به گزارش خبرنگار ما این مرد 26ساله که حسن نام دارد متهم است با این تصور که خواهر 22سالهاش به نام آرزو در کار قاچاق مواد مخدر دست دارد وی را به قتل رسانده است.
همسرم ناپدید شده است
چند روز قبل مرد جوانی به نام علی به شعبه 5بازپرسی دادسرای شهرری مراجعه کرد و از ناپدید شدن مرموز همسرش خبر داد.
وی گفت: همسرم آرزو چند روز پیش برای انجام کاری راهی شهرستان کازرون شد؛ اما از آن زمان تاکنون هیچ خبری از او نشده و وی هیچ تماسی با من نگرفته است و احتمال میدهم اتفاقی برای او رخ داده باشد. پس از اظهارات این مرد بازپرس پرونده به کارآگاهان دستور داد تا تحقیقات همه جانبهای را برای یافتن سرنخی از آرزو آغاز کنند. به این ترتیب تحقیقات پلیس آغاز شد؛ اما نشانهای از وی به دست نیامد.
در شرایطی که کاوشها برای یافتن زن جوان ادامه داشت مردی در اهواز نزد ماموران نیروی انتظامی مراجعه کرد و به قتل خواهرش اعتراف کرد.
کارآگاهان پس از آن که با اظهارات این مرد که خودش را حسن معرفی میکرد، مواجه شدند، دریافتند مقتول همان زنی است که پس از سفر به کازرون به طرز مرموزی مفقود شده بود.
با روشن شدن این موضوع حسن تحت بازجوییهای فنی - پلیسی قرار گرفت و گفت: آرزو 2سال پیش با جوانی به نام علی ازدواج کرد؛ اما من از علی خوشم نمیآمد و احساس بدی نسبت به وی داشتم. پس از گذشت مدتی از ازدواج خواهرم متوجه شدم شوهرش معتاد است و در کار خرید و فروش موادمخدر نیز دست دارد. از این موضوع خیلی عصبانی و ناراحت بودم و واقعا نمیدانستم باید چه عکسالعملی انجام دهم.
متهم به قتل افزود: چندی بعد متوجه شدم علی خواهرم را به کارهای خلاف وادار میکند و آرزو نیز وارد کار خرید و فروش مواد شده است. به هیچوجه نمیتوانستم این موضوع را تحمل کنم و تصمیم گرفتم کاری انجام بدهم.
حسن در ادامه اعترافات خود گفت: چند روز پیش متوجه شدم آرزو به کازرون سفر کرده است برای همین به وی تلفن کردم و خواستم به اهواز نزد من بیاید. او ابتدا مخالفت کرد؛ اما پس از دقایقی صحبت کردن توانستم وی را فریب بدهم و به خانهام بکشانم. روزی که آرزو به منزل من آمد با وی بر سر اعمال و کارهایش صحبت کردم؛ اما او همه چیز را انکار کرد و گفت هیچکدام از حرفهای من صحت ندارد. در آن شرایط من خیلی عصبی بود برای همین به طرف وی رفتم و لباسهایش را بازرسی و در همین هنگام مقداری مواد مخدر پیدا کردم. در حالی که از شدت خشم نمیتوانستم خودم را کنترل کنم ناگهان چاقویی برداشتم و به آرزو حمله کردم و وی را کشتم. پس از قتل نیز خودم را معرفی کردم. من نمیتوانستم تحمل کنم خواهرم در کارهای خلاف فعالیت کند و به همین دلیل او را کشتم تا آبروی خانوادگیمان را حفظ کنم.
بنابراین گزارش پس از اعترافات حسن وی روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات از او همچنان ادامه دارد.
|