌هايي گذاشته‌اند.
هركسي مي‌داند مضاميني چنين حساس با اندكي اهمال و سهل‌انگاري، قابليت غلتيدن به ورطه ابتذال و تبديل به كمدي ناخواسته را دارد و اين اتفاقي است كه در بعضي موارد در آثاري از اين دست شاهدش بوده‌ايم.
نخستين و بديهي‌ترين چيزي كه پيش‌فرض توليد چنين آثاري است، باورپذيري و مجاب‌‌كنندگي مخاطب است و تجربه نشان داده به دليل همان نقص و كمبود سخت‌افزاري، سازندگان چنين آثاري در همين گام نخست، اغلب ناموفق بوده‌اند.
در شرايطي كه يافتن يك مجموعه نمايشي كه در روايت يك داستان سرراست و بي‌لكنت و روان درست عمل كند و كار را به ملال و نابلدي نكشاند، كاري است دشوار و پاگذاشتن در چنين حيطه‌هايي دقت و محاسبه‌اي دوچندان مي‌طلبد.
اما اصرار در روايت چنين داستان‌هايي در عين كمبودها و نابسندگي‌ها در مناسبت‌هاي خاص، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه چرا گمان مي‌كنيم براي درميان گذاشتن يك مفهوم معنوي، عرفاني يا ديني با مخاطب به چنين شيوه‌هايي نياز است؟ از آثار وحشت‌زا و علمي ‌ـ تخيلي كه حوزه چنين آثاري هستند ياد كرديم. پس لازم است بگوييم در بهترين نمونه‌هاي چنين آثاري، آنچه اصل و غايت اثر به حساب مي‌آيد، سرگرم ‌كردن مخاطب و دعوت او به تماشاي يك داستان جذاب و باورپذير است و از رهگذر چنين مسيري است كه اگر پيام و نكته و مفهومي هم هست، خودبه‌خود منتقل مي‌شود اما براي ما در وهله نخست، دادن پيام اولويت اصلي است و داستان و روايت در مرتبه بعدي اهميت قرار دارد. يكي از دلايلش هم همان كمبودها و ضعف‌هاي تكنيكي و فني است كه جزء‌لاينفك فرم و سبك يك اثر هنري هستند و در غياب آنها طبعا حاصل كار، چيز دندان گيري نخواهد بود اما گذشته از همه اينها، آنچه نيازمند توجه و دقت بيشتر است، اعتقادها و بافت فرهنگي و عقيدتي جامعه ماست. در نهايت اين كه بسيار بايد مراقب بود تا در فضاي فعلي جامعه، كه به اذعان خود تلويزيون و برنامه‌هاي متعددش، بازار عرفان‌هاي تقلبي داغ است و جستجوي جوان‌هاي جوياي حقيقت در مواردي ختم به گمراهي و خسران مي‌شود، چنين مجموعه‌هايي در دامن زدن به چنين شرايطي سهيم نباشند و كاركردي معكوس نداشته باشند. همه آن چيزهايي را كه سازندگان چنين آثاري در پي تذكر و القايش هستند با نرم‌ترين و غيرمستقيم‌ترين شيوه ها، كه موثرترين آنهاست، مي‌توان بيان كرد. آنچه لازم است، تنها آگاهي از ذات و ماهيت داستان‌گويي و تسلط بر ابزارها و روش‌هاي آن است. بپذيريم براي پا گذاشتن در حيطه آثار مورد بحث اندكي زود است و تعجيل و شتاب مي‌تواند مخرب و زيانبار باشد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news187910.html