پشیمانی از قتل همسر با توهم خیانت
چهارشنبه 29 خرداد 1392 - ساعت 11:42

همه مي‌دانند كه من فرزانه را دوست داشتم و به خاطر مشكلاتي كه براي كارم ايجاد شد مجبور به جدايي شدم.

 

هموطن آنلاین _نماينده دادستان تهران در جايگاه شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري قرار گرفت و در توضيح كيفرخواست به هيئت قضات گفت: مردي كه به عنوان متهم در دادگاه حاضر شده، يك سال قبل همسرش را به قتل رسانده است.
او توضيح داد: اسفندماه سال۹۰ بود كه پسربچه‌اي به پليس خبر داد مادرش در خانه فوت شده است. مأموران پليس هم خودشان را به محل رساندند و با جسد فرزانه كه به نظر مي‌رسيد بر اثر خفگي كشته شده است، روبه‌رو شدند. بعد از آن جسد به پزشكي قانوني منتقل و تحقيقات براي شناسايي متهم آغاز شد. بررسي‌هاي اوليه مشخص شد صبح روز حادثه شوهر سابق فرزانه كه داود نام داشت از خانه او خارج شده است. مادر فرزانه در اولين بررسي‌ها گفت: داود مرد عصبي است و چند سال قبل دخترم از او جدا شد. او مدام دخترم را كتك مي‌زد. آنها زندگي جداگانه‌اي داشتند. دخترم زن زحمت‌كشي بود و خودش كار و دو پسرش را سرپرستي مي‌كرد. داود هم براي ديدن بچه‌ها به خانه دخترم رفت و آمد مي‌كرد و به خاطر همين با هم ارتباط داشتند.
نماينده دادستان تهران در ادامه گفت: مأموران بعد از تحقيق بيشتر دو ماه بعد از حادثه داود را شناسايي و دستگير كردند. او به جرم خودش اقرار كرد اما گفت قصد كشتن فرزانه را نداشته است. داود نامه‌اي به پليس نشان داد و ادعا كرد همسرش با چند مرد غريبه رابطه داشته است. او گفت: فرزانه نام مردان را نوشته و قبل از مرگ به او داده بود. نماينده دادستان تهران گفت: بررسي اوراق پرونده نشان مي‌دهد كه داود گناهكار است و برايش درخواست مجازات قانوني دارم.
بعد از آن مادر مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت: خواسته من قصاص است و حاضر به گذشت نيستم.
سپس متهم در جايگاه ايستاد و گفت: قبول دارم كه مرتكب قتل شدم اما قصد نداشتم كه او را به قتل برسانم. او مرا عصبي كرد و حادثه يك لحظه اتفاق افتاد. متهم ادامه داد: همه مي‌دانند كه من فرزانه را دوست داشتم و به خاطر مشكلاتي كه براي كارم ايجاد شد مجبور به جدايي شدم. به خاطر شغلم مجبور بودم به شهرهاي ديگر سفر كنم. به خاطر همين مشكلات كاري با هم اختلاف پيدا كرديم و سرانجام توافق كرديم كه از هم جدا شويم. بعد به خاطر مشكلات مالي كه داشتم قبول كردم او سرپرستي بچه‌ها را بر عهده بگيرد اما هر وقت مي‌خواستم به ملاقات بچه‌ها بروم، مانع مي‌شد و اجازه نمي‌داد كه آنها را ببينم.
متهم گفت: سه سال از جدايي ما گذشته بود. پولم را برده بودند و مشكلات زيادي داشتم. شش ماه بود كه به خانه فرزانه رفت و آمد مي‌كردم. او گفت به خاطر رفت و آمدي كه به خانه‌اش دارم، بهتر است صيغه بخوانيم و هر وقت خواستيم آن را باطل كنيم. من هم قبول كردم. وقتي به تهران مي‌آمدم يك شب را پيش بچه‌ها مي‌ماندم و بقيه وقت‌ها به خانه دوستانم مي‌رفتم. شب قبل از حادثه وقتي به خانه فرزانه آمدم، برايش هديه آوردم و رابطه ما مقداري بهتر شده بود. پيشنهاد دادم كه شام را با هم به رستوران برويم و او قبول كرد. وقتي از رستوران برگشتيم، قرار شد شب را در خانه او بمانم و صبح زود به فرودگاه بروم. صبح كه خواستم از خانه بيرون بروم، متوجه رفتار غيرعادي فرزانه شدم. رنگش پريده بود. به رفتارش شك كردم. وقتي سر ساكم رفتم، ديدم دو بسته مخدر شيشه داخل ساكم است. دليل نگراني فرزانه را فهميدم. او مواد مخدر را داخل ساكم گذاشته بود تا مأموران پليس مرا در فرودگاه بازداشت كنند. اگر اين حادثه اتفاق مي‌افتاد، به اعدام محكوم مي‌شدم.
عصباني شدم و به سراغش رفتم. اول منكر شد و گفت حتماً شخص ديگري مواد را داخل ساكم گذاشته است، اما من جايي نرفته بودم و مطمئن بودم كه كار خودش است. براي اينكه اطمينان پيدا كنم، دست و پايش را بستم و او را كتك زدم تا اقرار كند و آن را بنويسد. او برايم نوشت كه با چند مرد رابطه داشته و اسم و شماره تلفن آنها را ياد‌داشت كرد كه برگه آن در پرونده موجود است. بعد از اينكه دست و پايش را باز كردم، در دعواي لفظي گفت كه مي‌خواهم به ناصر خبر بدهم. ناصر همان كسي بود كه زندگي مرا تباه كرده و پولم را برده بود. عصباني شدم و نتوانستم خودم را كنترل كنم. گردنش را گرفتم و آن قدر فشار دادم كه خفه شد.
هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاعيات متهم و وكيل مدافع او وارد شور شدند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news192836.html