هموطن آنلاین - در اين مراسم كه صبح امروز (چهارشنبه، 18 مردادماه) برگزار شد، فيروز زنوزي جلالي در سخناني گفت: 48 ساعت است روح سرگردان محمود گلابدرهاي آرام گرفته است. او نويسندهاي پركار و جدي بود كه براي 70 ميليون مخاطب ايراني نوشت؛ اما در تنهايي جان سپرد و اين موضوع تكاندهنده است. البته بنياد ادبيات داستاني در دوران بيماري اين نويسنده هزينههاي درمان او را پرداخت و به او رسيدگي كرد. اما ضرورت دارد اين توجه در دوران حيات نويسنده صورت پذيرد.
اين نويسنده در ادامه از كتابهاي «لحظههاي انقلاب»، «منير»، «پر كاه» و «صحراي سرد» به عنوان آثار مهم اين نويسنده ياد و تأكيد كرد: محمود گلابدرهاي نثري برنده و خاص داشت و هرچند عصبيت در كارش بود؛ اما همواره نثر و زباني برنده و انتقادي داشت. محمود گلابدرهاي اهل مماشات و مصلحتبازي نبود و از اين نظر، زندگياش به آل احمد شباهت داشت. او نويسندهاي خاص بود.
در ادامه اين مراسم، محمدرضا بايرامي در سخناني گفت: محمود گلابدرهاي ادبيات خاص و زندگي خاص خودش را داشت و زندگي و ادبياتش عين هم بود و در هر دو حوزه با فراز و نشيبهاي فراواني روبهرو بود و اگر بپذيريم هنر محصول بيقراري و عدم ثبات مرسوم است، به گمانم گلابدرهاي اين ويژگي را به اندازه كافي در زندگياش داشت و ما اين فراز و فرودها را در آثارش ميبينيم.
اين نويسنده عنوان كرد: گلابدرهاي در نثرش لجامگسيخته بود و نثر او اين قابليت و امكان را داشت كه به عنوان يك سبك معرفي شود.
بايرامي در ادامه به مرور خاطراتش از محمود گلابدرهاي در مقطعي كه مسؤوليت خانه داستان را برعهده داشت، پرداخت و تصريح كرد: محمود گلابدرهاي مرا به ياد «زورباي يوناني» نيكوس كازانتزاكيس ميانداخت. او هرچند تنهاي تنها بود؛ اما به واسطه آثارش و همچنين خلاقيتش بينياز از توجه و التفات ديگران بود و به نوعي به بينيازي رسيده بود. گلابدرهاي كه من ديدم، پر از شور زندگي و اشتياق به زندگي بود و اين روحيه را سعي كرد تا آخر عمر نگه دارد. به اعتقاد من، محمود گلابدرهاي اين اواخر خودش به قصه بدل شده بود و گاه مرز واقعيت و خيال در حرفها و رفتارش در هم ميآميخت.
در اين مراسم همچنين سهراب هادي از محمود گلابدرهاي به عنوان نويسندهاي با انديشه گسترده و از رمان «دال» او به عنوان اثري خلاق و اثرگذار ياد كرد و در ادامه به مرور خاطراتش با اين نويسنده از سالهاي دهه 60 پرداخت.
اين هنرمند متذكر شد: در ديداري كه كتاب «آقا جلال» را به من تقديم كرد، از او پرسيدم آيا حق جلال را در اين كتاب ادا كرده است يا خير و او گفت، جلال آل احمد بر گردن همه ايرانيان حق دارد و مطمئنا من در اين كتاب نميتوانم بخش اندكي از حقي را كه آل احمد بر گردنم دارد، ادا كنم.
هادي در پايان گفت: محمود گلابدرهاي بي قراريهاي بسياري داشت و اكنون آرام گرفته است.
در پايان اين مراسم قاسمعلي فراست با تأكيد بر اينكه ادبيات در اين سرزمين مظلوم است، متذكر شد: محمود گلابدرهاي اگر فقط دو كتاب «لحظههاي انقلاب» و «اسماعيل اسماعيل» را نوشته بود، حق اين را داشت كه به عنوان نويسندهاي مؤثر در عرصه ادبيات انقلاب در برابر او سر احترام و تواضع فرود بياوريم. در شرايطي كه در سالهاي انقلاب مردم در شور و هيجان تحقق و پيروزي انقلاب بودند، محمود گلابدرهاي بدون اينكه از جايي سفارش بگيرد، اقدام به تكنگاري و مستندنگاري شعارها و رويدادهاي روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي ميكند.
|