او از 9 ماه قبل و پس از دستگیر شدن توسط مامورمان پلیس تلاش میکند خود را از مرگ مادرش تبرئه کند؛ اما با وجود تلاشهای او و وکیلش عدم شواهد کافی در دادگاه باعث شد که روند دادگاه به صورتی پیش برود که او احتمالا به اتهام قتل به حبس ابد محکوم شود. گرچه پیشبینی میشود که در مورد پرونده سوزی دادگاههای بیشتری تشکیل شود؛ اما اولین دادگاه برخلاف آنچه سوزی و وکیلش تصور میکردند بر ضد او پیش رفت و حضور شواهد بسیار در دادگاه اعضای هیات منصفه را در فکر فرو برد. سوزی که خودش در یک مدرسه راهنمایی دبیر بوده است نیز گرچه توانست افراد بسیاری را برای رای دادن به نفع خودش به دادگاه بکشاند؛ اما این افراد به محض این که در مقابل سوالات پیچیده قرار گرفتند پاسخ قانع کنندهای نداشتند. در واقع همه آنها شهادت دادند که سوزی هرگز زن خبیث یا خشنی نبوده است و همیشه از مادرش به نیکی یاد میکرده است؛ اما نتوانستند قسم بخورند که هرگز سوزی را در حال خشونت ندیدهاند. واقعیت این بود که سوزی چندین بار در مدرسه نیز توسط مسئولان مدرسه مورد بازخواست قرار گرفته بود.
او ظاهرا در طول سالهایی که در مدارس مختلف مشغول به کار بود نیز چند بار بچهها را مورد آزار قرار داده بود و با کتک زدن آنها سعی داشت به قول خودش آنان را تربیت کند و این یکی از مواردی بود که وجود آن در ذهن شواهد حاضر در دادگاه توانست برای آنان شبهه ایجاد کند که شاید واقعا سوزی با خشونتی که میتوانسته بچهها را تنبیه کند قادر بوده است مادرش را نیز به قتل برساند. سوزی متاسفانه گذشته خوبی هم ندارد و همین موضوع باعث شده است که اعضای هیات منصفه نتوانند در مورد بیگناه بودن او براحتی نظر بدهند. در واقع سوزی پس از جدا شدن از شوهرش و زمانی که 25 سال سن داشت یک بار به علت نوشیدن بیش از حد مواد الکلی و رانندگی کردن در خیابان توسط ماموران پلیس دستگیر و روانه بازداشتگاه شده بود. در آن زمان گرچه او با پرداخت جریمه توانست خیلی زود از زندان بیرون بیاید؛ اما این پرونده به عنوان نقطه سیاهی در زندگی او ثبت شد. سوزی ادعا کرد که به خاطر مشکلات روحی که به خاطر جدا شدن از همسرش داشته است اقدام به خوردن بیش از حد مواد الکلی کرده است؛ اما این توجیه نیز در دادگاه نتوانست هیات منصفه را قانع کند که او از شهروندان منضبط است و مرگ مادرش اتفاقی بوده است که هیچ ربطی به سوزی ندارد. مرگ خانم «رافائل» زمانی رخ داد که همسایهها از چند ساعت قبل صدای جروبحث میان سوزی و مادرش را میشنیدند. به نظر میرسید مثل همیشه سوزی بر سر مسئله ای با مادرش مشکل دارد و اکنون سعی دارد که به هر نحوی که شده مادرش را قانع کند. همسایههای آپارتمان محل سکونت آنها به بحثهای چند ساعته و با صدای بلند خانم رافائل و دخترش عادت داشتند و این بار نیز با تصور این که بحث و جدل میان آنها بزودی پایان مییابد اعتنایی نکردند؛ اما چند دقیقه بعد ناگهان صدای سقوط جسمی سنگین به زمین شنیده شد و آنگاه بود که سوزی در حالی که با صدای بلند جیغ میکشید ادعا کرد که مادرش خودش را از پنجره آپارتمانشان که طبقه سوم قرار داشت به پایین پرتاب کرده است. گرچه ماموران اورژانس به موقع در محل حاضر شدند و کمکهای اولیه را به خانم رافائل رساندند؛ اما او خیلی زود و قبل از آن که بتواند در مورد سقوطش حرفی بزند از دنیا رفت و دخترش به اتهام هل دادن مادرش از پنجره به بیرون دستگیر و روانه بازداشت شد. اکنون پس از مدتها هنوز تکلیف این پرونده مشخص نیست. رأی نهایی برای گناهکار بودن یا نبودن سوزی صادر نشده است. در صورت متهم شناخته شدن وی، سوزی احتمالا به حبس ابد محکوم میشود.
|