به گفته يكي از نزديكان مريم، وي از 3 سالگي به خاطر اختلاف پدر و مادرش و جدايي آن دو، نزد عمه‌اش در تهران زندگي مي‌كرد و طي 8 سال گذشته پدرش را که در اسلامشهر ازدواج مجدد كرده است، ندیده بود.

از طرفی مادر مريم نيز پس از جدایی به اصفهان رفته و در آنجا ازدواج كرده است. مريم بهار 84 پس از دوري طولاني مدت از والدين به ديدن خانواده مادرش رفت و در آنجا با جمع خانوادگي آنها از جمله «مجتبي» پسر مادرش آشنا شد.

او پس از برگشت از سفر به يكي از دختر عمه‌هايش گفت كه مي‌خواهد با اتمام تحصيلات پيش دانشگاهي به اصفهان برود و با مادرش زندگي كند اما به گفته دختر عمه‌مریم زماني كه مادر وی در اصفهان با او تماس تلفني گرفت و از تصمیم دخترش باخبر شد از قبول وی امتناع كرده.

مريم در آخرين يادداشت دفترچه خاطراتش نوشت: مي‌خواهم در مورد خودكشي با «مجتبي» حرف بزنم ...

مريم چگونه مرد؟

صبح روز حادثه مریم 18 ساله از منزل عمه‌اش در شهران راهي مدرسه پيش دانشگاهي «دو شهيد» در خيابان «معلم» شد. مدرسه مريم نزديك محل كار دختر عمه‌اش «بهاره» بود و او هر روز بعد از اتمام مدرسه نزد وي مي‌رفت و بعد از ظهر با هم به منزل باز می‏گشتند.

به گفته مدير مدرسه رفتار مريم در مدرسه كاملا طبيعي بود و او مثل هميشه با دوستان خود رفتار كرد.

ساعت 11 و 30 دقيقه یکشنبه مريم بعد از اتمام دروسش از مدرسه خارج شد و تقريبا 2 ساعت بعد در ساعت يك و 40 دقيقه خود را به زير چرخ‏هاي قطاري كه به سوي ايستگاه «ميرداماد» حركت مي‌كرد، انداخت.

به گفته يكي از افسران اكيپ بررسي صحنه جرم، دوربين مترو نشان داده است كه دختر جوان3 بار به خط نزديك شده و خود را عقب كشيده، اما در نهايت در لحظه نزديك شدن قطار، وي كوله آبي رنگ مدرسه‌اش را به گوشه‌اي پرت كرده و زماني كه قطار نزديك شد، خود را به زير چرخ‌هاي قطار انداخت. به گفته يكي از اقوام مريم، اين دختر پس از اختلاف خانوادگي و جدايي والدينش احساس ناآرامي مي‌كرد.

مريم دختر ساكتي بود كه هيچگاه راجع به زندگي شخصي‌اش با كسي از دوستان و نزديكانش گفت‌و‌گو نمي‌كرد و روز یکشنبه آخرين خط زندگي‌اش در ايستگاه شهيد بهشتي مترو تهران با قلم خودكشي به آخر رسيد.