تلاش بی‌حاصل برای نجات ریکی
هموطن سلام , شنبه 7 خرداد 1384 - ساعت 15:33

«ریکی» 3 ساله پس از چند روز تلاش پزشکان برای نجات او از مرگ بالاخره روی تخت بیمارستان جان خودش را از دست داد. او به علت مرگ مغزی در بیمارستان جان سپرد و بلافاصله پس از مرگش پدر ریکی آقای «بیل میرادو» 40 ساله به اتهام قتل روانه دادگاه شد.

 

«ریکی» 3 ساله پس از چند روز تلاش پزشکان برای نجات او از مرگ بالاخره روی تخت بیمارستان جان خودش را از دست داد. او به علت مرگ مغزی در بیمارستان جان سپرد و بلافاصله پس از مرگش پدر ریکی آقای «بیل میرادو» 40 ساله به اتهام قتل روانه دادگاه شد. تمامی شواهد موجود در پرونده این کودک نشان می‌داد که او بر اثر کتک‌های بی‌رحمانه پدرش دچار خونریزی داخلی شده و به حالت کما رفته است. گرچه بیل هرگز قبول نکرد که فرزند 3 ساله‌اش را زیر کتک‌هایش به کام مرگ فرستاده است؛ اما همسر بیل، ماریا بهترین شاهد برای گناهکار شناخته شدن بیل است. او مدعی شده که کتک‌هایی که بیل در طول 3 سال از به دنیا آمدن ریکی به او می‌زده است منجر به مرگ او شده و این مادر شک ندارد که فرزند خردسالش براثر بی‌رحمی پدر سنگدلش از دنیا رفته است. به گفته ماریا، روز حادثه، بار دیگر بیل که خسته و درمانده از سر کار به منزل بازگشته بود ریکی در اطراف او شروع به بازی کرد. بیل دو بار به ریکی هشدار داد که اگر بار دیگر سر و صدا براه بیاندازد او را به باد کتک خواهد گرفت؛ اما ریکی کوچک بی‌توجه به حرف‌های بیل عصبی همچنان در اطراف او بازی می‌کرد. ماریا چندین بار سعی کرد ریکی کوچک را در اتاقش نگهدارد تا مشکلی پیش نیاید؛ اما ریکی در اتاقش با صدای بلند گریه می‌کرد و می‌خواست از اتاق بیرون بیاید سرانجام ماریا ناچار شد در اتاق او را باز کند تا ریکی بیرون بیاید. ریکی بلافاصله پس از بیرون آمدن از اتاق با خوشحالی شروع به دویدن و سروصدا کرد. بیل ابتدا توجه زیادی به ریکی نمی‌کرد و مشغول تماشای تلویزیون بود تا این که ناگهان به طرز وحشیانه‌ای به سوی ریکی حمله‌ور شد و او را به باد کتک گرفت. این بار بر خلاف همیشه بیل کوتاه نمی‌آمد و به طرز بسیار خشنی کودکش را کتک می‌زد. ماریا هرچه سعی می‌کرد شوهرش را از بچه جدا کند؛ اما بیل بدون توجه به التماس‌های ماریا، کودک را کتک می‌زد. ماریا برای این که ریکی را از کتک خوردن نجات دهد جلوی بیل را می‌گرفت؛ اما بیل عصبانی‌تر از آن بود که بتواند جلوی خودش را بگیرد. ماریا هم بشدت کتک می‌خورد؛ اما کاری از دستش برنمی‌آمد تا این که بیل خسته شد و ماریا و ریکی را رها کرد. ریکی و ماریا هر دو بی‌حال روی زمین افتاده بودند و هیچکدام حرکت نمی‌کردند. بیل بدون توجه به بد حالی همسر و فرزندش منزل را ترک کرد و به یک کافه در نزدیکی منزلشان رفت. 2 ساعت بعد ماریا از بیهوشی بیرون آمد او با بی‌حالی به طرف تلفن رفت و پلیس را در جریان قضیه قرار داد. او می‌دید که کودکش بدون حرکت روی زمین افتاده و به سختی نفس می‌کشد. پس از حضور پلیس در محل ریکی و ماریا هر دو به بیمارستان منتقل شدند. ماریا وضعیت بسیار بهتری داشت؛ اما ریکی در وضعیت بسیار وخیمی بود. ماریا در حالت نیمه بیهوشی تا حدودی ماجرا را برای پلیس تعریف کرد و ماموران پلیس خیلی زود بیل را دستگیر و روانه بازداشتگاه کردند. ماریا یک هفته پس از بستری شدن از بیمارستان مرخص شد و ریکی همچنان در قسمت مراقبت‌های ویژه بستری بود. با وجود تلاش بسیار پزشکان برای نجات ریکی او به علت خونریزی داخلی و مرگ مغزی جان خود را از دست داد و بیل بلافاصله به اتهام به قتل رساندن فرزندش در دادگاه حاضر شد. او ادعا کرد که فرزندش را به قتل نرسانده است؛ اما شواهد بسیار پرونده و شهادت ماریا نشان می‌داد که ریکی بر اثر ضربات وارده بر سرش توسط بیل به قتل رسیده و او قاتل فرزندش است. اگر ثابت شود که بیل هنگام ارتکاب به این جنایت دچار جنون نبوده است احتمالا به اعدام محکوم می‌شود.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news31140.html