مجید جلالی گفته بود «جام را دوباره به تهران برمیگردانم»، اما خودش میدانست که کار به این آسانیها هم نیست. آخرین محاسبات را هم انجام داد و تیمش را به شکلی چید که علاوه بر احتیاط در خط دفاعی، حملات خطرناکی را هم تدارک ببیند. دایی را یک خط عقب فرستاد تا از پاسهای او استفاده کنند. در عوض زوهانی تند و تیز و ابراهیمی را جلوتر از او قرار داد تا از فضای خط دفاعی حریف استفاده کند و البته این در کنار روش سنتی این تیم یعنی استفاده سانترهای نوازی بود.
اما اکبر میثاقیان هم اهل پاتک زدن است. او خوب دست حریف را میخواند و اینبار هم خواند. نوازی را در راست بست و دایی را در میانه میدان مهار کرد. نیمه اول هر 2 نفر تمهیدات دیگری را خنثی کردند تا بازی با تساوی به نفع ابومسلم تمام شود. با شروع نیمه دوم و در حالی که تصور میشد صبا با آتش تندتری شروع کند، اما عکس این اتفاق افتاد. هنوز مجید جلالی روی نیمکت ننشسته بود که فضلی با یک ضربه سر، دروازه صباباتری را باز کرد. 50 هزار تماشاگر مشهدی به هوا پریدند و سردار سیاهپوش را پای دروازههای آسیایی دیدند، اما انگار قسمت این بود که سناریوی بازی رفت اینجا هم تکرار شود. ابومسلم باز هم حمله کرد. دوبار به تیر کوبید، چندین و چند موقعیت تک به تک را از دست داد، اما در عوض این صباباتری بود که 5 دقیقه مانده به پایان مسابقه، گل تساویبخش را زد، آنهم روی معدود فرصتهایی که به محمد نوازی برای سانتر کردن دادند و شوت روبرت مارکوسی که از روی خط 6 قدم زده شد. این گل مثل آب سردی بود بر پیکر مشهدیها. آنها با این شوک پای به دقایق اضافی بازی گذاشتند. قانون تلخ و بیرحم فوتبال که میگوید «اگر گل نزنید گل میخورید»، برای ابومسلم اتفاق افتاد. میثاقیان فقط 5 دقیقه تا قهرمانی فاصله داشت، اما جنگ دوباره از اول شروع شد.
ستاره قد کوتاه
اما در وقتهای اضافه هم اتفاقی نیافتاد تا پنالتی سرنوشت را مشخص کند. صباباتری مشکلی نداشت. دایی، نوازی، بختیاریزاده و دقیقی تضمینکننده گلها بودند، اما فضلی و ناصحی توپ را خراب کردند تا ستاره این دقایق رضا کرماللهی، گلر قد کوتاه صباباتری باشد؛ صبا جام را برگرداند به تهران |