درابتدای جلسه دادگاه، خاکی نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و به طرح شکایت علیه متهمان پرداخت، سپس اولیای دم سمیرا – مقتول – در جایگاه حاضر شدند.
مادر سمیرا گفت: یکسال قبل از حادثه دخترم سمیرا به صورت صیغهای به عقد مرتضی درآمد، دخترم 15 ساله بود و مرتضی 20 سال سن داشت، چندی بعد از ازدواجشان متوجه شدیم سمیرا باردار است، بعد از به دنیا آمدن فرزند سمیرا که پسر بود، دخترم با شوهرش دچار اختلاف شد، اما او هرگز در مورد زندگیاش چیزی نمیگفت، تا این که یک شب به خانه ما آمدند و ماجرا را تعریف کردند، من هم فکر میکردم این مسائل دعواهای معمولی بین زن و شوهر است، آنها وقتی از خانه ما رفتند همه چیز خیلی خوب بود، تا این که فردای آن روز خبر آوردند، سمیرا به قتل رسیده و شوهر و برادر شوهرش هم فرار کردهاند. آنها بعد از فرار به شیراز و اصفهان رفته بودند و بعد از 4 روز پدرشان آنها را تحویل پلیس داد.
من و شوهرم تقاضای قصاص مرتضی عامل اصلی قتل دخترم را داریم و تفاضل دیه را نیز میپردازیم.
سپس به دستور قاضی عزیز محمدی، مرتضی متهم ردیف اول پرونده در جایگاه حاضر شد. او در دفاع از خود گفت: 11 تیر ماه سال 82 بود که این حادثه اتفاق افتاد، مدتی بود که همسرم با برادر ناتنیاش و پسر صاحبخانه ما رابطه داشت، من این مسئله را به چشم ندیده بودم، اما پسر صاحبخانه به من گفته بود، چند بار در مورد آن با سمیرا حرف زدم و در نهایت او پذیرفت، شب حادثه تا ساعت 4 صبح با هم دعوا کردیم بعد او در کنار پسرمان خوابید، برادرم مجتبی هم در خانه ما بود، من از شدت ناراحتی خوابم نمیبرد، حدود ساعت 5 صبح بود که بالای سر سمیرا رفتم، میخواستم او را بترسانم، دو دستم را روی گردنش گذاشتم و فشار دادم، او تقلا میکرد و میخواست خودش را نجات دهد، میدانستم که اگر رهایش کنم، داد و فریاد میکند، به همین خاطر برادرم را بیدار کردم و از او خواستم تا پاهایش را بگیرد، برادرم هم به من کمک کرد، بعد روسری سمیرا را دور گردنش پیچیدیم و از 2 طرف کشیدیم. صورت سمیرا کاملا سیاه شده بود، من هم بشدت ترسیده بودم، بعد جسد را رها کردیم و به اصفهان رفتیم.
متهم در پاسخ به این سوال که آیا خودش دیده بود، هسرش با کسی رابطه داشته باشد، گفت: من خودم به چشم ندیده بودم، اما خودش گفته بود که برادر ناتنیاش وی را مورد آزار و اذیت قرار داده است و دست خطی از او در این رابطه وجود دارد که هر چند من آن را نوشتهام، اما سمیرا آن را انگشت زده است.
سپس مجتبی متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد، او گفت: من نمیدانستم اختلاف برادرم با همسرش بر سر چیست، اما میدانستم برادرم فقط به خاطر این که از سمیرا بچه داشت او را در خانه نگه داشته بود، چندین بار هم از او شنیدم که سمیرا با مردانی رابطه دارد، اما هیچ کدام از ما این مسئله را به چشم ندیده بودیم. شب حادثه با صدای سمیرا از خواب بیدار شدم، دیدم مرتضی دستش را روی گردن همسرش گذاشته و سمیرا دست و پا میزند.
مرتضی به من گفت: پاهایش را بگیر، من هم این کار را کردم، سمیرا آنقدر پاهایش را به اطراف میکوبید که ترسیدم پایش به بچه بخورد. تقریبا 2 دقیقه بعد سمیرا کاملا بی حال شد، البته هنوز نفس میکشید، مرتضی گفت: روسری را دور گردنش بپیچیم، من هم قبول کردم بعد از 2 طرف روسری را کشیدیم تا این که سمیرا خفه شد. اگر پیشنهاد برادرم نبود من این کار را نمیکردم، چند ساعت قبل از حادثه من و مرتضی مواد مخدر استفاده کرده بودیم تقریبا 3 گرم هروئین کشیده بودیم و کاملا نشئه بودیم، بعد از قتل از ورامین به سمت اصفهان رفتیم و بعد از 4 روز برگشتیم که پدرم ما را تحویل ماموران داد.
در ادامه جلسه دادگاه مرتضی متهم ردیف اول در آخرین دفاع خود گفت: من اتهام خودم را قبول دارم و از خانواده سمیرا میخواهم که مرا ببخشند، من او را دوست داشتم و به اشتباه این کار را کردم، سپس مجتبی متهم ردیف دوم نیز از اولیای دم تقاضای بخشش کرد.
رای این پرونده طی چند روز آینده صادر خواهد شد.
|