پس از اظهارات 2 مرد معتاد بررسی‏های پلیسی درخصوص اظهارات عجیب آنها آغاز شد و ماموران تصمیم گرفتند برای پی بردن به ماجرا، در نقش قاتل اجاره‏ای ظاهر شوند. به این ترتیب قرار شد یکی از ماموران به عنوان دوست 2 مرد معتاد همراه آنها نزد محمد برود ومشخص شود توطئه قتل مرد ثروتمند صحت دارد یا نه. ساعاتی بعد وقتی مامور پلیس همراه 2 مرد معتاد مقابل محمد قرار گرفت او گفت: همه چیز آماده است و طبق نقشه‏ای که طراحی کرده است عملیات قتل مرد ثروتمند همان شب آغاز خواهد شد به این ترتیب قرار شد همگی آنها ساعت 9 شب در محلی جمع شوند تا برای اجرای نقشه عازم شهر ری شوند.

زمانی که مامور پلیس دریافت ماجرا جدی است و خطر مرگ زندگی مرد ثروتمند را تهدید می‏کند را به دیگر ماموران اطلاع داد و به این ترتیب اکیپی از کارآگاهان ماموریت یافتند عاملان اصلی این توطئه را دستگیر کنند.

نخستین راهی که پیش روی کارآگاهان وجود داشت دستگیری مجرمان هنگام اجرای نقشه خود بود به همین خاطر ماموری که در نقش قاتل اجاره‏ای ظاهر شده بود می‏بایست به دقت مراقب اوضاع باشد تا در لحظه‏ای مناسب محمد را دستگیر و مانع از اجرای نقشه او شود. بنابراین طبق قراری که محمد گذاشته بود، مامور پلیس همراه 2 مرد معتاد در محل قرار حاضر شدند و سوار برخودرو پژو جی ال ایکس محمد به سوی شهر ری حرکت کردند. طبق نقشه‏ای که محمد طرح‏ ریزی کرده بود آنها می‏بایست خودرو مرد ثروتمند را هنگام رفتن به خانه‏اش در شهر ری متوقف کنند و پس از غافلگیر کردن او وی را به قتل برسانند. در حالی که محمد در طول مسیر در حال بیان مراحل مختلف این عملیات بود، مامور پلیس به دقت اوضاع را زیر نظر داشت و دیگر ماموران نیز در چند واحد عملیاتی ویژه در حال تعقیب پژو مشکی رنگ بودند دقایقی بعد خودرو پژو در محلی درشهر ری توقف کرد و محمد گفت تا رسیدن مرد ثروتمند باید در آنجا منتظر بمانند. همه چیز آرام به نظر می‏رسید و محمد نقشه خود را چند بار دیگر نیز مرور کرد. او می‏گفت: اولین مرحله از عملیات این است که با پژو راه ماکسیمای مرد ثروتمند را سد کنیم پس از آن 2 نفر با گاز اشک آور او را غافلگیر می‏کنند و من در آخرین مرحله با ساتور این مرد را به قتل می رسانم ساعتی بعد در حالی که هوا کاملا تاریک بود و اکیپ‏های ویژه پلیس محل را به صورت نامحسوسی زیر نظر داشتند، خودرو ماکسیمای مرد ثروتمند از دور نمایان شد و محمد دستور آغاز عملیات را صادر کرد.

او در اولین اقدام راه عبور ماکسیما را سد کرد و وقتی مرد ثروتمند متوقف شد خواست با ساتور به وی حمله کند که ناگهان لوله سلاحی را پیش روی خود دید.

مامور پلیس، در حالی که از صندلی عقب صورت محمد را نشانه رفته بود از او خواست تکان نخورد ولی محمد که تازه متوجه ماجرا شده بود با او درگیر شد و دیگر ماموران با مشاهده این صحنه وارد عمل شدند. لحظاتی بعد محمد توسط ماموران دستگیر و برای انجام تحقیقات پلیسی به اداره آگاهی منتقل شد.

او در بازجویی‏های اولیه گفت: چند روز پیش فردی به نام حبیب که طلا فروش است و اقامت کشور امارات را داراست از من خواست در ازای دریافت 15 میلیون تومان وجه نقد فردی را به قتل برسانم و من هم که به پول نیاز داشتم موافقت کردم برای همین تصمیم گرفتم از 2 نفر که می‏شناختم برای انجام این کار کمک بگیرم ولی نمی‏دانستم که پلیس از ماجرا مطلع خواهد شد.

اظهارات محمد در حالی صورت می‏گرفت که مرد ثروتمند با شنیدن نام حبیب شگفت زده شد و گفت: حبیب رغیب تجاری من بود که پس از آن که توانستم مجوز تاسیس آژانس تاکسیرانی در فرودگاه امام خمینی(ره) را به دست بیاورم با من دشمن شد. او همیشه می‏خواست هر طوری شده مرا از سر راه خود بردارد و برای همین نقشه قتلم را طرح‏ریزی کرده است. پس از اظهارات شاکی و ارائه شکایت او به دستور بازپرس پرونده تحقیقات برای دستگیری حبیب ادامه یافت.