رابرت از مرگ گریخت
هموطن سلام , شنبه 28 خرداد 1384 - ساعت 23:26

«رابرت کافو» 33 ساله به اتهام به قتل رساندن «سام استارز» 35 ساله در دادگاه حضور یافت

 

رابرت گرچه نتوانست از خود به خوبی دفاع کند؛ اما به علت وجود مسائل پزشکی در پرونده‌اش توانست از حکم اعدام بگریزد و حکم حبس ابد با امکان تخفیف در مجازات را بگیرد. خانم «سارینا» به عنوان اصلی‌ترین شاکی این پرونده و همسر سابق رابرت به حکم صادره از سوی دادگاه شکایت کرده است، اما به نظر می‌رسد حکم صادره برای آلبرت تغییرپذیر نیست و او می‌تواند پس از تحمل 25 سال حبس در زندان تقاضای تخفیف در مجازات کند و اگر رفتار او طی این سال‌ها مورد قبول قاضی دادگاه و اعضای هیات منصفه باشد، می‌تواند از زندان آزاد شود. «سارینا» همسر سابق رابرت 10 سال پیش با او ازدواج کرد. او از رابرت هیچ شناختی نداشت و تنها به خاطر مشکلات مالی که داشت تن به این ازدواج داد. رابرت سرپرست امور داخلی یک هتل ساحلی بود و سارینا در این هتل به عنوان خدمتکار مشغول به کار بود. به محض این که رابرت پیشنهاد ازدواج با سارینا را مطرح کرد، او بدون آن که هیچ تحقیقی در مورد این فرد بکند، پیشنهاد او را پذیرفت و 2 هفته بعد مراسم ازدواج آنها در میان اعضای خانواده سارینا انجام گرفت. رابرت آن زمان ادعا می‌کرد که پدر و مادرش را در سانحه رانندگی از دست داده و از 17 سالگی به تنهایی زندگی می‌کند. سارینا که تنها به حل مشکلات مالی خود و خانواده‌اش فکر می‌کرد بدون آن که تحقیقی در این باره بکند، حرف او را پذیرفت. رابرت وضعیت مالی نسبتا خوبی داشت و توانست سارینا را به آنچه می‌خواست برساند. سارینا کار کردن را هم رها کرد و تنها در منزل مشغول به کارهای روزانه ‌شد. کم‌کم سارینا متوجه رفتارهای غیرعادی شوهرش شد. با گذشت ماه‌ها از این ازدواج، فهمید که رابرت بشدت دچار مشکلات عصبی است و بهانه‌گیری می‌کند. سارینا هر چه سعی می‌کرد زندگی را برای شوهرش راحت‌تر کند، بی‌فایده بود و رابرت به هر حال از او بهانه می‌گرفت. کم‌کم کار به جایی رسید که رابرت حتی به همسرش اجازه نمی‌داد برای انجام خرید روزانه از خانه خارج شود یا حتی به منزل مادر و پدرش برود. ادامه دادن این وضع برای سارینا غیرقابل تحمل بود و بالاخره او با کمک مادرش توانست رابرت را قانع کند که به یک پزشک معالج مراجعه کند. رابرت بالاخره تحت درمان قرار گرفت و هر روز از قرص‌های اعصاب استفاده می‌کرد. با استفاده کردن از داروها وضعیت بهتر شده بود و سارینا باز هم می‌توانست آرامش را در زندگیش ببیند. سال‌ها می‌گذشت و سارینا که علاقه بسیاری به بچه دار شدن داشت تصمیم گرفت فرزندی به دنیا بیاورد؛ اما ظاهرا رابرت دچار مشکلات ارثی بود بچه‌دار نمی‌شد در همین اوضاع بود که سارینا متوجه شد رابرت پدر و مادر دارد و سال‌ها پیش در پی دعوا با آنها منزلشان را ترک کرده است.
دروغ بزرگ رابرت، رفتارهای غیر عادی و عصبی او و از سوی دیگر بچه‌دار نشدنش باعث شد که با گذشت 7 سال از ازدواجشان او تقاضای طلاق کند و بتواند براحتی از رابرت جدا شود. رابرت پس از جدا شدن سارینا بشدت عصبی‌تر شده بود و به نظر می‌رسید قرص‌هایش را هم مصرف نمی‌کند تا این که 6 ماه قبل متوجه ازدواج مجدد سارینا با مردی به نام «سام استارز» شد. او به محض فهمیدن ماجرا مرتب برای آنان ایجاد مزاحمت می‌کرد تا این که بالاخره یک شب مخفیانه وارد منزل آنان شد و با شلیک چند گلوله به سوی سام، او را به قتل رسانید.
سارینا به عنوان شاهد ماجرا علیه شوهر سابقش شهادت داد و او دادگاهی شد و به قتل سام اعتراف کرد. پس از تشکیل دادگاه‌های متعدد حکم قطعی برای او صادر شد و او باید حداقل 25 سال در زندان بماند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news32483.html