مرد ميانسال چرا شوهر سابقش را از پاي در آورد
هموطن سلام , يكشنبه 8 خرداد 1384 - ساعت 21:59

جلسه محاکمه مرد جوانی که سال گذشته شوهر سابق همسر صیغه‌اش را به قتل رسانده بود، در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دلداری نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و گفت: در این پرونده حسین مرد 40 ساله متهم است ابراهیم و را با وارد آوردن یک ضربه چاقو به قتل رسانده است و مطابق قانون مجازات اسلامی و درخواست اولیاء دم تقاضای صدور حکم قانونی برای وی را دارم.
سپس مادر ابراهیم در جایگاه حاضر شد و برای قاتل پسرش تقاضای قصاص کرد و گفت: ابراهیم پسرم بی‌گناه کشته شد و به همین خاطر قاتلش باید قصاص شود.
در ادامه به دستور قاضی حسینی کوه‌کمره‌ای، حسین متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و به سوالات وی پاسخ داد.
قاضی: اتهام شما قتل عمدی ابراهیم است، آیا قبول دارید؟
متهم: بله من ابراهیم را کشتم و از این بابت پشیمان هستم.
قاضی: توضیح بده ماجرا چطور اتفاق افتاد؟
متهم: اسفندماه سال 82 بود که من با ابراهیم آشنا شدم و چون کارمند دارایی بودم مشکلی که برایش در اداره دارایی پیش آمده بود، حل کردم. بعد از مدتی ابراهیم به سراغم آمد و گفت: مادرش بیمار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد و از من 5/1 میلیون تومان پول خواست. من هم به خاطر مادرش این پول را قرض کردم و به او دادم. تا این که 23 شهریور ماه سال 83 بود که ابراهیم با زنی به نام لیلا به خانه ما آمد، او ابتدا لیلا را به عنوان دخترش معرفی کرد، اما چون آن زن حجاب درستی نداشت، به ابراهیم گفت: دیگر با این زن به خانه ما نیا، چون من مجرد هستم و صاحبخانه‌ام اعتراض می‌کند، ابراهیم قبول کرد، اما گفت: لیلا برای چند دقیقه‌ای در خانه من ماند تا او پس از انجام کارهایش وی را با خود ببرد، بعد از چند دقیقه ابراهیم برگشت، او یک صیغه‌نامه در دستش بود، متوجه شدم او در یک محضر آشنا من و لیلا را با هم صیغه کرده است. او صیغه‌نامه را به من داد و رفت من هم بلافاصله با منزل مادرش تماس گرفتم تا بگویم ابراهیم چرا این کار را کرده است، اما مادرش فحاشی کرد، گوشی را قطع کردم، چند دقیقه بعد ابراهیم تماس گرفت و او نیز شروع به فحاشی کرد. او که فحاشی کرد عصبانی شدم و به او گفتم این کارت بدون جواب نمی‌ماند. با لیلا به خانه ابراهیم رفتیم، لیلا اصرار داشت که من برگردم، اما این کار را نکردم. زنگ در را زدم، چندین نفر آن اطراف بودند که به طرفم حمله کردند، من هم ناراحت شدم و با عصبانیت به طرف ابراهیم رفتم، او با میله مرا می‌زد، من هم با چاقو یک ضربه به وی زدم، او غرق در خون شد به کمک لیلا و یکی از دوستان ابراهیم که آنجا بود، ابراهیم را به بیمارستان رساندم، اما وی جان باخت.
قاضی: در اعترافات قبلی‌ات گفته بودی یک ماه قبل از حادثه لیلا را صیغه کردی و برای گرفتن لباس‌های او به خانه ابراهیم رفته بودی.
متهم: این مسئله به من هیچ ربطی نداشت. من فقط می‌خواستم جواب فحاشی‌های ابراهیم را بدهم. قاضی: لیلا قبلا صیغه ابراهیم بود.
متهم: این موضوع را نمی‌دانستم، به من گفته بود لیلا دختر اوست، اما بعد از آن که کشته شد متوجه شدم لیلا قبلا صیغه او بوده است.
اظهارات یک شاهد
سپس رئیس دادگاه از شهریار یکی از شاهدان عینی خواست تا در جایگاه حاضر شود و ماجرا را شرح دهد.
شهریار نیز پس از قرار گرفتن در جایگاه گفت: روز حادثه ابراهیم با من تماس گرفت و گفت: سریع خود را به خانه ما برسان، فهمیدم اتفاقی افتاده، بلافاصله به آنجا رفتم، از او پرسیدم چه شده، ابراهیم گفت، چند نفر برای دعوا می‌آیند، پرسیدم چرا؟ علت را نگفت، در همین حین زنگ در را زدند، ابراهیم با لباس راحتی بود، در را باز کرد، اما با عجله به خانه آمد و گفت: آمده تا لباسش را عوض کند، من جلو در رفتم و از حسین خواستم به خانه خودش برگردد. همراه حسین یک زن جوان هم بود. او گفت: بگو ابراهیم لباس‌های لیلا را بدهد. در همین حین ابراهیم با میله‌ای آهنی آمد، قصد داشتم با بسته نگه داشتن مانع درگیری شوم، اما در یک لحظه ابراهیم و حسین موفق شدند مرا کنار بزنند. ابراهیم می‌خواست با میله آهنی به طرف حسین حمله کند که حسین چاقویی از جورابش بیرون آورد و به ابراهیم زد. او غرق خون شده بود، مادر ابراهیم روسری‌اش را باز کرد و گفت: زخمش را ببندید، در همین حین ماشین گرفتیم، ابراهیم را داخل ماشین گذاشتیم و به بیمارستان بردیم، اما هیچ فایده‌ای نداشت و ابراهیم فوت کرده بود. از همانجا حسین خود را تسلیم ماموران کرد.
بنا بر این گزارش، پس از پایان دادگاه قاضی کوه‌کمره‌ای و 4 مستشار برای صدور رای این پرونده وارد شور شدند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news31323.html