مطابق اطلاعات به دست آمده، قاتل و مقتول هر 2 از روستایی در خرم آباد به تهران آمده بودند و در محله وحیدیه در خانه‌ای مجردی اقامت داشتند، اما بعد از مدتی اختلافاتی بین آنها در می‌گیرد، روز حادثه وقتی همسر حسن قلی به موبایل خیرالله تلفن می‌کند، خیرالله عصبانی ‌شده و فحاشی می‌کند، در همین حین حسن قلی تصمیم به انتقام جویی می‌گیرد و نیمه شب با گاز پیک نیک و چاقو خیر الله را از پای در می‌آورد.

تحقیقات صورت گرفته، آثار خون روی پای حسن قلی و اظهارات فرزند صاحبخانه که وی را در حین شستن خون دست‌هایش دیده، نشان می‌دهد که حسن قلی مرتکب قتل شده و با توجه به اقرار صریح متهم به قتل عمد و مدارک موجود، خواستار صدور رای قانونی هستم.

سپس پدر خیر الله در جایگاه حاضر شد، او گفت: از خیر الله به اتهام قتل پسرم شکایت دارم، آنها با هم دوست بودند و برای کار به تهران آمده بودند، اما حسن قلی به خاطر یک فحش پسرم را کشت و من تقاضای قصاص او را دارم. سپس حسین قلی در جایگاه حاضر شد، او گفت: قتل را قبول ندارم، من خیر الله را نکشتم، حدود 50 روز بود که به تهران آمده بودیم و در یک خانه زندگی می‌کردیم، ما با هم دوست بودیم، روز حادثه همسر من که در خرم آباد زندگی می‌کرد تماس گرفت و با ناراحتی از خیر الله خواست تا من را به شهرستان برگرداند، همسرم فکر می‌کرد به خاطر خیرالله در آنجا مانده‌ام، به هر حال او به زنم فحاشی کرد و من عصبانی شدم، اما درگیری ما آنقدر نبود که بخواهم او را بکشم.

من شب قبل از حادثه به خانه یکی از دوستانم رفته بودم و تا صبح آنجا بودم، صبح که به خانه آمدم دیدم جسد روی زمین افتاده چاقویی در کنار خیر الله بود که کاملا خون آلود بود.

وی ادامه داد: حرف‌هایی که نزد بازپرس گفتم، حرف‌هایی بود که به من تلقین شده بود و من خودم این کار را نکردم.

حسن قلی در پایان محاکمه و در آخرین دفاعیاتش گفت: من دوستم را نکشتم و فحاشی او به همسرم آنقدر مهم نبود که باعث ناراحتی‌ام شود.

سپس قاضی عزیزمحمدی و 4 قاضی مستشار دیگر برای صدور رای نهایی وارد شور شدند.