بخشش بزرگ پس از 7 سال
شنبه 22 اسفند 1383 - ساعت 20:57

اعلام رضایت اولیای دم یک مقتول باعث شد تا مرد جوانی که به قصاص محکوم شده بود از مرگ نجات یابد.

 

به گزارش خبرنگار ما، 7 آبان ماه سال 76 ماموران نیروی انتظامی کرج با تماس تلفنی مردی باخبر شدند، یک زن مسن در خانه‏اش به قتل رسیده است. آنها بلافاصله در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند و شوهر این زن به نام حسن را مورد بازجویی قرار دادند. این مرد به ماموارن گفت: من و کوکب زن 73 ساله‏ام با هم زندگی می‏کردیم، من مرد ثروتمندی هستم و راننده و چندین کارمند دارم. صبح روز حادثه از خانه بیرون رفتم، خانه ما 2 در دارد ، کلید در شمالی را من و همسرم کوکب داشتیم و از آن در رفت وآمد می‏کردیم، وقتی ازمحل کارم به خانه برگشتم، دیدم در شمالی قفل است و باز نمی‏شود، با چاقو در جنوبی را باز کردم و وارد خانه شدم دیدم کوکب نیست هر جایی را که فکر می‏کردم جست‏وجو کردم تا این که جسد بی‏جان همسرم را در یک اتاق پیدا کردم بعد متوجه شدم جواهرات زنم و مبلغ 300 هزار تومان پولی که داشتیم از خانه به سرقت رفته است.
ماموران پس از اظهارات این مرد، در تحقیقات خود متوجه شدند فرهاد راننده مرد ثروتمند، معتاد است و حرف‏های ضد و نقیض می زند. بنابراین فرهاد برای تحقیقات بیشتر بازداشت شد. مرد جوان که بشدت دچار عذاب وجدان شده بود بلافاصله پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد و گفت: من کوکب زن صاحبکارم را به قتل رساندم. روز حادثه به خاطر این که در حالت خماری به خانه صاحبکارم رفتم تا چیزی بدزدم، همسر حسن در حیاط بود، وقتی دید که من جواهراتش را برداشته‏ام شروع به داد و فریاد کرد، خیلی ترسیده بودم نمی‏دانستم چه باید بکنم اگر صاحبکارم از موضوع سرقت باخبر می‏شد قطعا مرا اخراج می‏کرد و شرایطم از این که هست بدتر می‏شد، به همین خاطر دهان کوکب را گرفتم و به داخل خانه بردم. او باز هم تلاش می‏کرد تا از دست من فرار کند و کمک بخواهد آنقدر مضطرب بودم که واقعا رفتارم دست خودم نبود یک لحظه وقتی به خودم آمدم متوجه شدم او مرده است، آنقدر گلویش را فشار داده بودم که جانش درآمده بود. بلافاصله پول‏ها و طلاها را برداشتم و از خانه بیرون رفتم و به سرکارم برگشتم سعی کردم خیلی عادی رفتار کنم تا کسی چیزی نفهمد، اما ماموران متوجه شدند. حالاهم بسیار از کاری که کرده‏ام پشیمانم، می‏دانم آنقدرکارم بد بوده که روی آن را ندارم تقاضای بخشش کنم و فقط می‏خواهم برای این که عذاب وجدان مرا کاهش دهند زودتر اعدامم کنند.
فرهاد در ادامه گفت: اعتیاد باعث شد تا هم زندگی خودم از بین برود و هم زندگی زن دیگری را از بین ببرم. در ادامه رسیدگی به این پرونده، رئیس شعبه 1603دادگاه جنایی تهران با توجه به اعتراف صریح قاتل و مدارک موجود در پرونده، حکم اعدام فرهاد را صادر کرد و این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر نیز مورد تایید قرارگرفت، امابعد از گذشت 7 سال اولیای دم کوکب که متوجه شده بودند فرهاد واقعا از کاری که کرده پیشمان است با اعلام رضایت خود، فرصت دوباره زندگی کردن به او دادند و درآستانه سال نو فرهاد دوباره به آغوش خانواده‏اش برگشت.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news25385.html