همه دروغ مي‌گويند، من قاتل نيستم
هموطن سلام , سه شنبه 31 خرداد 1384 - ساعت 23:20

پسر جوانی که متهم است دوست خود را در یک نزاع دسته‌جمعی به قتل رسانده، اتهام قتل را منکر شد.

 

در ابتدای جلسه محاکمه قاضی عزیز محمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از دلداری، نماینده دادستان خواست در جایگاه حاضر شود و متن کیفرخواست را قرائت کند، دلداری نیز گفت: در تاریخ 2 مردادماه سال گذشته به ماموران بردآباد شهریار خبر دادند یک نزاع دسته‌جمعی به وقوع پیوسته که 4 نفر در آن زخمی شده و یک نفر به قتل رسیده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و با جسدی که متعلق به یک جوان به نام حسن بود مواجه شدند، بلافاصله بازپرس ویژه قتل در محل حاضر و تحقیقات از شاهدان ماجرا آغاز شد، همگی شاهدان به اتفاق گفتند، ضربات چاقو را شخصی به نام شمس‌الله به مجروحان و مقتول زده است.
بنابراین ماموریت ویژه ماموران برای دستگیری شمس‌الله آغاز و در نهایت وی در تاریخ 17 مردادماه دستگیر شد. هر چند شمس‌الله در هیچکدام از مراحل تحقیقات به قتل اعتراف نکرده، اما شواهد موجود در پرونده و شهادت شاهدان نشان از مجرم بودن اوست و با توجه به تقاضای اولیاءدم خواستار اشد مجازات برای متهم هستم.
سپس پدر و مادر حسن به عنوان اولیای‌دم او در جایگاه حاضر شدند و برای متهم تقاضای صدور حکم قصاص کردند.
پدر حسن گفت: پسرم با شمس‌الله دوست بود و برای این که به دعوا خاتمه دهد، وارد ماجرا شده بود و اصلا از علت دعوای شمس‌الله خبر نداشت، این مرد خون پسر جوانم را به ناحق ریخته است و من تقاضای قصاص دارم. دفاعیات متهم
در ادامه به دستور قاضی دادگاه، شمس‌الله در جایگاه قرار گرفت و از خود در برابر اتهامش دفاع کرد و به سوالات 5 قاضی حاضر در دادگاه جواب داد.
قاضی: مطابق کیفرخواست، شما متهم به قتل عمدی حسن 20 ساله هستید، اتهام خود را قبول دارید؟
متهم: اتهام قتل را قبول ندارم، اما در دعوا بودم.
قاضی: ماجرا را به طور دقیق توضیح دهید؟
متهم: روز حادثه حدود ساعت 11:30 شب بود که به من اطلاع دادند، مادربزرگم در زنجان باید مورد عمل جراحی قرار گیرد و 300 هزار تومان پول نیاز دارد. من شبانه پول را برداشتم و به همراه دوستم روانه زنجان شدیم، ما داشتیم خلاف می‌رفتیم، یکدفعه 2 نفر که با هم کورس گذاشته بودند به ما رسیدند و شروع به فحاشی کردند، این مسئله باعث درگیری بین ما شد، من عصبانی شدم و با مشت و لگد همدیگر را می‌زدیم. اصغر دوستم از من جدا شد، من هم چون تنها بودم دیگر به درگیری ادامه ندادم و دوباره سوار موتور اصغر شدم، یک دفعه دیدم 5 موتور 2 ترک به طرفم آمدند و درگیری دوباره شروع شد، من هم داشتم دعوا می‌کردم، حسن و چند دوستش برای میانجیگری آمدند و بعد همه چیز تمام شد. من و اصغر سوار موتور شدیم و رفتیم. بعد من با تماس تلفنی خانواده‌ام متوجه شدم به خاطر درگیری دنبال من می‌گردند و من هم آمدم و خودم را به ماموران معرفی کردم، اما قتل حسن کار من نبود.
قاضی: اما تمام 13 نفری که در دعوا بودند، این که تو چاقو داشتی و به بقیه حمله کردی را تایید کرده و نزد بازپرس شهادت داده‌اند در مورد آن چه می‌گویی؟
متهم: من شهادت آنها را قبول ندارم. آنها دروغ می‌گویند.
قاضی: عده‌ای دیده‌اند که در قهوه‌خانه دست‌ها و لنگ‌ و چاقوی خونی را شسته‌ای، در مورد آن چه می‌گویی؟
متهم: من از جلو آن قهوه‌خانه گذشتم، اما وارد آن نشدم و چاقویی در دست نداشتم.
قاضی: اصغر همان کسی که تو سوار موتورش شده‌ای گفته است که تو را دیده که به چند نفر چاقو زدی و بعد به زور سوار موتور شدی و در برابر قهوه‌خانه ایستادی و دست‌هایت را شستی.
متهم: اصغر دروغ می‌گوید، من این کار را نکردم.
پس از اظهارات متهم، وکیل مدافع شمس‌الله در جایگاه حاضر شد و از موکل خود دفاع کرد و بعد از آن آخرین دفاعیات متهم اخذ شد، او گفت: من در قتل حسن هیچ نقشی نداشتم و از این که حسن فوت کرده بسیار ناراحت هستم، اما من قتل حسن را قبول ندارم.
بنا بر این گزارش، قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار برای تعیین سرنوشت این پرونده وارد شور شدند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news32765.html