
| زندگی پشت میلههای زندان |
| هموطن سلام , چهارشنبه 11 خرداد 1384 - ساعت 18:34 |
"آدریان ناوال"متهم است با بیرحمی بیش از حد و با شلیک گلوله به سوی پدر و مادرش هر دوی آنها را به قتل رسانده است. |
"آدریان ناوال" 25 به ساله حکم قاضی به حبس ابد محکوم شده است. آدریان با این که سن بسیار کمی دارد اما با همین سن کم تا آخر عمرش را باید پشت میلههای زندان بگذراند. او متهم است با بیرحمی بیش از حد و با شلیک گلوله به سوی پدر و مادرش هر دوی آنها را به قتل رسانده است. دادگاه پس از بررسی شواهد موجود در پرونده و شهادت شاهدان آدریان را به اتهام به قتل رساندن والدینش محکوم شناخت و او به حبس ابد محکوم شد. تنها راه نجات آدریان از حکم اعدام مشکلات روانی بود که روانپزشکان در او تشخیص دادند و پزشکی قانونی تایید کرد که او از مشکلات شدید روحی رنج میبرد و تحت تاثیر همین مشکلات روحی دست به چنین عملی زده است. آدریان گرچه ادعا میکند هنگام وقوع حادثه به علت خوردن بیش از حد مواد الکلی متوجه رفتارش نبوده است اما همسر او "سایا" با حضور در دادگاه ادعا کرد که آدریان نه تنها هنگام وقوع حادثه از سلامت کامل برخوردار بوده است بلکه او با شلیک گلوله به سمت سایا نیز قصد داشته که او را نیز به قتل برساند اما خوشبختانه برخورد گلوله به شانه سایا باعث شد که او از مرگ حتمی نجات یابد و بتواند علیه شوهرش در دادگاه شهادت دهد. "سایا" که با دستی باند پیچی شده در دادگاه حاضر شده بود ادعا کرد که در مدت 5 سالی که با شوهرش زندگی میکرده است همیشه از او میترسیده و هرگز نتوانسته است رابطه خوبی برقرار کند. به گفته سایا شوهرش از مشکلات شدید روحی رنج میبرده و پدر و مادرش نیز از این موضوع مطلع بودهاند. او ادعا کرد که پدر و مادر آدریان نیز میدانستهاند که پسرشان بشدت دچار مشکلات روحی است و به همین علت همیشه با ازدواج آنها مخالف بوده اند. پدر آدریان که دبیر یک دبیرستان بود وقتی متوجه شد که پسرش تصمیم به ازدواج گرفته است خودش شخصا تصمیم گرفت که پسرش را از این کار منع کند. او حتی با سایا نیز صحبت کرد تا شاید بتواند او را از این کار پشیمان کند اما سایا که بشدت به آدریان علاقهمند شده بود زیر بار حرفهای پدر او نمیرفت و تصور میکرد آنها به خاصر خصومتها و درگیریهای قدیمی که با پسرشان داشتهاند قصد دارند از ازدواج آنها جلوگیری کنند، فکری که به هیچ عنوان درست نبود و مدتها بعد سایا متوجه شد که با چه مرد خشنی ازدواج کرده است. به گفته سایا، آدریان 6 ماه پس از ازدواجشان در حالی که پسر جوان و بسیار بیتجربهای بود تصمیم گرفت از شهر محل اقامت پدر و مادرش خارج شود و در ایالت دیگری ساکن شود. اصرار پدر و مادر او بیفایده بود و آدریان مغازه پلاستیک فروشی که پدرش برای او و سایا خریداری کرده بود را فروخت و از آن شهر مهاجرت کرد. دور شدن آنها از خانواده باعث شد آدریان بیش از پیش ناراحتیهای روانیاش را بروز دهد. او بر سر هر مسئله کوچکی همسرش را به باد کتک میگرفت و تنها دلیل این خشونتش را خشونتی که پدرش در زمان بچگی در مورد او به خرج داده بود عنوان میکرد. به نظر میرسید پدر آدریان برای تربیت کردن او متوسل به کتک شده بود و اکنون آثار این کتکها و خشم در آدریان بروز کرده بود و او به این شکل خودش را خالی میکرد. سایا که همسرش را دوست داشت دلش میخواست به هر ترتیبی شده به آدریان کمک کند اما او هرچه بیشتر تلاش میکرد، نتیجه کمتری میگرفت. |
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news31592.html |